وبلاگ "دین پژوهان"، نوشت: امام موسی کاظم(ع) در باب خداشناسی و اسماء و صفات الهی، بیانِ بسیار زیبا و شیوایی دارند که هر انسانِ جویای حقیقت را سیراب میکند که مختصری از آن را برای طالبان معرفت و شناخت بیان مینماییم. «فتح بن یزید» از امام کاظم(علیهالسلام) سوال کرد که: کمترین حد معرفت (خدا) […]
وبلاگ "دین پژوهان"، نوشت: امام موسی کاظم(ع) در باب خداشناسی و اسماء و صفات الهی، بیانِ بسیار زیبا و شیوایی دارند که هر انسانِ جویای حقیقت را سیراب میکند که مختصری از آن را برای طالبان معرفت و شناخت بیان مینماییم.
«فتح بن یزید» از امام کاظم(علیهالسلام) سوال کرد که: کمترین حد معرفت (خدا) چیست؟ حضرت فرمودند: «آن است که انسان اقرار کند که جز او خدایی نیست و شبیه و مانند ندارد … و هیچ چیزی مانند او نیست».[2]
حضرت موسی بن جعفر(علیهالسلام) در بیان زیبایی در تفسیر توحید و وحدانیت خداوند و صفات الهی به «محمد بن ابی عمیر» میفرمایند:«ای ابو احمد، در مورد توحید از حدود آنچه خداوند در کتاب خود ذکر فرموده مگذر که هلاک میشوی. بدان خدا یکتایی است یگانه و بینیاز، کسی را نزاییده است تا از او ارث ببرد و کسی نیز او را نزاییده تا با او مشارکت کند. زن و فرزند و شریکی برنگزیده، اوست زندهایست که هرگز نمیمیرد و توانایست که هرگز در نمیماند، غالبیست که هرگز مغلوب نمیشود، بردباریست که هرگز شتاب نمیکند، دائمیست که هرگز هلاک و نابود نمیشود، جاودانیست که هرگز فانی نمیشود، ثابتیست که هرگز زوال ندارد، بینیازیست که هرگز محتاج نمیشود، عزیزیست که هرگز خار و ذلیل نمیشود، داناییست که نادانی در او راه ندارد، عادلیست که هرگز ستم نمیکند، بخشندهایست که هرگز بخل نمیورزد.
عقلها نمیتوانند او را اندازهگیری کنند و خیالها بر او واقع نمیشوند، اندازهها بر او احاطه ندارند و جایی او را فرا نمیگیرد. دیدهها و خیالها او را درنیابند و او دیدگان را دریابد و او لطیف و خبیر است. همانند او چیزی نیست و او شنوا و بیناست. و او همان نخستینیست که پیش از او چیزی نبوده و آن پایانی است که بعد از او چیزی نخواهد بود و او قدیم است و آنچه غیر اوست پدیدآورده شده و آفریده شده…».[3]
امام کاظم(علیهالسلام) در نفی تجسیم و جسمانیت خداوند میفرماید: «خداوند جلیلتر و عظیمتر از آن است که به دست، پا، یا حرکت یا سکون محدود و اندازهگیری شود، یا به درازی یا کوتاهی توصیف شود، یا خیالها به او برسند و عقلها به صفتش احاطه پیدا کنند».[4]
همچنین حضرت و در نفی عقیده شخصی که گفت: «خداوند جسمى است که چیزى مانند او نیست، او دانا، شنوا، بینا، توانا، متکلّم و ناطق است، و کلام و قدرت و علم در یک روش مىباشند، هیچ کدام از آنها مخلوق نیستند». فرمود: «گوینده این کلام از رحمت خدا به دور باد، مگر نمىداند که جسم محدود است و کلام غیر متکلّم است، پناه مىبرم به خدا و از این سخن بیزارى میجویم؛ خداوند متعال نه جسم است، نه صورت؛ او هرگز محدود نیست و هر چیز جز او مخلوق است، به محض اراده و خواست او موجود شود، بدون کلام و حرکت خاطر و سخن زبانى».[5]
همچنین حضرت درباره مردمی که عقیده داشتند که خداى تبارک و تعالى از آسمان به زمین فرود میآید، فرمود: «خدا فرود نیاید و نیازى به فرود آمدن ندارد، دیدگاه او نسبت به نزدیک و دور برابر است، هیچ نزدیکى از او دور نشده و هیچ دورى به او نزدیک نگشته، او به چیزى نیاز ندارد، بلکه نیاز همه به اوست؛ او عطا کننده است، شایسته پرستشى جز او نیست، عزیز و حکیم است».
اما گفته وصفکنندگانى که میگویند: «خداى تبارک و تعالى فرود آید». این سخن کسى است که خدا را به کاهش و فزونى نسبت دهد، افزون بر آنکه هر متحرّکى احتیاج به محرّک یا وسیله حرکت دارد، کسى که این گمانها را به خدا برد هلاک گردد، و بپرهیزید از اینکه راجع به صفات خدا در حدّ معینى بایستید و او را به کاهش یا فزونى یا تحریک یا تحرّک یا انتقال یا فرود آمدن یا برخاستن یا نشستن محدود کنید، خداوند از وصف واصفان و ستایش ستایندگان و توهّم متوهّمان والا و گرامى است».[6]
سخنان امام کاظم(علیهالسلام) در باب خداشناسی بسیار عالی و تمام و کامل است و در مباحث کلامی و فلسفی براهین آن به اثبات رسیده است که بیان آن در این نوشتار نمیگنجد.
____________________________________________
پینوشت:
[۱]. اصول کافى، ج۲، ص۴۱۸٫
[۲]. همان، ج ۱، ص ۸۶.
[۳].توحید شیخ صدوق، ص۱۰۵٫
[۴]. همان، ص۹۶٫
[۵]. الاحتجاج-ترجمه جعفرى، ج2، ص۳۳۸٫
[۶].همان، ص ۳۴۰٫










Wednesday, 11 February , 2026