بررسی متون برخواسته از تفکر امام خمینی(ره) مبین دو دیدگاه پایه برای رابطه دین و سیاست است. این دو دیدگاه عبارتند از : دیدگاه مبتنی بر عقل و شرع در سیاست و دیدگاه مبتنی بر مبنای شرعی سیاست.
نویسنده در پژوهش حاضر با توجه و تاکید بر دیدگاه دوم که در واقع مبنای فکری امام خمینی(ره) در باب سیاست و دین را معرفی می کند، سعی در کشف رابطه سیاست و دین شده است. این پژوهش به لحاظ گردآوری داده ها در زمره تحقیقات کتابخانه ای قرار می گیرد و به لحاظ نوع پژوهش نیز توصیفی می باشد؛ چراکه به توصیف واقعیت های موجود در ارتباط با موضوع می پردازد.
نتایج نشان می دهد که جایگاه و رابطه سیاست و دین از دیدگاه امام خمینی(ره) بر پایه این نظر قرار دارد که سیاست مبنای شرعی دارد و در واقع جزئی از شریعت اسلام است. در این دیدگاه سیاست تحت سیطره علوم شرعی قرار می گیرد و سیاست علمی است که دارای قوانین خاص است که بر اصول دین، قواعد منطقی و قواعد فقهی استوار است.
در همین راستا می توان چنین استدلال نمود که بر اساس دیدگاه امام خمینی(ره) وظیفه دانشجویان در مواجه با مسائل و سوالات مطرح شده در حوزه سیاست نیز همانند مسائل فقهی باید برگرفته از متن دین و فقه اسلامی باشد. در کنار این رویکرد فقهی نسبت به چارچوب صحیح تشخیص سیاسی، حضرت امام(ره) همواره از دانشجویان و دانشگاهیان انتظار داشتند که در نقش ناظران بصیر و آگاه و مشاوران و کارشناسانی امین، مساعدت خویش را از دست اندرکاران و مجریان امور دریغ نکنند.
مقدمه :
یکی از مباحث مهم در حوزه اندیشه های سیاسی و حاکمیت جوامع مختلف، اندیشه و دیدگاه سیاست مداران و حاکمان در مورد جایگاه دین و سیاست در ارتباط با مدیریت جامعه است. در این ارتباط دو دیدگاه اصلی و متداول وجود دارد. در دیدگاه اول هرگونه پیوندی بین این دو، تداخل یکی از آنها را در امور دیگری موجب ناکارآیی طرف مقابل دانسته اند و به جدایی کامل آنها از یکدیگر با هدف حفظ حرمت هر یک از آن دو توصیه کرده اند. در مقابل نظریه جدایی کامل دین از سیاست، اعتقاد برخی اندیشمندان بر وجود رابطه سازنده بین دو مفهوم فوق است. گرچه نوع رابطه این دو در بین طرفداران این نظریه محل تنازع و اختلاف نظر بوده است، اما هیچ گاه اصل وجود رابطه مورد انکار واقع نشده است.
دیدگاه اول بر مبنای استقلال عقل و شرع در سیاست منسوب به فارابی و فلاسفه غرب اسلامی بخصوص ابن رشد است. این دو فیلسوف مسلمان معتقد به نظر دوگانگی حقیقت هستند، به نظر آنها علم مدنی و دانش سیاسی در تمدن اسلامی خاستگاهی دوگانه دارد، یک خاستگاه در حوزه عقل و یک خاستگاه در حوزه شرع است. سابقه تاریخی چنین توصیه ای به اروپای پس از قرون وسطی بازمی گردد. ظهور چنین اندیشه و پدیده ای به تشکیل حکومت هایی در جهان غرب منجر گردید که خود را ملتزم به مقررات دینی در سطح اجتماع، سیاست داخلی و امور خارجی نمی دیدند. این اندیشه پس از فراگیر شدن اندیشه های غربی در غالب کشورهای اسلامی نیز شیوع پیدا کرد؛ به طوری که امروزه بسیاری از این کشورها یا به طور رسمی دارای حکومت های سیاسی جدا از دین یا عملا شیوه عدم دخالت دین در اعمال حکومت را اجرا می کنند(سایت تجلی،۱۳۸۸، مجله ۴۶).
تئوری دوم معتقد به مبنای شرعی سیاست است. در این مبنا سیاست تحت سیطره علوم شرعی واقع میشود و دیگر اثری از هم سنگی و موازنه عقل و شرع در زندگی سیاسی، بدان گونه که در اندیشههای فارابی و ابن رشد قائل بودند به نظر نمیآید. این نظر از ابن سینا شروع میشود و غزالی آن را تقویت میکند و ملاصدرا آن را ادامه میدهد و بعد از ملاصدرا؛ باز تولید آن را باید در اندیشه فقها و اندیشمندانی همچون امام خمینی(ره) جستجو کرد.
سیاست در حوزه مفهوم و عمل
سیاست در اصل از واژه «سوس» گرفته شده و به معنای مملکت داری و اصلاح امور مردم و اداره کردن کارهای کشوری است. علامه طریحی می نویسد: «السیاسه القیام علی الشی ء بما یصلحه » سیاست دینی اقدام برای سامان دادن چیزی به وسیله اموری که آن را اصلاح کند و سامان بخشد. از تعاریفی که لغت شناسان در خصوص سیاست نمودند می توان گفت: سیاست یعنی تدبیر اصولی و جامع برای اجرای عدالت اجتماعی و حفظ کشور و فراهم نمودن امکانات برای تکامل مادی و معنوی انسانها(سایت تجلی، ۱۳۸۸، مجله ۴۶). امام خمینی با ژرف اندیشی خاص در ابتدا تعریف صحیح از سیاست ارائه داده آن گاه بین سیاست اسلامی و سیاست شیطانی مرزبندی نموده و سپس رابطه دین با سیاست اسلامی را مطرح کرده است. ازدیدگاه امام سیاست به سه قسم تقسیم شده است:
۱- سیاست شیطانی: سیاست شیطانی یعنی خدعه و نیرنگ که پرچمدار آن در عصرحاضر استکبار جهانی است. تلقی امام از این نوع سیاست ریشه در اندیشه سیاسی امام علی(ع) دارد که آن حضرت از این قسم سیاست با عنوان سیاست جور یاد کرده است: «بئس السیاسه الجور». سیاست بدین معنا اینست که بامعنای اصلی خود تناسب نداشته و از معنای خود تحریف شده است. متاسفانه واژه «سیاست » همانند برخی از واژه ها مانند واژه «استعمار» و .. . از معنای خود تحریف شده و به معنای خدعه و نیرنگ تفسیر شده است و همین تفسیرغیر صحیح باعث شده که شعار جدایی دین از سیاست مورد قبول برخی واقع شود.
۲- سیاست حیوانی: سیاست حیوانی که به دفع فساد از زندگی انسان توجه دارد و به ابعاد معنوی و الهی نظر ندارد، امام از آن تعبیر به سیاست حیوانی نموده و این نوع سیاست به صورت جزئی مورد تایید امام است. او در این خصوص فرمود: «…اگر فرض کنیم که یک فردی پیدا شود که سیاست را صحیح اجرا بکند نه به آن معنای شیطانی فاسدش، یک حکومتی، یک رئیس جمهوری، یک دولتی سیاست صحیح را اجراکند که به خیر و صلاح ملت باشد، این سیاست یک بعد از سیاستی است که برای انبیاء و اولیاء بوده و حالا برای علمای اسلام … انسان فقط یک حیوان نیست که خوردن و خوراک همه شوون او باشد، سیاست اگر صحیح باشد امت را در یک بعد هدایت می کند و راه می برد و آن بعد حیوانی است، بعد اجتماعی مادی است، و این سیاست یک جزء ناقص سیاستی است که در اسلام برای انبیا و اولیاء ثابت است».
۳- سیاست اسلامی: سیاست اسلامی همان سیاستی است که انبیا و اولیاء از آن به عنوان ابزار در جهت اجرای قوانین الهی، برقراری عدالت، حاکمیت خدا، احقاق حق و خدمت به بندگان خدا استفاده می کردند. امام راحل در تعریف این قسم از سیاست می فرماید: «… این سیاست سیاست رایج در کشورها یک جزء ناقصی است از سیاست که در اسلام برای انبیا و اولیاء ثابت شده است». همچنین ایشان فرمود: «انبیا شغلشان سیاست است و دیانت همان سیاستی که مردم را از اینجا حرکت می دهد و [به] تمام چیزهایی که به صلاح ملت و مردم است هدایت می کند». با توجه به تعریفی که امام از سیاست اسلامی ارائه داد می توان گفت انبیا و ائمه(ع) سیاستمدارترین انسانها بودند؛ به دلیل اینکه آنها لایق و شایسته ترین افراد برای اعمال چنین سیاستی بودند و دیدگاه امام، همآهنگ با روایات است که در روایات سیاست به همین معنای که امام بیان کرد، تعریف شده است(مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی (ره) ، دفتر اول ، ص۲۳۰).
رابطه دین و سیاست در اندیشه امام خمینی(ره):
همانطور که در مقدمه نیز اشاره شد، دو دیدگاه در ارتباط با موضوع پیوند دین و سیاست وجود دارد. دیدگاه اول بر مبنای استقلال عقل و شرع در سیاست است. طرفداران این نظریه معتقدند که علم مدنی و دانش سیاسی در تمدن اسلامی خاستگاهی دوگانه دارد، یک خاستگاه در حوزه عقل و یک خاستگاه در حوزه شرع است. دیدگاه دوم نیز معتقد به مبنای شرعی سیاست است. در این مبنا سیاست تحت سیطره علوم شرعی واقع میشود. در مطالبی که ذیلاً اشاره می شود، آنچه به خوبی قابل درک است؛ پیوند ناگسستنی نظریه امام خمینی(ره) از رویکرد دوم یعنی مبنای شرعی داشتن سیاست است.
در دیدگاه امام خمینی(ره) اسلام با ارائه نوعی از حکومت، قوانین کلی حکومت را بیان کرده و نسبت به عنصر حکومت بی تفاوت نبوده است. در ساختار قانونگذاری اسلام همان طوری که قوانین فردی وجود دارد قوانین سیاسی نیز پیش بینی شده است، تا انسانها از این قوانین کلی استفاده نموده و از عقل خود در تطبیق آن قوانین بهره گیرند و حکومت تشکیل دهند.
عالمان و مصلحان اسلامی همانند امام راحل، همان حکومت ارائه شده از سوی دین را که از آن به عنوان «حکومت اسلامی» و یا «حکومت دینی» یاد می شود؛ مطرح کرده است. بر این اساس سیاست جزء دین است نه خارج از دین. امام خمینی(ره) درباره موضع دین نسبت به حکومت فرمود: «گمان نشود اسلام مثل مسیحیت هست که فقط رابطه معنوی بین افراد و خدای تبارک و تعالی است و بس. اسلام برنامه زندگی دارد، اسلام برنامه حکومت دارد». همچنین در جایی دیگر می فرمایند: «حکومت که شعبه ای از ولایت مطلقه رسول الله(ص) است، یکی از احکام اولیه اسلام است و مقدم برتمام احکام فرعیه … است».
بر اساس این دیدگاه، دین فقط در مقوله خداو معاد و ارتباط انسان به خدا خلاصه نمی شود. از این رو قوانین الهی همانند دانه های تسبیح با همدیگر پیوند دارند که قوانین عبادی آن آثار سیاسی داشته و قوانین سیاسی/ اجتماعی آن بار و آثار عبادی دارند و سیاست جزء دیانت است و این آمیختگی آن قدر عمیق است که بین دین و سیاست وحدت است و نسبت دین وسیاست همانند نسبت روح و بدن می باشد. چنانکه شهید مطهری فرمود: «… بزرگترین آرزوی هواخواهان ترقی اسلام باید توام شدن سیاست و دیانت باشد. نسبت این دو با هم نسبت روح و بدن است. این روح و بدن، این مغز و پوست باید با یکدیگر بپیوندند»(سایت تجلی، ۱۳۸۸، مجله ۴۶).
در نظر امام خمینی(ره) اساس همه معارف «معرفه الله» است و همواره بر اصول اعتقادات تأکید داشتند. در نظر ایشان سیاست، علمی است که دارای قوانین خاص است که بر الهیات(اصول دین) قواعد منطقی و قواعد فقهی استوار است.
نظریه سیاسی امام خمینی و معرفت شناسی او بر انسان شناختی خاص او، مبتنی است او انسان را دارای دو جنبه مادی و معنوی میداند، و هدف بعثت انبیاءهم آن است که بتواند انسان را با توجه این دو جنبه به سعادت دنیوی و اخروی راهنمایی نماید و اساس همه کمالات انسان منوط به شناخت او نسبت به «معرفت الله» است و اساساً هدف اصلی بعثت انبیاء معرفی و شناخت خداوند است برای جوامع انسانی، و بقیه مقولهها همانند قسط و عدالت… .
پیوند دین و سیاست از مقولههایی است که امام خمینی به صور مختلف به آن پرداخته است در برخی بیانات امام خمینی با عنوان رابطه سیاست با صدر اسلام، و بعض دیگر به عنوان رابطه رهبری سیاسی و دینی در صدر اسلام و گاهی با عنوان رابطه احکام و عبادات با سیاست به موضوع پیوند دین و سیاست اشاره نموده اند. البته امام خمینی در یک مورد هم به توأمان بودن دین و سیاست صراحت دارد در ذیل به برخی از سخنان امام خمینی در این رابطه اشاره میشود : «امروز همه فهمیدند این را… که این مسئله دخالت در امور سیاسی از بالاترین مسائلی است که انبیاء برای او آمده بودند. قیام بالقسط و مردم را به قسط وارد کردن مگر میشود بدون دخالت در امور سیاسی؟ مگر امکان دارد بدون دخالت در سیاست و دخالت در امور اجتماعی و در احتیاجات ملتها، کسی بدون اینکه دخالت کند، قیام بالقسط باشد؟ یقوم الناس بالقسط باشد».
امام خمینی با اشاره به سیاست در صدر اسلام آن را یک سیاست جهانی میداند و با استناد به نامههای پیامبر گرامی اسلام(ص) به پادشاهان و دعوت آنها به اسلام به توأم بودن دین و سیاست اشاره میکند: «سیاستی که در صدر اسلام بود یک سیاست جهانی بود. پیغمبر اسلام دستش را دراز کرده بود در اطراف عالم و عالم را داشت دعوت میکرد به اسلام و دعوت میکرد به سیاست اسلامی و حکومت تشکیل داد و خلفای بعد حکومت تشکیل دادند در صدر اسلام از زمان رسول خدا تا آن وقتی که انحراف در کار نبود سیاست و دیانت توأم بودند»(خمینی ، روح الله ، ج۳ ،ص۲۲۷). همانطوری که اشاره شد این عبارت با مضامین مختلف بارها و بارها در کلمات امام به آن اشاره شده است. «والله اسلام تمامش سیاست است، اسلام را بد معرفی کردهاند، سیاست مدن از اسلام سرچشمه میگیرد».
در جای دیگر با اشاره به همراه رهبر اسلام با سیاست، میگوید: «رسول الله پایه سیاست را در دیانت گذاشته است». در جملاتی از امام خمینی که ذیلاً بیان شده است، به دو مطلب اشاره میشود: یکی جدایی دین از سیاست، که با نفی جدایی پیوند دین و سیاست را اثبات میکند. دوم اشاره به منشاء جدایی دین و سیاست و اهداف آن میپردازد. این نشانگر آن است که شعار جدایی دین از سیاست مربوط به دوران معاصر و حیله استعمارگران است(خمینی ، روح الله ، ج۱۵، ص۲۱۵).
“مگر زمان پیغمبر اکرم(ص) سیاست از دیانت جدا بود؟ مگر در آن دوره عدّهای روحانی بودند و عده دیگر سیاستمدار و زمامدار؟ مگر زمان خلفای حق یا ناحق، زمان خلافت حضرت امیر ـ علیه السّلام ـ سیاست از دیانت جدا بود؟ دو دستگاه بود؟ این حرفها را استعمارگران و عمال سیاسی آنها درست کردهاند تا دین را از تصرف امور دنیا و از تنظیم جامعه مسلمانان برکنار سازند و ضمناً علمای اسلام را از مردم و مبارزان راه آزادی و استقلال جدا کنند در این صورت میتوانند بر مردم مسلط شده و ثروتهای ما را غارت کنند. منظور آنها همین است”(خمینی ، روح الله ، ج۱۵، ص۲۲۱).
حتی امام(ره) در جای دیگر همه احکام اسلامی مانند نماز، حج و زکات و خمس را مخلوط با سیاست میداند: «(اسلام) همه احکامش یک احکام مخلوط به سیاست است… نمازش مخلوط به سیاست است، حجش مخلوط به سیاست است، زکاتش سیاست، اداره مملکت است، خمسش برای اداره مملکت است». و به نظر امام خمینی حتی احکام عبادی منشأ خدمات اجتماعی و سیاسی است در این زمینه میگوید: «و بسیاری از احکام عبادی اسلام منشأ خدمات اجتماعی و سیاسی است عبادتهای اسلامی اصولاً توأم با سیاست و تدبیر جامعه است»(خمینی ، روح الله ، ج۱۵، ص۲۱۵).
سیاست و دانشجو از دیدگاه امام خمینی(ره)
دانشجوی سیاسی مطلوب در نظام اسلامی، به کسی گفته می شود که در دانشگاه، به درجه بالایی از بینش و درک سیاسی رسیده، در قبال سرنوشت خود، جامعه ومسائل سیاسی حساسیت لازم را نشان دهد. سیاسی بودن دانشجو بدین معناست که یک دانشجوی متعهد، تنها نباید در محور مسائل فردی وشخصی خود متمرکز باشد و از رویدادهای جامعه وجهان غافل گردیده، نسبت به آن بی تفاوت باشد، بلکه باید با اصول و مبانی اعتقادی، منطقی و معقول به تحلیل حوادث و رویدادهای جهانی و داخلی بپردازد و موضع مناسب و قاطع اتخاذ کرده و حساسیت لازم را دارا باشد. آن گونه که حضرت امام (ره)، همواره از دانشجویان و دانشگاهیان انتظار داشتند که همچون ناظری بصیر و آگاه، هوشمندانه و متعهدانه، عملکردها و تصمیم گیری ها را مد نظر گیرند و با نقادی دلسوزانه؛ خطا و لغزش احتمالی را گوشزد کنند و همچون مشاوران و کارشناسانی امین، مساعدت خویش را از دست اندرکاران و مجریان امور دریغ نکنند(عسگری آملی، ۱۳۸۶، نشریه پگاه حوزه).
در همین راستا باید اضافه شود که دانشگاه(و به تبع آن جمع دانشجویی) جزیره ای مستقل از جامعه نیست و ضمن تاثیرپذیری از نظام سیاسی، توانایی مهمی در تاثیرگذاری بر بخش های مختلف آن را دارد. یک تحصیل کرده محیط علمی زمانی قادر خواهد بود، برای سامان دادن به مدیریت نظام اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و…، کارایی علمی مطلوب و موثری داشته باشد که همگام با کسب دانش های روز، نسبت به موضوعات اساسی کشور و اصول اعتقادی و پایه ای حاکم بر مدیریت آن، حساسیت لازم را داشته باشد و از نزدیک با مشکلات و مسایل اجتماعی جامعه خود نیز آشنا شود و عملاً مشکلات را شناسایی کند.
هر چند امام خمینی(ره) بیان صریحی در ارتباط با وظیفه دانشجویان در مواجه با مسائل سیاسی روز ندارند؛ اما با توجه به دیدگاه ایشان در ارتباط با جایگاه سیاست و دین و مبنای شرعی که ایشان برای سیاست قائل هستند، می توان در موضوع وظیفه دانشجویان در قبال مسائل سیاسی، بحث را اینگونه جمع بندی نمود:
همانور که قبلاً نیز اشاره شد، در دیدگاه امام خمینی(ره) سیاست مبنای شرعی داشته و حوزه سیاست اسلامی برگرفته از مبانی اعتقادی و اصول فقهی اسلام می باشد. با توجه به این رویکرد و توجه به این نکته که سیاست جزء اصول دین نمی باشد، در دیدگاه امام خمینی(ره) و در احکام غیر ضرورى دین فرد باید یا مجتهد باشد که بتواند احکام را از روى دلیل به دست آورد، یا از مجتهد تقلید کند، یعنى به دستور او رفتار نماید، یا از راه احتیاط طورى به وظیفه خود عمل نماید که یقین کند تکلیف خود را انجام داده است، مثلا اگر عدهاى از مجتهدین عملى را حرام مىدانند و عده دیگر مىگویند حرام نیست، آن عمل را انجام ندهد، و اگر عملى را بعضى واجب و بعضى مستحب مىدانند آن را بجا آورد. پس کسانى که مجتهد نیستند و نمىتوانند به احتیاط عمل کنند واجب است از مجتهد تقلید نمایند.
نتیجه گیری :
در مطالبی که گذشت با دو تفکر رایج در بحث ارتباط بین دین و سیاست و همچنین خواستگاه این تفکر یعنی جدایی دین و سیاست و مبنای شریعتی داشتن سیاست آشنا شدیم. همانطور که بیان شد تفکر دوم یعنی تفکری که سیاست را جزئی از دین و شریعت می داند؛ برگرفته از آموزهای دینی و وحی است و در واقع سیاست را بخشی از احکام و اصول کلی دین و شریعت می داند.
نتیجهای که از بحث ارتباط دین و سیاست در اندیشه امام خمینی(ره) میتوان گرفت آن است که توجه امام خمینی(ره) به امر «سیاست» نتیجه همراهی وی از تفکر دوم یعنی مبنای شریعتی داشتن سیاست است. همچنان که قبلاً نیز اشاره شد، در نظر امام خمینی(ره) اساس همه معارف «معرفه الله» است و همواره بر اصول اعتقادات تأکید داشتند. در نظر ایشان سیاست، علمی است که دارای قوانین خاص است که بر الهیات(اصول دین) قواعد منطقی و قواعد فقهی استوار است. در نظر وی سیاست همچون علوم دیگر، چون کلام، فقه و اخلاق، بخش مستقلی را تشکیل نمیدهند بلکه سیاست تابع اجتهادات و استنباطات شرعی فقیهان میباشد.
سیاسی بودن دانشجو و مشارکت سیاسی دانشجویان، با توجه به مؤلفه هایی چون جایگاه، نقش و کارکردهای مهم دانشجو در سطح نظام سیاسی و جامعه از یک سو و توجه به آموزه های اسلامی درباره ضرورت و ضوابط مشارکت سیاسی و بالآخره حدود و مقررات قانونی، تبیین و لزوم آن اثبات می گردد. حد لازم سیاسی بودن به معنای حساسیت در برابر سرنوشت خود و جامعه خویش، داشتن بینش و تحلیل سیاسی پیرامون مسائل داخلی و خارجی و جریان های موجود و در مرحله بعد، تلاش فکری و عملی برای بهبود و پیشرفت کشور از طریق فرایندهای مختلف علمی، پژوهشی، سیاسی، فرهنگی و… است. از این رو «افراط کاری سیاسی» یا «انفعال و بی تفاوتی سیاسی» مغایر حقوق، وظایف و جایگاه دانشجو بوده، با آموزه های اسلامی، اصول نظام، منافع و امنیت ملی، استقلال، توسعه و پیشرفت مادی و معنوی کشور در تضاد و ناسازگاری کامل است .
همچنین در ارتباط با وظیفه دانشجویان و دانشگاهیان در موضوعات و مسائل سیاسی نیز چنین استدلال شد که با توجه به مبنای شرعی سیاست از دیدگاه امام خمینی(ره) وظیفه در مسایل سیاسی همان است که در مسایل فقهی نیز مطرح شده است. به عبارت دیگر فرد یا باید مجتهد باشد که بتواند احکام را از روى دلیل به دست آورد، یا از مجتهد تقلید کند، یعنى به دستور او رفتار نماید، یا از راه احتیاط طورى به وظیفه خود عمل نماید که یقین کند تکلیف خود را درست انجام داده است.
نویسنده مقاله: شهرام سلیمان زاده(این مقاله در اولین کنگره بین المللی دانشگاه اسلامی در دانشگاه بین اللملی امام خمینی(ره) قزوین به چاپ رسیده است)










Thursday, 12 February , 2026