«چئله گئجسی» یکی از رسومات باستانی است که ریشه‌ ای دیرینه در فرهنگ ما ایرانی ها دارد. از قدیم الایام رسم بوده که همه اقوام در منزل یکی از بزرگان فامیل جمع شده و این چله نشینی در شب اول زمستان را با صفا و صمیمیت در کنار پاسداشت مقام ریش‌سفیدان برگزار می‌کردند.

«چئله گئجسی» از سالیان دور در شهرستان بناب نیز یکی از مراسمات سنتی و اصیل محسوب می‌شد؛ سنتی که صفا و صمیمیت بین خانواده‌ها را دو چندان می‌کرد

کرسی زیبای چوبی که نشانی از آغاز سرما و منشاء محفل گرم خانواده ها بود، یکی از اجزای باستانی این آیین کهن است که اهل خاندان را به دور خود جمع می‌کرد؛ سماور زغالی طلایی در گوشه‌ای از این محفل، خودنمایی می‌کرد و نقل این محفل گرم بود.

خوراکی های شب یلدایی بناب، ترکیبی از محصولات تولیدی این شهرستان بود که بانوان بنابی از آغاز فصل پاییز آن را برای شب یلدا تدارک می‌دیدند؛ «میلاخ، سنجد، کدو حلوایی، لبو، آجیل، انار و هندوانه» از خوراکی های مرسوم این شب بوده است و غذای محلی این شب نیز انواع دلمه به سلیقه کدبانوهای بنابی تدارک میشد.

این مراسم جزو چندین سنت اصیل و مهمی است که بنابی ها بدان مقید بوده و هستند. به گونه ای که در این شب برای نوعروس ها خنچه تدارک می‌دیدند و با آذین بستن هدایا، آن را درون مجمعه های مسی خوش نقش و نگار می چیده و به خانه نوعروسان می‌فرستادند

آنچه عنصر اصلی این سنت کهن محسوب می گردد صفا و صمیمیت و تکریم بزرگان و محبت به خردسالان بوده است به طوری که حتی با شب نشینی ساده و صمیمانه‌ای پیوندها استوارتر می شد و قلب ها به هم مهربان تر بود چیزی که امروز فضای مجازی ما را به شدت از آن دور کرده است

حلقه ی مفقوده ی عصر ما، مهربانیست، با دیداری گرم و صمیمی، بزرگان قوم را یادی کرده و «یک قاچ محبت» به هم تعارف کنیم.

نگارنده: شهرام سلیمان زاده