مردم خسته اند از شنیدن بردند و خوردند و… آقای احمدی نژاد تنها برای یکبار بگو اشتباه کردم! و عذربخواه از ملتی شریف و پاک که خسته است از شنیدن شعارهای ضد فساد که همگان سرمی دهند و اندکند عاملان.
به گزارش انعکاس بناب به نقل از ائل پرس، محسن ترکمانی در یادداشتی نوشت: حکم رحیمی از سوی قوه قضاییه صادر شد و همگان در این باره به کنش و واکنش پرداختند، فارغ از تمامی تحرکات سیاسیون و رسانه های زنجیره ای و مستقل به این حکم تاریخی، در این میان واکنش احمدی نژاد که طی بیانیه ای از سوی دفترش اعلام شد جالب توجه بود.
احمدی نژاد پس از آنکه مشایی را طی روندی از معاون اولی خود کنار نهاد، رحیمی را جایگزین او کرد تا مسیر دولت دهم آنگونه که باید و شاید نسبتی با مسیر دولت نهم نداشته باشد. رحیمی که بنا بر شنیده ها دستی پر پیمانه در مدح و ثنای مقام بالا دستی دارد، پس از دیوان محاسبات ( که گفته ها حکایت از دلالی کروبی برای رسیدن او به این مقام دارد) خود را در ردای معاون اولی کسی می بیند که در سال ۸۴ برای مخالفش سینه چاک می کرده و اکنون نوبت آنست که سینه را برای محمود چاک کند.
احمدی نژاد با تمام خدماتش، گوشی ناشنوا برای انتقادات داشت و به سبب آنکه تخریب های بسیاری علیه او در جریان بود، به انتقادات نیز به مثابه تخریب، توجه آنچنانی نمی کرد و البته گه گاه نیز طی آفندهایی به طرف مقابل با کنایه و بی کنایه پاسخ انتقاد یا تخریب را می داد.
رحیمی از ابتدا نیز جنسش با شعارهای احمدی نژاد جور نبود و اینکه چرا احمدی نژاد این را در نمی یافت و یا بهتر بگوییم همچنان در نمی یابد، مشخص نیست. دولتی که ادعای پاکی دارد، اصولا باید در انتخاب مدیرانش توجهی صدچندان داشته باشد و در مقام عمل افرادی را که نسبت به کرده آنان شبهه ای وجود دارد، به کار نگیرد، که در آینده این فعل موجب رسوایی او می شود.
یکبار با تکنوکرات ها طرفی و می گویند که هر کسی سهمی دارد و این ها شیرینی کار است، برای آنان مهم نیست که فسادی بنامشان در بوق و کرنا شود، اما وقتی شخصی ادعای مبارزه با فساد را دارد داستان فرق می کند! جالب اینکه داستان بگونه ای پیش می رود که تکنوکرات ها هم داعیه دار مبارزه با فساد می شوند و کنفرانس ها برایش تدارک می بینند تا ژستی مصلح داشته باشند.
مبنای تفکر تکنوکرات ،چه بداند، چه نداند، فساد خیز است و بر همین اساس است که مردم پس از حکومت ۱۶ ساله تکنوکرات ها و لیبرال های اقتصادی و سیاسی به تفکری رای می دهند که از عدالت و پاکدستی سخن می گوید. تکنوکراتی که مستضعف را آسیب پذیر می نامد و له شدنش زیر چرخهای توسعه عادی می پندارد، ابایی ندارد از برملا شدن فسادش و پررومابانه به کرده اش تفاخر می کند، اما داستان برای کسی که داعیه انقلاب و مستضعف را دارد نه تنها این چنین جریانی تفاخر ندارد که اوج ذلت و شکست اوست که در دولتی که داعیه انقلابی گری داشته، چنین افرادی خط قرمز معرفی می شدند، چگونه است که در دولت ضد فساد، فاسد خط قرمز می شود، آیا این همان آثار نفود و استحاله نیست؟!
چرا باید در دولتی که داعیه مکتبی بودن دارد، افراد خط قرمز باشند و اصول فدای شخص شود و نه شخص فدای پیشبرد اصول؟! دولتی که داعیه ضد فساد دارد باید در حداقل ها که مدیران بالادستی باشند، افراد پاکدست بگمارد و هر آن و لحظه که فسادی از او سر زد، عذرش را بخواهد و او را به دست قانون بسپارد، نه اینکه در برابر فساد شخص برای حریم بسازد و دیگران را متهم به تخریب و یا فساد کند.
اکثریت تصدیق می کنند که احمدی نژاد در هر دو دور بر ضد هاشمی رای آورد و هاشمی و جریانش با اصلاح طلبان و یا بدون آنان، در هر بار و در دور دوم بیشتر نماد سرمایه داری و تبعیض طبقاتی بود و بر همین منوال بود که مردم احمدی نژاد را قهرمان مبارزه با فساد برخی می دانستند، حال چگونه می شود دقیقا بعد از انتخابات و آن همه هزینه طیف انقلابی برای پیروزی احمدی نژاد، او رحیمی را که یکی از دست پروردگان هاشمی و تفکر تکنوکرات هاست، به عنوان معاون اول خود انتخاب می کند، این در حالی است که رحیمی در جریان تحقیق و تفحص از دانشگاه آزاد پایش گیر است، البته بماند امداد مرتضوی به رحیمی در آن پرونده و رهایی او و در ادامه تلافی لطف مرتضوی توسط رحیمی و آوردن متهم کهریزک به دولت و آن ماجراها که یکشنبه سیاه را رقم زد.
دست پروده های هاشمی در دولت ضد هاشمی نفوذ می کنند و شخص رئیس جمهور برایشان حریم می سازد و این می شود که امروز پس از اثبات اتهامات رحیمی در جریان پرونده بیمه ایران، احمدی نژاد تنها پاسخی که می دهد این است که این تخلفات پیش از سال ۸۶ بوده است و در جریان دادرسی شبهه وارد می کند و … احمدی نژاد ضد فساد، فرافکنی می کند، و دریغ از یک عذرخواهی.
او که روزی ریاست جمهوری و تمام داشته هایش را حاضر بود فدای پاکی رحیمی و مشایی کند، امروز راه دیگری را می رود و حاضر نیست فساد را محکوم کند، حتی اگر در نزدیک ترین فرد به خود باشد، شاید پاسخ این باشد که این یک توطئه است و دیگرانی که این جریان را به راه انداخته اند خود مافیا هستند و فساد فراوان دارند، بر فرض اینکه دیگرانی هم باشند که فاسد باشند، این چیزی از گناه رحیمی کم نمی کند، همانگونه که حکم رحیمی شمه ای از بی طرفی قوه قضاییه بود، مردم منتظر رای دادگاه مهدی هاشمی هم هستند تا بار دیگر اجرای عدالت را به چشم ببینند.مردم خسته اند از شنیدن بردند و خوردند و… آقای احمدی نژاد تنها برای یکبار بگو اشتباه کردم! و عذربخواه از ملتی شریف و پاک که خسته است از شنیدن شعارهای ضد فساد که همگان سرمی دهند و اندکند عاملان.
احمدی نژاد چرا به خود نمی آید تا ببیند که مسیری که فرزند هاشمی، همانان که آنها را در مناظره به استیضاح کشید، توسط رحیمی و دیگرانی در دولت او نیز طی شده و این یک تلنگر اساسی است که پرونده فرزند هاشمی البته پس از سالها، و معاون احمدی نژاد با هم در جریان قرار می گیرند و این یعنی نفوذ در دولتی که ادعای پاکدستی داشت و اعلان نفوذ و تبری جستن از فاسد مسیر صحیح است که اگر پیموده نشود، حامی فساد دیگر نمی تواند شعار ضد فساد و پاکدستی سر دهد و دیگرانی را متهم به فساد کند و مجری قانون را به چالش بکشد.
از سر لجالت است یا هرچه، تنها برای یکبار بگو اشتباه کردم!










Wednesday, 11 February , 2026