به گزارش انعکاس بناب به نقل از به نقل از نسل شاهوار مدت هاست که اوضاع کسب و کار در کشور مناسب نیست و در این میان عده ای از کارفرمایان و پیمانکاران فرصت را مناسب دیده و با نادیده گرفتن حقوق، مزایا، بیمه و پاداش کارگران آنها را مجبور به کار می کنند و […]
به گزارش انعکاس بناب به نقل از به نقل از نسل شاهوار مدت هاست که اوضاع کسب و کار در کشور مناسب نیست و در این میان عده ای از کارفرمایان و پیمانکاران فرصت را مناسب دیده و با نادیده گرفتن حقوق، مزایا، بیمه و پاداش کارگران آنها را مجبور به کار می کنند و تا با کوچترین اعتراضی از سوی کارگران مواجه می شوند به آنها می گویند: بفرمایید، چیزی که زیاده کارگر.
کارگران نیز که برای تامین مخارج زندگی و گذران امورات روزمره خود مجبور به کار کردن هستند، نسبت به حقوق قانونی خود اعتراضی نمی کنند و اگر هم اعتراض کنند صدایشان به جایی نمی رسد.
جوشکاری روی روح و روانم تاثیر گذاشته است
جواد میر حسینی حدود ۵۷ سال سن و چهار فرزند دارد که یک دختر و پسرش ازدواج کرده اند و دو پسر دیگر در خانه دارد که هر دو دانشجو هسستند. شغل محمد جوشکاری است. بیشتر موها و محاسنش سفید شده است.
وی در گفتگو با خبرنگار نسل شاهوار با بیان اینکه دود حاصل از جوشکاری مخلوطی از ذرات بسیار ریز و گازها می باشد گفت: حدود ۳۰ سال است که جوشکاری می کنم این کار هم سختی های خودش را دارد که گرمای شدید و جرقه های ناشی از جوشکاری که ممکن است باعث سوختگی شود بخشی از سختی های جوشکاری است.
این جوشکار با بیان اینکه گاهی اوقات نیز تراشه فلزات و جرقه های حاصل از جوشکاری باعث ایجاد جراحات چشمی می شود اظهار کرد: متاسفانه بیشتر صاحب کاران و پیمانکاران برای پیشبرد کار خود حقوق و مزایا که هیچ از امکانات و وسایل کاری هم دریغ می کنند و به سختی یک جفت دستکش با مرغوبیت پایین، عینک و یا ماسک جوشکاری در اختیار ما قرار می دهند.
جواد میر حسینی از بریدن انگشت سبابه دست راستش هنگام رابیز بندی یک ساختمان خبر داد و افزود: هنگام رابیز بندی یک ساختمان و آماده شدن برای جوشکاری سیم رابیز انگشت سبابه ام را برید و بعد از عمل جراحی نیز انگشتم حس زیادی ندارد و تقریبا از کار افتاده است، حدود یک ماه در خانه بودم و تمام مخارج بیمارستان را نیز خودم متقبل شدم.
وی با بیان اینکه حق بیمه اش را خودش واریز می کند یادآور شد: چند سال پیش با راهنمایی یکی از دوستانم گواهینامه جوشکاری از فنی و حرفه ای گرفتم و با ارائه به بیمه هزینه های واریزام برای حق بیمه کمتر شد.
او گفت: جوشکاری روی روح و روانم تاثیر گذاشته است، سرم دائما درد می کند، شب ها برای کاهش درد چشمانم باید در اتاق تاریک پارچه سرد روی چشمانم بگذارم، دو روز کار هست و یک هفته نیست تا جایی که برای تامین مخارج زندگی هر چند وقت یک بار در یک شهر مثل سبزوار، تهران، مشهد و … کار می کنم.
مهاجرت از روستا به شهر به امید یافتن شغل مناسب
با حسین اکبری هم صحبت می شوم، او یک کارگر نانوایی است، از روستاهای شاهرود برای کار و گذران مخارج زندگی به شهر آمده است، شغل اصلی او کشاورزی بود ولی به دلیل کمبود بارندگی در سال های گذشته و سود پایین این کار را رها کرده است.
حسین می گوید: از ۵ و نیم صبح از خواب بیدار می شوم و تا ۸ و نیم شب باید کار کنم تا روزی ۲۰ هزار تومان حقوق بگیرم، در حال حاضر هم محل خواب و زندگی ام داخل نانوایی است.
از او میخواهم درباره ساعت و نحوه کارش بیشتر توضیح دهد، گفت: ساعت حدود ۶ صبح باید پخت کنیم قبل از آن هم باید برای خمیر زدن بیدار شوم، تا حدود ۹ صبح کار می کنیم، از ساعت ۹ تا ۱۱ استراحت می کنیم و دوباره از ۱۱ تا حدود ۲ کار می کنیم، نوبت عصر نیز از ساعت حدود ۵ بعد از ظهر تا ۸ و نیم شب کار می کنیم و اگر صاحب نانوایی سفارش نان برای جایی و مجلسی گرفته باشد باید تا ۱۱ شب کار کنیم.
وی با بیان اینکه در همین نانوایی زندگی می کند اظهار کرد: خانواده ام در روستا زندگی می کنند و من با حقوق روزی ۲۰ هزار تومان و مخارج بالا و گرانی توانایی این را ندارم که خانواده ام را به شهر بیاورم و حداقل از پس اجاره خانه و سایر مخارج بر بیایم به ناچار آنها در روستا زندگی می کنند و من هر دوهفته یک بار برای دیدن آنها به روستا می روم.
این کارگر نانوایی در رابطه با بیمه و دریافت عیدی و سنوات افزود: متاسفانه بیمه نیستم چند سالی سابقه بیمه دارم که خودم به صورت آزاد زمانی که در روستا کشاورزی می کردم پرداخت کردم اما صاحب نانوایی راضی نمی شود من را بیمه کند عیدی هم حدود ۳۵۰ هزار تومان خود صاحب نانوایی قبل از عید داد که باز حقوق اسفند را پرداخت نکرد.
حسین لبخند تلخی بر لبانش می نشاند و می گوید: گویا در نانوایی هیچ قانونی وجود ندارد و این صاحب کار است که قانون کار را تعریف می کند.
خدا روزی رسان است
علی شاطری یکی دیگر از کارگرانی است که با او هم صحبت می شوم. او یک کارگر ساختمانی است، تحصیلاتش در حد دیپلم، حدود شش سال است که ازدواج کرده و یک دختر ۵ ساله به نام یسنا دارد.
درباره اوضاع و احوال کارش می پرسم، دست هایش را بلند کرده و خدا را شکر می کند و می گوید: بد نیست، خدا روزی رسان است، بعضی اوقات کار داریم و بعضی اوقات مثل فصل زمستان خیلی کاری نداریم.
او که پدرش بنّای ماهری است و در کنار پدر این کار را یاد گرفته است گفت: پدرم کار ساخت و ساز قبول می کند و من هم به عنوان شاگرد کنار او کار می کنم، روزی که بیاییم سر کار حقوق داریم و اگر نیاییم حقوق نداریم.
این کارگر ساختمانی اظهار کرد: هزینه بیمه ام را خودم به صورت آزاد واریز می کنم که اگر خود و خانواده ام یه سرماخوردگی ساده گرفتیم حداقل از درمانگاه تامین اجتماعی بتوانیم استفاده کنیم، پاداش و عیدی و سنوات هم که نداریم چون کار ما دائمی نیست و هر چند وقت یک بار جایی مشغول به کار هستیم.
علی افزود: متاسفانه ما حتی در زمان کار کردن هم امنیت نداریم چرا که اگر اتفاقی در محل کار برای ما بیفتد کسی پاسخگو نیست، حوادث ناشی از کار، نبود بیمه و عدم نظارت بازرسان از دیگر مشکلات است.
وی ادامه داد: در زمان هایی که پدرم کاری را قبول نکرده و بیکار هستیم هر کاری بتوانم برای گذران زندگی ام انجام می دهم تا لقمه ای حلال برای خانواده ام ببرم، حتی به اقوام نیز سفارش کرده ام که اگر خرده کاری ساختمان و بنایی دارند به من بگویند تا انجام دهم.
این کارگر ساختمانی خاطرنشان کرد: متاسفانه مسئولان فقط خوب حرف زدن را بلد هستند، در این چند سال که ما کار ساختمانی انجام می دهیم تا به حال نشده است که مسئولی به ما سر بزند و ببیند که ما چگونه کار می کنیم، با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم می کنیم در صورتی که آنها چگونه زندگی می کنند.
کار کردن با شرایط سخت بدون بیمه
علیرضا سیفی یکی از کارگران معادن البرز شرقی شاهرود است و آخرین حقوقی که دریافت کرده است دو ماه پیش آن هم نه به صورت کامل بلکه فقط ۶۰ درصد حقوقش را دریافت کرده است اینگونه می گوید: به سختی جان کندن در معادنی که چند صد متر زیر زمین است کار می کنیم به امید آنکه روزی حلال برای خانواده ببریم ولی الان حدود دو ماه است حقوق نگرفته ایم.
وی اظهار کرد: با چه مشکلاتی در معادن چند صد متری زیر زمین کار می کنیم اما بیمه نیستیم، اگر اتفاقی بیفتد چه کسی پاسخگوست؟ ؟؟؟ آن وقت آیا همین مسئولین نمی گویند شما که بیمه نبودید چرا کار کردید؟؟حقوقمان را پرداخت نمی کنند حداقل لیست بیمه مان را رد کنند.
این کارگر معدن از مسئولان شهرستان، استان و کشور خواست به مشکل کارگرانی که پیامبر به دستانشان بوسه می زد و می گفت تا عرقشان خشک نشده باید مزدشان پرداخت شود، رسیدگی کنند و نگذارند زندگی آنها اینگونه به سختی و مشقت بیفتد.
گفتگویم که به پایان می رسد به این فکر می کنم که از این دست نمونه ها در جای جای این شهر و حتی کشور زیاد است و آنچه مهم به نظر می رسد آن است که بی توجهی کارفرمایان و پیمانکاران به حق و حقوق کارگران هر روز بیشتر از دیروز باب می شود و اگر از طرف نهاد های قانونی راه حلی برای آن اندیشیده نشود جیب کارفرمایان روز به روز بزرگتر و جیب کارگران کوچکتر خواهد شد.
تمامی افرادی که با آنها هم صحبت شدم بر کسب روزی حلال تاکید داشتند و سلامتی را بزرگترین نعمت و پاداشی می دانستند که خداوند به آنها هدیه کرده است.
در روز جهانی کارگر گرامی داشتن و ارزشگذاری زحمات خالصانه این قشر زحمتکش و به قول فرمایش حضرت امام خمینی (ره)، ستون فقرات استقلال کشور و اسطوره سرنوشت ساز و رهایی بخش از وابستگی ها و پیوستگی ها، وظیفه ای ملی، اسلامی و همگانی است.
انتهای پیام/ر










Sunday, 29 March , 2026