به گزارش انعکاس بناب به نقل از آناج،  اخیرا یکی از مسولان مربوطه در امر انتخابات مجلسین ۹۴ در اظهاراتی با خبرنگار آناج، مسله فتنه ۸۸ را در امر رسیدگی به صلاحیت ها برابر با سفرهای خارجی برخی مسولین سابق که در حال حاضر جزو ثبت نام کنندگان انتخابات هستند، برابر دانسته است. فتنه سال ۸۸ آزمونی […]

به گزارش انعکاس بناب به نقل از آناج،  اخیرا یکی از مسولان مربوطه در امر انتخابات مجلسین ۹۴ در اظهاراتی با خبرنگار آناج، مسله فتنه ۸۸ را در امر رسیدگی به صلاحیت ها برابر با سفرهای خارجی برخی مسولین سابق که در حال حاضر جزو ثبت نام کنندگان انتخابات هستند، برابر دانسته است.

فتنه سال ۸۸ آزمونی بزرگ برای ملت ایران بود که درس‌ها و عبرت‌های زیادی را آموخت؛ در کنار فواید و آثار مثبتی که به دنبال داشت، تبعات و پیامدهای منفی نیز بر جای گذاشت و هزینه‌های بسیاری را تحمیل کرد که برخی از آنها جبران‌ناپذیر هستند.

اعمال مجرمانه‌ای از سوی برخی عناصر که خود را متعلق به انقلاب و نظام می پنداشتند، اتفاق افتاد که در محکمه عدالت قابل بخشش نیست که بازخوانی هر کدام می‌تواند برای اهل بصیرت عبرت آموز باشد؛ در این گفتار، صرفا به برخی آثار و پیامدهای منفی فتنه در ابعاد داخلی و خارجی اشاره خواهد شد ، تا شاید ذهن هر خواننده ای را به این نتیجه برساند که عواقب اصراف و هزینه های اضافی مالی یک جریان در برابر خسارات بزرگ و جبران ناپذیر فتنه ی ۸۸ قابل قیاس نبوده است.

آثار و تبعات منفی  فتنه در بعد داخلی:

۱- حرمت شکنی و هجمه به ارزش‌ها و باورهای دینی

یکی از پیامدهای فتنه ۸۸، بازکردن فضای هجمه به ارزش‌های دینی و ملی بود.

عاشورا در فرهنگ ملی و دینی ایرانیان، از قداست بالایی برخوردار است که حرمت شکنی عاشورا در سال ۸۸، دومین تجربه عناصر معاند انقلاب و نظام محسوب می شود و این حرمت‌شکنی اولین بار در آبان ۵۹ بود که مجموعه ای از گروههای ضدانقلاب، ملی گرا، ملی مذهبی‌ها و منافقین در حمایت از بنی صدر در مقابل انقلاب و نظام ایستادند و در روز عاشورا سوت و کف زدند؛ حضرت امام چند ماه بعد در واکنش به این حرمت شکنی فرمودند: «مشت اینها باز شد که اینها از چه سنخ آزادی می خواهند، … اینها خواستند که این منافقین هم آزاد بیایند توی مردم و بعد از یک سال دیگر بسیاری از جوانهای ما را منحرف کنند … بی جهت نیست که در آن نطق های با اجتماع زیاد روز عاشورا سوت می زنند و کف می زنند، امام مظلوم ما به شهادت رسیده، روز شهادت امام مظلوم ما، پای نطق و سخنرانی یک نفر آدمی که با آنها دوست است، کف می زنند و سوت می کشند و آمریکا را از یاد می برند. خط این بود که اصلا امریکا منسی بشود، یک دسته شوروی را طرح می کردند تا آمریکا منسی بشود، یک دسته الله اکبر را کنار می گذاشتند، سوت می زدند و کف می زدند آن هم در روز عاشورا، خط این بود که این قضیه مرگ بر آمریکا منسی بشود.(صحیفه نور ج ۱۵ ص ۶۸ ، ۱۳/۴/۶۰)».

در فتنه ۸۸ نیز مجموعه عناصر وابسته به همان گروه‌ها، به کمک جریان دوم خرداد آمدند و اینکه چرا جریان دوم خرداد پس از حدود سه دهه، میزبانی همان گروه‌های حرمت‌شکن را برای تکرار حادثه با مختصاتی جدید و عمقی بیشتر بر عهده گرفت، به ماهیت و سابقه این جریان بر می‌گردد.

عاشورای ۸۸ دست کم دو پیام را برجای گذاشت، اول اینکه جریان دین‌ستیز مترصد هر فرصتی برای هجوم به ارزش‌های دینی و تشکیک و تخریب باورهای اعتقادی مردم است دوم اینکه، حرمت شکنی عاشورا در آبان ۵۹، در دوره اصلاحات تئوریزه گردید و در دیماه ۸۸، در حجم گسترده، با تعرض به نمادهای عاشورا، هجوم به عزاداران و سوت و کف، عملیاتی گردید.

اگرچه حماسه ماندگار ۹ دی، پاسخ قاطع ملت عاشورایی به دین ستیزان فتنه‌جو بود اما این موضوع را نمی توان نادیده گرفت که در واقع اقدام فتنه‌گران در عاشورای ۸۸، زنده نگه داشتن آن حرمت‌شکنی و تزریق آن به افراد مریض و مستعد برای اتفاقات آینده بود.

۲_  ریزش نیروهای انقلاب و نظام

تجربه سه دهه پس از پیروزی انقلاب نشان داد که در مقاطع مختلف ریزش‌ها و رویش‌هایی رخ داده است. بهترین دلیل و تحلیل ریزش‌ها، این سخن حکیمانه است که «برخی افراد و گروه‌ها، انقلاب و نظام را برای خود و منافع و اهداف گروه خود می‌خواستند و چون انتظارشان برآورده نشد، خود انزوایی اختیار کرده و از آن فاصله گرفتند و یا در جستجوی حق خودساخته و موهوم، در مقابل آن ایستادند» و فتنه ۸۸ نیز این پیامد را بدنبال داشت که بخشی از عناصر و نیروها به رغم دیدگاه‌ها و اختلاف نظر و سلیقه‌های متفاوتی که داشتند، خود را در خدمت نظام می‌دانستند و سابقه انقلابی و اجرایی زیادی نیز در کارنامه خود ثبت کرده بودند، با موج فتنه‌ای که خود ایجاد کرده و یا حامی آن شدند، فرو ریختند و اعتبار و اعتماد گذشته خود را از دست دادند.

برخی که عنوان جرم بر کار آنها صادق است، چنان بر انحراف خود اصرار دارند که باب بازگشت را شاید برای همیشه، بر خود بستند.

پیامد دیگر فتنه ۸۸ در ریزش نیروها، به کسانی برمی گردد که با گذشت سه سال از ماجرا، هنوز سایه تردید را نتوانستند از خود دور کنند، برخی همچنان در چیستی و ماهیت رخدادهای پس از انتخابات مانده اند و به رغم همه شواهد و مدارک روشن، آن را فتنه نمی دانند یا سران فتنه را در رفتار و پیگیری ادعاهای خود همچنان مستحق می‌پندارند، برخی از آنها در اظهارنظرها، خود را چنان به تجاهل می‌زنند که به نظر می‌رسد با عناصر و سران فتنه مشکل دارند و نمی‌خواهند که با ابراز نظر، خاطر آنها را مکدر کنند.

البته آنچه مایه امیدواری است، موج رویش‌ها در کنار ریزش‌ها است که شاید این خصوصیت انقلاب اسلامی، اصالت نظام و ویژگی مردم وفادار و با بصیرت ایران است که همواره خلاء ریزش‌ها را با ظرفیت‌های مضاعف و روزآمدتر متناسب با نیاز انقلاب‌اسلامی و فرآیند تکاملی آن پر می کند.

۳- ایجاد شکاف در بین ملت

فتنه ۸۸ به مثابه تردیدهایی که برای بسیاری از خواص جامعه ایجاد کرد و شکاف و دو دستگی در آنها را دامن زد، در ابتدای فراخوانی‌های خود بین اقشار مختلف مردم نیز همین کارکرد را به نوعی برجای گذاشت بنابراین در اولین فراخوانی غیرقانونی در روز ۲۵ خرداد در تهران، شاهد حضور هواداران موسوی در میدان انقلاب و خیابان آزادی بودیم که در انتهای این مراسم، آشوبگران تعدادی اتوبوس، بانک، موتورسیکلت و دیگر اموال عمومی و شخصی را به آتش کشیدند.

عناصر سازماندهی شده هجوم وحشیانه‌ای را به مردم آغاز کردند و به ضرب و شتم مردم پرداختند که این اقدامات با تخریب اموال عمومی و دولتی، حمله به پایگاه نظامی بسیج، به آتش کشیدن مسجد، سردادن شعارهای ساختار شکن و …، ادامه پیدا کرد و تعدادی از شهروندان نیز به ضرب گلوله‌های غیرسازمانی به شهادت رسیدند که خوشبختانه خیلی زود نقاب از چهره فتنه‌گران کنار زده شد و موج حمایت‌های دشمنان خارجی، عناصر و گروه‌های ضدانقلاب، ماهیت فتنه و اهداف آنها را برملا ساخت و همین موضوع باعث گردید که جریان فتنه در فراخوانی‌های بعدی، نتواند مردم را به صحنه بیاورد. پیاده نظام آنها در حوادث بعدی صرفا به عناصر مخالف و معاند نظام منحصر گردید و در برخی از فراخوان‌ها، تجمع آنها از چند صد نفر تجاوز نمی‌کرد و یا برخی نیز بی‌پاسخ می‌ماند که این روند سبب شد گروهک منافقین و برخی گروههای ضدانقلاب فرامرزی، نیروهای بیشتری از هوادارن خود را فراخوان نموده و وارد صحنه کنند.

آن افرادی که در ماه‌های بعد خصوصا در آبان و دیماه به خیابان آمدند و تلاش کردند آشوب و فتنه را زنده نگه دارند، بازماندگان همین گروههای ضدانقلاب بودند که با فراخوان سران فتنه و هدایت فرماندهان عملیاتی آن مدیریت می‌شدند که بی تردید، اولین اثری که آشوب و هرج و مرج بدنبال داشت، خدشه به امنیت ملی در محیط داخلی و وجهه نظام در محیط منطقه‌ای و بین‌المللی بود.

به هرحال، آن بخشی از مردم که به سه نامزده بازمانده در رقابت انتخاباتی 88 رای داده بودند و در ۲۵ خرداد به آنها پاسخ مثبت دادند، برخی پشیمان شدند و به موج مردمی مقابله با جریان فتنه پیوستند و برخی نیز سکوت را ترجیح دادند و در انتظار کنار رفتن غبار فتنه و روشن تر شدن ماهیت مناقشه، خود انزوایی پیشه کردند اما نکته ای در این رابطه حائز اهمیت است، گسترش این دو دستگی و رسوخ دامنه شک و تردیدها، حتی به درون خانه و بین اعضای خانواده‌ها بود که آسیب ناشی از آن را نمی توان انکار کرد و این آسیب، حتی در میان سطوح مختلف افراد در ادارات، سازمان‌ها و نهادها نیز قابل مشاهده بود.

یکی از کارکردها و آثار این شکاف در بین ملت، مخدوش کردن روحیه و وحدت ملی و خراش دادن اعتماد عمومی نسبت به نظام و کارآمدی آن بود و بدیهی است که هزینه‌ای که جریان فتنه از این ناحیه تحمیل کرد، بسیار سنگین بوده و بازسازی آن کار راحتی نخواهد بود. این دقیقا نادیده گرفتن وصیت آن عبد صالح خداوند و معمار بزرگ انقلاب است که فرمودند: «بی تردید رمز بقای انقلاب اسلامی همان رمز پیروزی است و رمزپیروزی را ملت می داند و نسل‌های آینده در تاریخ خواهند خواند که دو رکن اصلی آن: انگیزه الهی و مقصد عالی حکومت اسلامی؛ و اجتماع ملت درسراسر کشور با وحدت کلمه برای همان انگیزه و مقصد».(فرازی از وصیت نامه سیاسی الهی امام خمینی(ره))

۴- تحمیل هزینه های اقتصادی

شاید خسارات وارده از سوی جریان فتنه در اغتشاشات خیابانی به اموال عمومی، سازمان‌های دولتی و بانک‌ها، در مقابل هزینه‌های کلان اقتصادی ناچیز باشد. یکی از اصول مسلم و پذیرفته شده در موضوع سرمایه‌گذاری در کشور، ضرورت ثبات سیاسی، امنیت و آرامش است. فتنه ۸۸ این کارکرد را داشت که شک و تردیدها را در سطح داخلی و منابع خارجی برای اطمینان از سرمایه‌گذاری و حفظ سرمایه را دست کم برای مدتی زیاد کرد.

حجت‌الاسلام مصباحی‌مقدم، نماینده مجلس و یکی از چهره‌های اقتصادی کشور، در مصاحبه‌ای با اشاره به ابعاد، آثار و پیامدهای فتنه ۸۸ در عرصه اقتصادی کشور می‌گوید: «یکی از اثرات فتنه در کوتاه مدت این بود که بازار ما را تعطیل کرد و با توجه به اینکه این بیشتر ابعاد فتنه در تهران بود تعطیلی بازار تهران به مدت یک هفته و حالت نگرانی که مردم داشتند یک بار روانی برای مبادلات تجاری بود. این فتنه موقعیت سیاسی جمهوری اسلامی را از آن حالت بالا و رفیعی که در منطقه و جهان به دست آورده بود را افت داد و این افت موقعیت، دشمنان جمهوری اسلامی را جری کرد، به آنها این فرصت را داد که تحریم‌های ما را تشدید کنند، با این تصور که تشدید این تحریم‌ها، فتنه‌ای که پدید آمده دامنگیر خواهد شد و ضربه کاری را به نظام جمهوری اسلامی خواهند زد و سرمایه‌گذاری‌های خارجی از آن به بعد آن روند رشدی را که طی می‌کرد دیگر طی نکرد و متوقف شد، البته هنوز کم و بیش سرمایه گذاری هایی صورت می گیرد ولی نه به شکل گذشته و آن شرایطی که ما با توجه به موضع خوب سیاسی و اقتصادی برای آنها داشتیم و اینها را باید حاصل کارکرد این فتنه و جریان فتنه دانست و معتقدم اگراین فتنه نبود ما سرمایه گذاری‌های خارجی را در پروژه عسلویه به صورت بسیار دامنه‌دارتری داشتیم. ما تهدیدات آمریکا و اروپا و کانادا و امثال آن و همچنین تحریم‌ها را هرگز نمی داشتیم چون آنها وقتی ببینند ملت ما پشت نظام و به صورت یکپارچه در عرصه مدیریت کشور هستند یک چنین اقدامات نامبارکی را نمی کنند و با توجه به رفتار فتنه‌گران وقتی دیدند گویی این نظام بخشی از پشتوانه خود را از دست داده است به خود اجازه انجام اموری مانند تحریم و تهدید را دادند. فتنه گران هیچ پایگاه اجتماعی نداشتند و یک دروغ بزرگ را به مردم القاء کردند. فتنه هم عواقب سیاسی داشت و هم تبعات اقتصادی که توانستیم به یاری خدا حتی به جایگاه رفیعتری هم از موضع پیشین دست پیدا کنیم». (سایت مشرق به نقل از پایگاه اطلاع رسانی جبهه متحد، ۸/۱۲/۱۳۹۰)

آثار و تبعات دهگانه فتنه 88 بر جمهوری اسلامی ایران

آثار و تبعات دهگانه فتنه 88 بر جمهوری اسلامی ایران

۵- زیر سوال بردن نهادهای قانونی با انجام اقدامات غیر قانونی

یکی از نهادهایی که هدف جریان فتنه قرار گرفت، شورای نگهبان بود و بر اساس اصل ۹۹ قانون اساسی، مرجع قانونی و مکانیزمی که برای نظارت بر انتخابات و صیانت از آرا در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران پیش بینی شده است، شورای نگهبان و ساختار و سازوکارهای مرتبط با آن است. البته به جز دوره اول ریاست جمهوری، که شورای نگهبان هنوز تشکیل نشده بود، کلیه روسای جمهور و جناح‌های سیاسی که در جمهوری اسلامی ایران از طریق انتخابات به قدرت رسیدند، به پشتوانه همین شورا بوده است؛ زیر سئوال بردن شورای نگهبان، ماهها قبل از خرداد ۸۸، از سناریوی تشکیک در سلامت انتخابات رقم خورد.

در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دهم، اظهارات برخی از اشخاص و حتی کاندیداها فضای سالم انتخابات را به سمت تردید و تشکیک سوق دادند. اظهاراتی چون «مردم هیچ‌گاه ضد انقلاب نمی‌‏شوند و اگر احساس کنند، رای‌شان جور دیگری خوانده می‌‏شود و تاثیرگذار نیست و نیز احساس کنند نمی‌‏توانند نقش خود را به خوبی در جامعه ایفا کنند، حضورشان ضعیف می‌‏شود».( رک؛ سخنان هاشمی رفسنجانی که در مراسم سی‌‏امین سالگرد قانونگذاری در مجلس شورای اسلامی نقل از (خبرگزاری کار ایران-۱۲/۹/۱۳۸۷) «باید به طور جدی تلاش شود تا سلامت انتخابات برای مردم مشخص شود تا با خیال راحت بروند و ‏رای دهند»، از این جمله اظهارات بود اما بیانات رهبری بسیار آرامش‌دهنده بود. نمی‌خواهم بگویم که غیر از این است، اما در تبلیغاتی که ‏می‌شود، ضرورت دارد که علائم روشنی برای سلامت انتخابات نشان داده شود".(سخنان هاشمی رفسنجانی در خطبه های نمازجمعه تهران، اردیبهشت ۸۸)

طراحان سناریو گام بعدی را در ایجاد یک تشکیلاتی غیرقانونی برداشتند و کمیته صیانت آراء را راه اندازی نمودند. با اعلام اسم رمز آشوب(تقلب)، این کمیته، ماموریت اصلی خود را به اجرا گذاشت و با اعلام ابطال انتخابات و اصرار بر برگزاری مجدد آن، بیانیه‌های فراخوان برای اردوکشی خیابانی و اغتشاشات را صادر کردند.

اگرچه شورای نگهبان همواره در هر دوره از انتخابات، البته با شدت و ضعف‌هایی، قبل و پس از برگزاری انتخابات، آماج نقدها و هجمه‌هایی قرار می‌گرفته است، اما آنچه که در سال ۸۸ در این رابطه رخ داد، در نوع خود بی‌سابقه بوده است، به عبارت دیگر بدعتی گذاشته شد و بدیلی برای شورای نگهبان خلق کردند.

براساس تجربه کودتاهای رنگین، انتخابات خصوصا انتخابات ریاست جمهوری همچنان بهترین بستر پیاده‌سازی چنین کودتایی محسوب می شود که در واقع، فتنه 88 نیز با راهکارها و مختصاتی از کودتای مخملی آغاز گردید.

بازخوانی برخی اظهار نظرها در آستانه انتخابات مجلس نهم و ریاست جمهوری یازدهم، حکایت از آن دارد که آثار و پیامدهای فتنه ۸۸ در این رابطه نیز قابل جستجو است و در عین حال دقت و هوشیاری بیشتری را می طلبد.

اظهارات برخی شخصیت‌های که از آنها انتظار نمی‌رفت، بار دیگر بهانه‌ای شد تا برخی افراد و محافل سیاسی، همان زمزمه‌ها را در مورد سلامت انتخابات و تشکیک در وظایف و کارکرد شورای نگهبان تکرار کنندکه به عنوان نمونه رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، در دیدار اعضای شورای مرکزی و دبیران استانی و شهرستانی حزب مردم‌سالاری، اعتماد مردم را سرمایه همیشگی انقلاب و نظام اسلامی خواند و با اشاره به اینکه مردم چیزی جز این نمی‌خواهند که در سرنوشت و آینده خود تأثیرگذار باشند، گفته بود: «مردم می‌خواهند رأی‌شان تأثیرگذار باشد و تزئینی نباشد و می‌توان با فراهم آوردن زمینه یک انتخابات شفاف و سالم، با حضور ناظران و مجریان صالح، اراده مردم را از طریق انتخاب نمایندگان مستقل و قوی توسط خودشان تحقق بخشید». (سایت آفتاب، ۲۵/۷/۱۳۹۰)

همه افراد و گروه‌هایی که مدعی هستند که به نظام، انقلاب و امام(ره) وفادار هستند و احساس تعلق دارند، دست کم یکبار این سخن حکیمانه معمار بزرگ انقلاب اسلامی و بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی را بخوانند که فرمودند: «هشدار می دهم که تضعیف و توهین به فقهای شورای نگهبان امری خطرناک برای کشور و اسلام است . همیشه انحرافات به تدریج در یک رژیم وارد می شود و در آخر، رژیمی را ساقط می نماید. لازم است همه به طور اکید به مصالح اسلام و مسلمین توجه کنیم و به قوانین، هر چند مخالف نظر و سلیقه شخصیمان باشد احترام بگذاریم»(صحیفه امام ج۱۷ص۴۳۱).

۶- ساختار شگنی و القاء تشویش و تردیدهای ذهنی

ایجاد تشویش و تردید نسبت به برخی آرمان‌های اصیل انقلاب، اصول مسلم و متقن قانون اساسی، خط امام خمینی(ره)، یکی از دیگر از پیامدهای فتنه ۸۸ بود. القائات جریان فتنه اذهان عمومی را مشوش کرد و دست کم در بین بخشی از مردم تاثیر‌گذار بوده است، خصوصا در بین نسلی که با مبانی، منابع، فرآیندها و سوابق کمتر آشنا بوده‌اند، یا نسبت به ماهیت و اهداف پدیده‌های سیاسی و شیوه‌ها و پیامدهای آنها، دارای آگاهی‌های سیاسی کافی نبوده و از شم سیاسی و قدرت تحلیل سیاسی لازم برخوردار نیستند.

بکار بردن شعارهای ساختار‌شکن، تلاشی برای از بین بردن مرزها و حرمت‌ها و عبور از خط قرمزها بود و "شعار نه غزه – نه لبنان"، در واقع مخالفت صریح با میثاق‌ملی و اصول مسلم آن بوده است و صرف‌نظر از اینکه حمایت از مستضعفان و مسلمانان یک نگرش آرمانی انقلابی ملت ایران، مبنای فطری بشری و باور دینی مردم مسلمان ایران است، حمایت از مبارزات حق‌طلبانه در جهان در قانون اساسی جمهوری اسلامی تصریح شده است.

بند ۱۶ از اصل سوم بر« تنظیم‏ سیاست‏ خارجی‏ کشور بر اساس‏ معیارهای‏ اسلام‏، تعهد برادرانه‏ نسبت‏ به‏ همه‏ مسلمانان‏ و حمایت‏ بی‏ دریغ از مستضعفان‏ جهان‏»، تاکید نموده و اصل ۱۵۴ نیز تصریح می کند که: «جمهوری اسلامی ایران سعادت انسان در کل جامعه بشری را آرمان خود می‌داند و استقلال و آزادی و حکومت حق و عدل را حق همه مردم جهان می‌شناسد بنابراین در عین خودداری کامل از هر‌گونه دخالت در امور داخلی ملت‌های دیگر از مبارزه حق‌طلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه از جهان حمایت می کند.»

دعوت مسلمانان و مستضعفان به خیزش و قیام علیه نظام سلطه و مستکبران، یکی از راهبردهای حضرت امام(ره) بود که تحت عنوان صدور انقلاب اسلامی چه در زمان حیات مبارک ایشان وچه در دوره زعامت رهبر فرزانه انقلاب اسلامی همواره دنبال شد و نهضت بیداری اسلامی در منطقه و روند معنویت‌گرایی در جهان اکنون خودش را مدیون امام و رهبری و ملت انقلابی ایران می داند. "شعار نه غزه – نه لبنان"، مخدوش کردن این منطق و خط مشی و آثار و دستاوردهای آن بود.

این ساختارشکنی‌ها، جمهوریت نظام را نیز نشانه رفت و در واقع یکی از وجوه بارز پیامد فتنه ۸۸، تشکیک در جمهوریت نظام و زیر سوال بردن ساختار انتخاباتی کشور بود. در حالی که انقلاب اسلامی و ملت ایران، همه افتخارش این است که نظام و ساختارهای آن را بر پایه مشارکت سیاسی شهروندان بنا نهاده است و تنها در اولین سال پس از پیروزی، ۵ بار ملت ایران پای صندوق‌های رای حاضر شدند و به نظام، قانون اساسی، برخی ساختارهای نظام رای دادند. هیچ رژیمی تاکنون چنین ریسکی را نپذیرفته و چنین تجربه ای را نداشته و نخواهد داشت. این یکی از وجوه تمایز مردم سالاری دینی در ایران با دمکراسی در رژیم‌های مدعی غربی است.

با تدابیر امام (ره) و بصیرت ملت انقلابی، جمهوریت نظام در عالی ترین شکل آن ترسیم شد و در طول سه دهه و حتی در شرایط جنگ و موشک باران شهرها، انتخابات به عنوان بستر مردم‌سالاری دینی و حفظ جمهوریت نظام، همواره به موقع و با اتفاق بالا برگزار گردید.