انعکاس بناب– گروه فرهنگی: درباره حضور حضرت رقیه(س) در واقعه عاشورا سخن بسیار است. گروهی از تاریخ نگاران منکر بودنش در واقعه کربلا شده و عده ای مهر تائید بر حضور دردانه حضرت سیدالشهداء در قافله عاشورائیان زده اند. آیا امام حسین(ع) دختری به نام رقیه داشته است؟ این سوال، موضوع مهمی است که درباره […]

انعکاس بناب– گروه فرهنگی: درباره حضور حضرت رقیه(س) در واقعه عاشورا سخن بسیار است. گروهی از تاریخ نگاران منکر بودنش در واقعه کربلا شده و عده ای مهر تائید بر حضور دردانه حضرت سیدالشهداء در قافله عاشورائیان زده اند.
آیا امام حسین(ع) دختری به نام رقیه داشته است؟ این سوال، موضوع مهمی است که درباره حضرت رقیه(س) مطرح می شود. در میان چهره ها و اندیشمندان معاصر، اوج اختلاف درباره فاطمه بنت الحسین(س) ، بین نظر استاد مرتضی مطهری و استاد فاطمی نیا به وجود آمده است. جناب استاد فاطمی نیا می گوید اسناد و روایاتی درباره حضرت رقیه وجود دارد اما شهید مطهری در تحلیل خود می گوید این روایات با تحلیل تاریخی هماهنگ نیست و نمی تواند واقعیت داشته باشد.

شهادت حضرت رقیه علیها سلام بر اساس سه منبع
شهادت غم انگیز حضرت فاطمه صغری و یا رقیه علیها سلام، دختر امام حسین(ع) چنین است:عصر روز سه شنبه در خرابه در کنار حضرت زینب(س) نشسته بود. جمعی از کودکان شامی را دید که در رفت و آمد هستند.
پرسید: عمه جان! اینان کجا می روند؟ حضرت زینب(س)فرمود: عزیزم این ها به خانه هایشان می روند. پرسید: عمه! مگر ما خانه نداریم؟ فرمودند: چرا عزیزم، خانه ما در مدینه است. تا نام مدینه را شنید، خاطرات زیبای همراهی با پدر در ذهن او آمد.
بلافاصله پرسید: عمه! پدرم کجاست؟ فرمود: به سفر رفته. طفل دیگر سخن نگفت، به گوشه خرابه رفته زانوی غم بغل گرفت و با غم و اندوه به خواب رفت. پاسی از شب گذشت. ظاهراً در عالم رؤیا پدر را دید. سراسیمه از خواب بیدار شد، مجدداً سراغ پدر را از عمه گرفت و بهانه جویی نمود، به گونه ای که با صدای ناله و گریه او تمام اهل خرابه به شیون و ناله پرداختند.
خبر را به یزید رساندند، دستور داد سر بریده پدرش را برایش ببرند. رأس مطهر سید الشهدا را در میان طَبَق جای داده، وارد خرابه کردند و مقابل این دختر قرار دادند. سرپوش طبق را کنار زد، سر مطهر سید الشهدا را دید، سر را برداشت و د رآغوش کشید.
بر پیشانی و لبهای پدر بوسه زد و آه و ناله اش بلند تر شد، گفت: پدر جان چه کسی صورت شما را به خونت رنگین کرد؟ پدر جان چه کسی رگهای گردنت را بریده؟ پدر جان «مَن ذَالَّذی أَیتَمَنی علی صِغَرِ سِنِّیِ» چه کسی مرا در کودکی یتیم کرد؟ پدر جان یتیم به چه کسی پناه ببرد تا بزرگ بشود؟ پدر جان کاش خاک را بالش زیر سرم قرار می دادم، ولی محاسنت را خضاب شده به خونت نمی دیدم.
دختر خردسال حسین(ع) آن قدر شیرین زبانی کرد و با سر پدر ناله نمود تا خاموش شد. همه خیال کردند به خواب رفته. وقتی به سراغ او آمدند، از دنیا رفته بود. شبانه غساله آوردند، او را غسل دادند و در همان خرابه مدفون نمودند.[۱]

حضرت رقیه (س) یاقوتی درخشنده در شهر شام

نهضت حسینی با یادگار گذاشتن نشانه‌ای گران‌قدر( حضرت رقیه) در شهر شام باعث دگرگونی عمیق و تغییری شگرف در شهر شام شدند؛ زیرا شهر شام از زمان عثمان، خلیفه سوم تحت امارت معاویه بوده و به گواهی تاریخ او از همان زمان در تدارک تشکیل حکومت بنی‌امیه بود.

پس از مرگ عثمان و به حکومت رسیدن امام علی(ع) وی حاضر به بیعت با امام نشد و از ایشان امارت شهر شام را درخواست کرد و به سبب آن که امام امارت شهر شام را به وی واگذار نکرد، جنگ صفین و ماجرای حکمیت روی داد.

پس از مرگ عثمان و به قدرت رسیدن معاویه او دست به جنایات بسیار عجیب و خطرناکی در عالم اسلام زد. اثرات ظلمی که معاویه در حق اسلام و مسلمین کرد قابل توصیف و شمارش نیست.

۲۴۸۴۷۰_۹۶۶

جریان‌سازی خطرناک معاویه علیه اسلام

از جمله آن می‌توان به رواج سب و لعن امام علی (ع) و جعل احادیث احادیث پیامبر اشاره کرد. در کتاب أسرار آل محمد علیهم السلام نقل شده: معاویه قاریان اهل شام‏ و قاضیان آن را فرا خواند و به آنان ‏اموالى داد و ایشان را در نواحى و شهرهاى شام پراکنده ساخت. آنان هم مشغول به نقل روایات دروغین شدند و پایه‏هاى باطلى را براى مردم پایه‏گذارى کردند. آنان به مردم چنین خبر مى‏دادند که على علیه السلام عثمان را کشته و بدین وسیله اهل شام را به معاویه متمایل کردند و همه اهل شام متفق الکلمه شدند.

برنامه بیست‌ساله معاویه بر ضد ولایت امیرالمؤمنین (ع)

معاویه این برنامه را بیست سال ادامه داد و در تمام مناطق تحت حکومتش آن را اجرا مى‏کرد، تا آنکه اراذل شام و یاران باطل نزد او آمدند و بر سر غذا و آب او نشستند.

او به آنان اموال مى‏داد و براى ایشان زمین‌ها را قسمت مى‏کرد و خوراکى و نوشیدنى به آنان مى‏خورانید، تا آنجا که خردسالان با این برنامه بزرگ شدند و بزرگسالان پیر شدند و عرب‌هاى بیابانى با این عقاید به شهرها کوچ کردند. اهل شام لعن شیطان را ترک کردند و بر على(ع) لعن کردند و نوشته‏اى هم به همه شهرها براى کارمندانش نوشت که: «امانم را برداشتم از کسى که حدیثى در مناقب على بن ابى طالب یا فضائل اهل بیتش نقل کند و چنین کسى عقوبت را بر خودش روا داشته است.»

بارگاه حضرت رقیه در شهر شام تبدیل به مرکزی برای تبلیغ تشیع شد

به یمن حضور این مخدره بزرگوار در قلب حکومت امویان، راه گم‌کردگان طریق ولایت به سمت اهل بیت هدایت می‌شوند و مَثَل آن شهید خردسال همانند مناری است که انسان‌های سرگردان را نجات می‌دهد. همچنین از اثرات وجودی حضرت رقیه (س) کم اثر شدن جنایاتی بود که معاویه ملعون در حق اسلام انجام داد؛ زیرا مرقد آن مخدره تبدیل به مرکزی برای تبلیغ شیعیان شد.

۲۴۸۴۷۳_۹۳۹

آیا این نام (رقیه) درست و صحیح است؟

اصل وجود دختری چهار ساله برای امام حسین علیه السلام در منابع شیعی آمده است در کتاب کامل بهائی نوشته علاء الدین طبری (قرن ششم هجری) قصه دختری چهار ساله که در ماجرای اسارت در خرابه شام در کنار سر بریده پدر به شهادت رسیده، آمده است.[۲]

اما در مورد نام او، آیا رقیه بوده یا فاطمه صغری و… اختلاف است.

دو خطاب از امام حسین علیه السلام در کربلا در مصادر شیعی آمده است که یکی از دختران حرم خود را با نام رقیه صدا زده است.

۱)- “یا اختاه یا ام کلثوم، و انت یا زینب و انت یا رقیه و انت یا فاطمه و انت یا رباب، …”.[۳]

۲)- “ثم نادی: یا ام کلثوم و یا سکینه و یا رقیه و یا عاتکه و یا زینب یا اهل بیتی علیکن منی السلام”.[۴]

اکثر محدثان دو دختر به نامهای سکینه و فاطمه برای امام حسین (ع) ذکر کرده‌اند اما علامه ابن شهر آشوب و محمد بن جریر طبری، سه دختر به نامهای سکینه فاطمه و زینب (ع) را برای آن حضرت برشمرده‌اند.

در میان محدثان قدیم تنها علی بن عیسی اربلی ـ صاحب کتاب کشف الغمه (که این کتاب را در سال۶۸۷ ه ق تألیف کرده است) به نقل از کمال الدین گفته است که امام حسین (ع) شش پسر و چهار دختر داشت ولی او نیز هنگام شمارش دخترها، سه نفر به نامهای زینب سکینه و فاطمه را نام می‌برد و از چهارمی ذکری به میان نمی‌آورد.

احتمال دارد که چهارمین دختر همین رقیه (ع) بوده است.

علامه حائری در کتاب معالی السبطین می‌نویسد: بعضی مانند محمد بن طلحه شافعی و دیگران از علمای اهل تسنن و شیعه می‌نویسند “امام حسین (ع) دارای ده فرزند، شش پسر، و چهار دختر بوده است.

سپس می‌نویسد: دختران او عبارتند از: سکینه، فاطمه صغری، فاطمه کبری و رقیه علیهن السلام.
آنگاه در ادامه می‌افزاید: رقیه پنج سال یا هفت سال داشت و در شام وفات کرد. مادرش “شاه زنان” دختر یزجرد بود.[۵]

باید دانست که گاهی بعضی از دختران دو نام داشتند مثلاً طبق قرائتی به احتمال قوی همین حضرت رقیه (س) را فاطمه صغری می‌خواندند و شاید همین موضوع باعث غفلت از نام اصلی او شده است.

بهرحال از لحاظ تحقیقی هیچ استبعادی وجود ندارد که نام این دختر امام حسین (ع) رقیه باشد.
نظر دو تن از مراجع تقلید در خصوص دختر سه ساله امام حسین‌(ع)  

پنجم صفر سالروز شهادت ریحانه  امام حسین(ع) حضرت رقیه‌(س) است که سندی بر مظلومیت خاندان پیامبر‌(ص) می‌باشد، عده‌ای از ارادتمندان به ساحت قدسی اهل بیت‌(ع) در پاسخ به شبهه‌ای که در برخی محافل مطرح شده نظر دو تن از مراجع عظام تقلید شیعه در این خصوص را با طرح ۴ سؤال جویا شده‌اند.

۱-صحت وجود دختری با مشخصاتی که ارباب مقاتل در مورد کیفیت شهادت آن بزرگوار نقل کرده‌اند (درخرابه شام) چیست؟

۲-صحت انتساب چنین دختری به امام حسین‌(ع) چگونه می‌باشد؟

۳-صحت انتساب حرم موجود در نزدیک دمشق به دختری به نام حضرت رقیه‌(س) چگونه است؟

۴-با توجه به موارد گفته شده و پاسخ‌های حضرت عالی انجام نذر و ادای آن دارای چه حکمی است؟

متن کامل نظرات این دو مرجع تقلید تقدیم می‌گردد:

پاسخ آیت‌الله‌العظمی مکارم شیرازی

بسمه‌تعالی

شکی نیست که دختر کوچکی از امام حسین‌(ع) در شام از دنیا رفت و در آنجا دفن شد و حرم فعلی منسوب به همان دختر است، اما این که نام آن دختر رقیه بوده یا نام دیگری داشته در بین دانشمندان اسلامی اختلاف نظر وجود دارد هر چند معروف این است که نامش رقیه است.

همیشه موفق باشید.

 

پاسخ آیت‌الله‌العظمی نوری همدانی

بسمه‌تعالی

در کتاب‌هایی چون کامل بهائی و نفس‌المهموم و کتاب‌های معتبر دیگر دختر خردسالی که برخی نام او را رقیه نامیده‌اند و در شام به شهادت می‌رسد، برای امام حسین‌(ع) ذکر کرده‌اند و اگر کسی برای آن حضرت نذر کند، باید آن را ادا نماید و مضجع موجود در دمشق متعلق به آن حضرت است.

۲۴۸۴۷۲_۳۱۲

زیارتنامه حضرت رقیه سلام الله علیها

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا سَیِّدَتَنـا رُقَیَّهَ، عَلَیْکِ التَّحِیَّهُ وَاَلسَّلامُ وَرَحْمَهُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا بِنْتَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ عَلِیِّ بْنِ اَبی طالِبِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ فاطِمَهَ الزَّهْراءِ سَیِّدَهِ نِسـاءِ الْعالَمینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ خَدیجَهَ الْکُبْرى اُمِّ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ وَلِىِّ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُخْتَ وَلِىِّ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ الْحُسَیْنِ الشَّهیدِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الصِّدّیقَهُ الشَّهیدَهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الرَّضِیَّهُ الْمَرْضِیَّهُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا التَّقیّهُ النَّقیَّهُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الزَّکِیَّهُ الْفاضِلَهُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الْمَظْلُومَهُ الْبَهِیَّهُ، صَلَّى اللهُ عَلَیْکِ وَعَلى رُوحِکِ وَبَدَنِکِ، فَجَعَلَ اللهُ مَنْزِلَکِ وَمَاْواکِ فِى الْجَنَّهِ مَعَ آبائِکِ وَاَجْدادِکِ، الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ الْمَعْصُومینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدّارِ، وَعَلَى الْمَلائِکَهِ الْحـافّینَ حَوْلَ حَرَمِکِ الشَّریفِ، وَرَحْمَهُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ، وَصَلَّى اللهُ عَلى سَیِّدِنا مُحَمَّد وَآلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ وَسَلَّمَ تَسْلیماً بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.

التماس دعا

پی نوشت:

[۱]شرح شمع: صفحه ۳۱۰ – نفس المهموم۴۵۶ -الدمع الساکه۱۴۱

[۲] کامل بهائی، ج ۲، ص ۱۷۹
[۳] اللهوف، سید بن طاووس ص ۱۴۰ و ۱۴۱
[۴] مقتل ابن مخنف، ص ۱۳۱
[۵] سرگذشت جانسوز حضرت رقیه (س) ص ۹ به نقل از معالی السبطین، ج ۲، ص ۲۱۴

انتهای پیام/ش