آیا زمان آن نرسیده است که فتیله جنگ و دعواهای داخلی بین خودیها را پایین بکشیم و بفکر کل نظام بیفتیم و موقتا هم که شده کمی هم بر طبل وحدت بکوبیم.

دوستی همکار، سراسیمه وارد اتاقم در اداره میشود و پوستر فراخوان برپایی چهارشنبه سوری را روی میزم میگذارد و میگوید: فلانی! چه نشستی که دشمن با شعار «آتش جواب آتش» دارد پیش روی میکند.

اغتشاشاتی که در دیماه گذشته هیچکدام از جناحین نظام را به هوش نیاورد، دیگر ایبار به نحوی دیگر و البته خشونت آمیز تر و بقول خودشان «آتشین تر» در ایام جشن چهارشنبه آخر سال و ایام عید میخواهند بر افروزند که اگر اینبار موج سهمگین اعتشاشات بر سرنوشت ما باز گردد خدای نکرده «نه ازتاک نشان ماند و نه ازتاک نشان»….

سرم را بلند میکنم و به دوست نگرانم میگویم: ای بابا؛ کجایش را دیده ای. از این حرفها گذشته است، کسی که از یک سوراخ دوبار گزیده شود بگذار بشود. این خود مجازات اتو دینامیک ناشنوایی است. بارها و بارها همین حقیر نگارنده هشدار داده ام که نشسته اید بر شاخ و بن میبرید.
به دوست گفتم در داستان مرصاد هم اگر یادمان باشد، تا رسیدن ستونهایشان به چهارزبر در کرمانشاه را ندیدیم جدی نگرفتیم.
براستی که این روزها همه جای این سرزمین و همه چیز آن خبر از یک توطئه فراگیر علیه کلیت نظام می دهد. هرجا که نگاه می کنیم اعتراض است و تجمع است و فریاد..

روشن است که دشمن اگر خود خالق این وضعیت نباشد، از این وضعیت گل آلود صد البته ماهی های خودش را خواهد گرفت. تحت عنوان عید و چهارشنبه سوری و غیره باز خواهیم دید که موجی از اغتشاشات سراسری براه خواهند انداخت. شعار آنها خیلی گویا است «اتش جواب آتش»
آیا زمان آن نرسیده است که فتیله جنگ و دعواهای داخلی بین خودیها را پایین بکشیم و بفکر کل نظام بیفتیم و موقتا هم که شده کمی هم بر طبل وحدت بکوبیم….

نویسنده: علی زارعی

انتهای پیام/