تاکید رهبری معظم انقلاب مبنی بر اینکه اقتصاد مقاومتی بر سازمانهای دانش بنیان استوار خواهد بود، عملاً پای دانشگاه و مراکز علمی را نیز به این امر مهم کشانده و از این لحاظ انتظار تحرک مضاعف علمی از دانشگاهها نمی تواند دور از انتظار باشد.

بدیهی است که تعریف یک راهبرد اقتصادی به‌نام «اقتصاد مقاومتی» به نسبت تعامل نظام اسلامی با «نظام اقتصادی جهانی» از سویی و تقابل و رویارویی یا به‌عبارت بهتر مقاومت در برابر خواسته‌های استکبار جهانی و عدم پذیرش سلطه آنان، مرتبط است.اقتصاد کشوری که دارای جهان‌بینی خاصی است و این جهان‌بینی با منافع ابرقدرت‌های روز دنیا در تضاد است، اقتصاد خاصی خواهد بود، چرا که دشمنی‌ با چنین کشوری پایدار بوده و در هر دوره‌ای به شکلی بروز می‌یابد.

از این روی باید همه راهبردها و سیاست‌های کشوری مثل ایران به گونه‌ای طراحی شود که از کیان آن در برابر تهدیدها حفاظت کند و مسیر رسیدن به اهداف کشور را هموار سازد.

اقتصاد مقاومتی، به معنای شکوفاسازی استعدادها و پتانسیل های اقتصاد ملی در شرایط فشار مضاعف داخلی و خارجی است که البته علاوه بر تلاش دیپلماتیک برای کاهش فشارهای خارجی، مبتنی بر تصحیح و ترفیع سطوح کیفیت مدیریتی و کارشناسی برای بهبود تولیدات و محصولات داخلی با قیمت های مناسب است!

تاکید رهبری معظم انقلاب مبنی بر اینکه اقتصاد مقاومتی بر سازمانهای دانش بنیان استوار خواهد بود، عملاً پای دانشگاه و مراکز علمی را نیز به این امر مهم کشانده و از این لحاظ انتظار تحرک مضاعف علمی از دانشگاهها نمی تواند دور از انتظار باشد و طبعاً دانشگاه باید با تجمیع توانایی های خود، گام های میدانی و عملیاتی خود را دو چندان کرده و برای کمک به تحقق حماسه اقتصادی، آرایش اقتصادی نیز به خود بگیرد!

ابلاغ سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی توسط مقام معظم رهبری که یکی از رویکردهای اصلی آن توجه به اقتصاد دانش‌بنیان است این موضوع را بیش از پیش مورد توجه قرار می‌دهد که نقش دانشگاهها و مراکز پژوهشی و فناوری ما در تولید ثروت و ارزش آفرینی برای کشور چیست؟ و چه باید باشد؟

چه مکانیزم‌ها و روش‌هایی را باید به کار بست تا در کنار حفظ و ارتقای کیفیت آموزش و پژوهش‌های بنیادین، موضوع حل مسایل جامعه و تولید ثروت از دانش و فناوری نیز محقق شود؟

آیا دانشگاه های ایران و مراکز علمی و آموزشی فقط یک ماموریت بخشی دارد یا اینکه باید در اقتصاد کشور نقش فعال و محوری را بازی کند؟

گردش مالی و حجم فعالیت شرکتها و نهادهای ایجاد شده توسط فارغ‌التحصیلان ما چه حجمی از اقتصاد کشور را در بر می‌گیرند؟

آیا این حجم قابل توجه است یا اینکه بر مبنای توانمندی‌ها و ظرفیت‌های موجود در خانواده دانشگاه صنعتی شریف (دانشجویان، اساتید، فارغ‌التحصیلان) باید انتظار بیشتری داشته باشیم؟

با نگاه به رویکرد دانشگاههای بزرگ و مطرح و با رتبه بالای جهانی در می‌یابیم که توسعه فناوری و توجه به تجاری‌سازی یافته‌ها و دستاوردهای تحقیقاتی یکی از رویکردهای اصلی آنها بدل شده است و دانشگاه کارآفرین را به عنوان ماموریت خود قرار داده و در این راستا برنامه‌ریزی و تلاش می‌کنند.

به نظر می رسد برخی از دانشگاه ها و مراکز علمی بزرگ ما هنوز اقتصاد مقاومتی را آنچنان در نیافته اند و تنها به منافع خودی می اندیشند! تا به منافع کشور!

ماموریت اقتصاد مقاومتی امری است گسترده و نیاز به عزمی جدی و ملی دارد، چرا باید روسای دانشگاه های ما و در رأس آن وزارت علوم در این امر غفلت کنند؟ مگر علم نیست که مشکلات کشور را حل می کند؟

البته ناگفته نماند برخی از دانشگاه های کشور با برگزاری همایش های اقتصاد مقاومتی در این امر تلاش جدی تری را انجام داده اند؟ اما باید دید که آیا تنها این همایش ها کافیست یا باید در عمل وارد این مسئاله شد؟

بنابراین لازم و ضروری است دانشگاه های ما نیز در این بخش فعالیتهای ثمربخشی را انجام دهند چرا که اقتصاد مقاومتی باید همگانی و با عزم ملی صورت گیرد و این زمانی محقق می شود که هر کس و هر نهادی در جایگاه خودش اقتصاد مقاومتی را سرلوحه کاری خود قرار دهد تا اینکه کشور ما از بحران اقتصادی نجات یابد.

در آخر به این مطلب بسنده می کنیم که اخیراً مقام معظم رهبری در خصوص تکرار فراوان عنوان اقتصاد مقاومتی در سخنان مسئولان و فعالان بخش‌های مختلف کشور، فرمودند: البته با تکرار زبانی هیچ اتفاقی نمی‌افتد، بلکه باید این مسئله در مجلس و دولت به طور جدی بررسی شود که برای اقتصاد مقاومتی به مفهوم حقیقی، چه کارهایی انجام گرفته و چه کارهایی باید انجام بگیرد./

نگارنده: شهرام سلیمان زاده

انتهای پیام/