به گزارش خبرنگار انعکاس بناب، نشریه رسمی الکترونیکی انعکاس بناب در نظر دارد در آستانه انتخابات با نامزدهای انتخابات مجلس دهم در بناب گفتگویی را بدون هر گونه جانبداری و تبلیغ ترتیب دهد، همانطور که در مصاحبه اقای سیاوش جدی ذکر کرده بودیم مصاحبه ما به شرح زیر با قربانعلی حقیقت دوست ترتیب یافت. انعکاس […]

به گزارش خبرنگار انعکاس بناب، نشریه رسمی الکترونیکی انعکاس بناب در نظر دارد در آستانه انتخابات با نامزدهای انتخابات مجلس دهم در بناب گفتگویی را بدون هر گونه جانبداری و تبلیغ ترتیب دهد، همانطور که در مصاحبه اقای سیاوش جدی ذکر کرده بودیم مصاحبه ما به شرح زیر با قربانعلی حقیقت دوست ترتیب یافت.

۲۰۱۶۰۱۰۸_۱۲۴۰۴۳

انعکاس بناب: آقای حقیقت دوست، ابتدا خلاصه ای از بیوگرافی خودتان را برای کاربران ذکر کنید؟

تقدیر و تشکر از شما و دست اندرکاران زحمتکش در سایت انعکاس بناب که با هدف روشنگری اذهان عمومی پا به عرصه گذاشته اید.

عرض سلام به همه همشهریان و کسانی که این مصاحبه را می خوانند، با نام و یاد شهدا و امام شهدا و صلوات به روح مطهرشان؛ بنده قربانعلی حقیقت دوست بناب متولد ۵/۱۲/۱۳۴۸ محله مهرآباد می باشم. کوچه مهرآباد، همان کوچه جنب جهاد سازندگی سابق قدیم که به این کوچه "چوکّور کوچه یا سوهدو کوچه" هم در قدیم می گفتند.

اجداد ما چندین نسل در بناب زندگی کرده اند. محله ای به نام "قدیر قلی لار" واقع در خیابان شهید مطهری، منتسب به اجداد ماست. دوران ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان را در بناب گذرانده ام. در سال ۱۳۶۹ در رشته ریاضی در دانشگاه تبریز قبول شده ام، در شهریور سال ۱۳۷۳ به مدت هفت ترم در رشته ریاضی از دانشگاه تبریز فارغ التحصیل شده و بلافاصله در سال ۱۳۷۴ در دوره  کارشناسی ارشد دانشگاه تبریز قبول شدم و در بهمن ماه ۱۳۷۵ بعد از سه ترم فارغ التحصیل و از پایان نامه خود، دفاع کرده ام، در آزمون ۱۳۷۵ اعزام به خارج قبول شده و برای اعزام آماده شدم، در این مدت تا اعزام به خارج به عنوان عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی سهند تبریز فعالیت کرده ام و به مدت ۳ سال در دانشگاه صنعتی سهند بودم.

در بهمن ماه سال ۱۳۷۹ با بورسیه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به دانشگاه ایالتی مسکو به همراه خانواده اعزام شدم. بنده به عنوان نفر سوم اعزام به خارج در رشته ریاضی در کل ایران بودم. دانشگاه ایالتی مسکو بزرگترین دانشگاه شوروی و بر اساس رنکینگ ۲۰۰۹ طبق اسناد موجود، جزو ده دانشگاه برتر دنیا است که ۴۰۰۰۰ دانشجو، ۲۵۰۰ نفر پروفسور که استاد تمام اند و ۱۴جایزه نوبل دارد.

در دی ماه سال ۱۳۸۳من از پایان نامه دکترای خود دفاع کرده ام و بلافاصله ۳ ماه هم زودتر از دوره ۴ساله به ایران برگشتم. به دلیل بورسیه وزارت علوم و جایابی دانشگاه تربیت معلم آذربایجان، در آنجا سریعا مشغول به کار شده و از سال ۱۳۸۳ همچنان عضو هیئت علمی آن دانشگاه هستم.

 در سال ۱۳۹۰ به عنوان اولین رئیس دانشگاه بناب منصوب شدم که قبل از آن به مدت ۴سال، مدیر گروه رشته ریاضی محض در دانشگاه تربیت معلم آذربایجان بودم که الان شهید مدنی آذربایجان نام گرفته است.

مدت ۳۰ ماه ریاست دانشگاه بناب را برعهده داشتم و هم اکنون به عنوان دانشیار دانشگاه شهید مدنی الان فعالیت دارم.

 

انعکاس بناب: هدفتان از ورود به صحنه انتخابات چیست؟

سیاست ما صداقت ماست و صادق بوده ام تا آخر با مردم صادقانه سخن خواهیم گفت، در تمام مسئولیت هایم نیز چه به عنوان مسئولیت گروه و چه در برخی مسئولیت های مشاوره ای که در دانشگاه شهید مدنی داشتم و چه در دوران ریاست دانشگاه و حتی در زندگانی معمولی خودم، دروغ نگفته و نخواهم گفت، به همین خاطر در ادامه مسیر با مردم هم صادق خواهم بود. من با صدق و صفا بر طبق حدیثی از امام حسین(ع) این باور رسیده ام, که می فرمایند:"الصدقُ عزٌّ و الکذبُ عجزٌ" که صداقت برای انسان عزت می آورد و خدای ناکرده دروغ انسان را عاجز و ذلیل می کند. لذا با توجه به آن اصل انشاالله با مردم با صداقت حرف خواهم زد؛ بنده همیشه حضورم در بناب بوده حتی در خارج که بودم بعضی از همکارانمان در ۴سال حتی یکبار نیامدند ولی من در ۴ سال ۳ بار به وطن خود آمدم. در دوران دانشگاه چه لیسانس و فوق لیسانس که در ایران بودم، همیشه به بناب علاقه داشتم به همان خاطر هم برای مملکتم و هم برای شهرم علاقه خاصی دارم و شاید ریشه اصلی هم از اینجا باشد که امروز من در مسیر پرخطر و پرمسئولیت قدم گذاشته ام.

انگیزه اصلی من مملکت و شهر من است. در خارج از کشور هم من همیشه از این مملکت دفاع کرده ام که هر کسی ایرادش را گفته، من امتیازش را شمرده ام. به عنوان نمونه ما که با ۴۰نفر دانشجوی دکتری ایرانی جشن نوروز را در دانشگاه مسکو اجرا کردیم ، ما به صورت کامل نشان دادیم مدم ایران دقیقا چکارهایی قبل از تحویل هر سال شمسی تا روز سیزدهم فروردین انجام می دهند. نشان دادیم که نوروز در ایران به چه معناست.

لذا ما همیشه وطن خود را دوست داشته ایم و به هیچ چراغ سبزی یا فرش قرمزی اعتنا نکردیم و نخواهیم کرد. به همین علت انگیزه اصلی من شهرو دیار پدریم می باشد وبس. نفر متخصصی که از طبقه پایین و از بطن جامعه ارتقا پیدا کرده و به آن تخصص هم رسیده، الان این فرد اگر خدمت نکند،پس چه موقع باید به درد جامعه خود بخورد؟ انگیزه اصلی من وطن، مملکت و شهرم هست و دومین دلیل یک سری مشکلاتی در کشورم و شهرم بناب احساس می کنم، درقبال این مشکلات احساس وظیفه میکنم که خدمتگذار مردم باشم. البته همه نمایندگان ادوار گذشته زحمت کشیده اند، عرق ریخته و از خانواده خود به دور مانده اند و شب ها بی خوابی کشیده اند، دستشان درد نکند، اما می توانیم بهتر از قبل و بهتر از این عمل بکنیم و دلایلم را نسبت به این خوب عمل کردن، عرض خواهم کرد.

عده ای که می گویند فلان مسوول ضعیف است من ناراحت می شوم، خلاصه آمده که کار بکند. ضعیف نگوییم باید بگوییم بهتر از این هم می توانست کاربکند.

اجازه دهید دلایل که دارم مختصراً بگویم:

در مملکت ما به سرمایه ها ی اجتماعی توجه چندانی نشده است؛ در هر مملکت دو نوع سرمایه وجود دارد:

یکی سرمایه اقتصادی مانند نفت و گاز و معدن، که می دانیم همه اینها تمام شدنی هستند. دومی سرمایه های اجتماعی از جمله:امنیت. در خصوص امنیت من واقعا همه جا گفته و باز هم می گویم و به این باور دارم که به برکت انقلاب واقعا امنیت برپاست، انرژی مملکت صرف آن شده است .جوانان زیادی را در راه این انقلاب از دست داده ایم تا این امنیت را حفظ کنیم. اگر با کشورهای اطراف مقایسه کنیم، می بینیم که امنیت کاملا برقرار است.

 سرمایه اجتماعی بعدی اعتماد عمومی است،که احساس می کنم شدیدا خدشه دار شده است. الان در نظام ما اعتماد عمومی وجود ندارد. منِ کاندید الان که برای مردم صحبت می کنم، می گویند این هم مثل بقیه است. و برای منِ جوان و متخصص وظیفه است که اعتماد عمومی را به انقلاب و کشور برگردانم.

اجازه نخواهم داد این بی اعتمادی ادامه پیدا کند. بر اساس آیات قرآن و قانون اساسی که باور داریم، ظرفیت نظام زیاد است و مسئولان بخوبی این ظرفیت را برای مردم تا به امروز نتوانسته اند نمایان کنند. من احساس می کنم ظرفیت در مردم وجود دارد، ولی در مسئولان وجود ندارد که آن اعتماد را برگردانند.

سرمایه اجتماعی سوم، نیروی انسانی می باشد. نیروی انسانی را هم شدیدا از نظام نا امید کرده ایم. باور قاطع نسبت به  نیروهای متخصص، گردش نخبگان و توزیع قدرت به خصوص در شهر ما متاسفانه وجود ندارد.

من در ۳ سال ریاست دانشگاه متوجه این شدم که به گردش نخبگان در اینجا باوری نیست؛ نسبت به شایسته سالاری و شایسته محوری اعتقاد واقعی وجود ندارد. البته شعار زیاد داده ایم و می دهیم.

 از ته قلب می گویم، اندیشه ما توانایی این را دارد که نخبگان و دلسوزان واقعی مردم  را که قهر کرده اند، به آغوش مردم برگرداند. الان خیلی از دوستان ما هستند که شفاف می گویم تا به حال نمی خواستند به این عرصه وارد شوند، ولی الان آمده اند. چرا که برایشان ثابت شده، اندیشه کاملا مردمی و غیر منفعت طلب وارد انتخابات شده است، به خاطر خدمت به مردم و کمک به اندیشه مطرح شده، میدان آمده اند.

من انشاالله با مثال های عینی هم در انتخابات برای مردم نشان خواهم داد،و این مثالها فقط در کنار اندیشه خواهد بود. باور ما به اندیشه است؛ اندیشه برای زندگی شایسته عموم مردم. به همین علت اعتقاد دارم اگر مردم به ما اعتماد کنند، این کاروان را بهتر از گذشته به جلو خواهیم برد، چون سرمایه های اجتماعی با این اندیشه حفظ و احیا خواهند شد.

اعتماد عمومی و گردش نخبگان باید باشد. خداوند متعال حضرت ابراهیم را چند بار امتحان کرد که در نهایت آیه نازل شده که ای ابراهیم الان  تو شایستگی لازم برای خدمت به مردم را کسب کردی.

پیامبراکرم(ص) نیز زمانی که مکه را فتح کرد، یک جوان ۲۱ساله را به عنوان فرماندار منصوب کرد، اصحاب و انصار باسابقه اعتراض کردند گفتند پس ما چی؟ پیامبر(ص) فرمودند:شایسته تر از این جوان در مکه کس دیگری نیافتم.

در رفتار حضرت علی(ع) و امامان ما همیشه اعتقاد بر شایسته سالاری بود ما باید این را در مملکت مان  در سیستم اداری و کلا در مدیریت ساختار نظام باید دوباره احیا کنیم. اگرانقلاب را دوست داریم و می خواهیم کشورمان همچنان قدرتمند رو به جلو باشد، باید این مورد رعایت شود؛ آن وقت می بینیم که مردم فوج فوج دسته دسته پای صندوق های رای حضور خواهند یافت.

با تبلیغات تلویزیون چیزی عاید نمی شود اما با عملکرد مسئولان، می بینیم که مردم به صحنه آمده اند. افرادی هستند که می گویند ۳۵سال است که رای نداده ام، اما الان می گوید رای خواهم داد، چون می بینم که اندیشه مردم محور به صحنه آمده است.

اندیشه ما  نیز مثل بقیه اندیشه ها شاید کامل نباشد، ولی بسیاری را به آینده امیدوار می کند و امید به زندگی را بالا می برد. وظیفه ما بهبود و اصلاح امور فعلی می باشد و حرکت به سمت موفقیت و زندگی شایسته می باشد.

امام حسین(ع) در میدان کربلا فرمودند :من برای تغییر آمده ام. اگر به رفتار امام خود نگاه کنیم، در میدان کربلا، نسبت به اصلاح امور جامعه تلاش کرد. ما نیز به تاسی از امام خود کمر همت به اصلاح امور باید ببندیم. اگر ما با صداقت حرف زده و مردم هم ما را باور کنند، این تغییرات به راحتی صورت می پذیرد. در چارچوب نظام هم واقعا ظرفیت خیلی بالاست که ما این کار را انجام دهیم.

کسی که با اندیشه می آید از همه فلانی چی ها  و بهمان چی ها بدور خواهد بود .همیشه ما می گوییم حقیقت دوست چی نیستیم. حتی من خودم هم حقیقت دوست چی نیستم. برای اینکه در این جامعه جوانان به زندگی در جامعه امید داشته باشند، من باید نشان بدهم که من به خودی خود به خودم ارزش قائل نیستم ولی به اندیشه ام ارزش قائل هستم.

۲۰۱۶۰۱۰۸_۱۲۲۴۴۳

 

انعکاس بناب: از تغییر صحبت کردید؛ چه مشکلاتی در شهرستان بناب احساس می کنید که می خواهید آنها را تغییر دهید؟

نگرش من نسبت به این سوال زیبای شما، این است که به توزیع قدرت در شهرستان بناب اعتقادی وجود ندارد. براساس قانون اساسی اگر رفتار امام را ببینیم، همیشه از لفظ مردم استفاده میکرد.  کلمه "مردم" در شهر ما وجود ندارد.

من در حرف ها و در رفتار مسئولان نمی بینم که مردم بگویند. وقتی که مردم می گوییم، هم شهری، هم روستایی، بنابی و غیر بنابی همه مردم اند؛ در شهر ما بیگانه ای نیست.

اگر عده ای آمده اند که بیگانه را بیرون برانند در شهر ما بیگانه پیدا نمی کنند. مردمی که در بناب ساکن است باید خدمات دهیم. طبقه بندی اجتماعی که بصورت غیرانسانی و غیر شرعی در شهرستان بناب انجام گرفته از اینها بیزاریم.

 این مشکل اساسی شهر ماست. بالاخره ما از بحث شهری و روستایی و بنابی و غیر بنابی خسته شده ایم، مشکل اصلی ما همین است و متاسفانه یک تعداد از مسولان ما هم به این موارد باور دارند. برای وحدت، این موارد آفت هستند.

به نظرم قلب مسئول و نماینده آنقدر باید بزرگ باشد که روستایی و شهری و بنابی و غیر بنابی هم در قلب ایشان باید جا داشته باشد. ما باید سفره را خیلی بزرگ پهن کنیم تا آن ۱۴۰ هزار نفر جمعیت شهرستان بناب سرِسفره باشند.

نمایندگی، خانوادگی نیست، نمایندگی مالکیت طبقه خاص نیست، نمایندگی برای یک طیف خاص نیست، نمایندگی برای همه است.

هرکس می خواهد از این طریق میراث پدری جمع کند، اشتباه می کند. در این کانال باید اتفاقا میراث پدری را خرج کنیم. این اعتقاد ماست.

دیدگاه عمومی به نمایندگی، خیلی ضعیف است و آنهایی که نمایندگی می کنند، سطح نمایندگی را پایین می بینند در حالی که ظرفیت نمایندگی فراتر از آنهاست که خودمان را به یک حلقه محدود کنیم.

بعدا یک سری مشکلات دیگر از جمله اینکه بهداشت ما چطور است؟ محیط زیست ما ؟ کشاورزی ما؟ مشکل آب چطور؟ مشکل بانوان؟ نگاه ما به حضور زن در جامعه؟ نیز صحبت خواهم کرد.

اجازه دهید به این مورد اشاره کنم؛ وقتی که  در صدا و سیمای ما حضور زن بلامانع است پس چرا ما باید بگوییم با این مخالفیم! بیکاری بانوان در بناب،  فاصله زیادی از نرخ بیکاری بانوان در عجب شیر دارد.

 شهرستان عجب شیر در نرخ بیکاری زنان در ایران اول است، با این حساب بناب از ۱۵ درصد بیشتر است، مسئولان آمار بدهند! در شورای اداری ورزقان ۲ نفر خانم وجود دارد.چند سال است که در شورای اداری بناب ما خانم نیست؟ از تصمیمات مردانه برای زنان ما بیزار هستیم. ما همیشه در شورای اداری نشسته ایم و تصمیم گرفته ایم در حالی که  اصلا خانمی در آنجا نیست!

جنابعالی در گفتگوی تلفنی با پایگاه خبری ما اعلام کردید، وابسته به گروه و طیف خاص نیستید و مستقل به میدان آمدید؛ دلیلش چیست؟

بله، بنده به عنوان کاندیدای مستقل در انتخابات حضور دارم؛ علتش هم این است، آن تقسیم بندی هایی که در بین احزاب وجود دارد اگر به طبقه بندی آنها دقت کنیم، من اصولگرا دیده ام که از اصلاح طلب هم اصلاح طلب تر است و اصلاح طلب دیده ام که از اصولگرا هم اصول گراتر است.

به همین علت من به هیچ طیفی وابسته نیستم و بطور مستقل در انتخابات شرکت کرده ام.

مقام معظم رهبری فرمودند:ببینید و دقت کنید به عملکرد مسئولان در گذشته، خوب ها را برداشته و بدها را به دور بیاندازید. به همین خاطر ما از طیف اصولگرایی و اصلاح طلبی،عملکردهای خوب و فکرهای خوب را برخواهیم داشت و ادامه خواهیم داد و هر کاری که به ضرر مردم باشد آن را رد خواهیم کرد. اول قرآن، قانون اساسی و ولایت فقیه سرلوحه عمل ماست. منافع عموم مردم خط قرمز ما خواهد بود.

 

انعکاس بناب:در دوران ریاست دانشگاه بناب چه کارهای شاخصی انجام دادید؟

اولاً اینکه ما به کمک مسئولان که واقعا دستشان درد نکنه، این دانشگاه را به عنوان دانشگاه بناب برای همیشه تثبیت کردیم، که این قدم بزرگی بود. ما در آخرین فرصت تبدیل دانشکده فنی و مهندسی به دانشگاه بناب بهترین استفاده را بردیم، که جا دارد هرکسی که در این راه قدم گذاسته و کمک کرد، جا دارد حقیر از طرف خودم، دوستانم و از طرف جامعه دانشگاهی تشکربنمایم.

 ما در استان جزو شهرستانهایی شدیم که دانشگاه دولتی دارد. بعد از آن جهت تثبیت دانشگاه بناب، حرکات شاخصی که انجام دادیم: ایجاد دوره های دکتری بود، چون زمزمه های ادغام دانشگاه بناب و مراغه را خودم شنیده بودم؛ یعنی جهت اینکه هر چه سریعتر ظرفیت بناب افزایش یابد، در اولین اقدام دقیقا شش ماه بعد از ریاست بنده، مجوز دکتری را گرفتیم هم برای رشته ریاضی و هم برای  رشته فیزیک.

قدم دوم جهت جذب هیئت علمی، ایجاد دفتر نمایندگی مقام معظم رهبری و ایجاد هیئت اجرایی جذب در دانشگاه بناب بود، همانطور که میدانید بدون هیئت اجرایی جذب باید نیروهای جذبی ما در تهران مصاحبه می شدند. بنابراین با ایجاد این دفتر در  تابستان ۹۱ که بهترین تابستان برای دانشگاه بود که هم دفتر نهاد مقام معظم رهبری را در آنجا ایجاد شد  و هم برای هیئت اجرایی جذب مجوز گرفته شد.

سومین مورد افزایش فضای فیزیکی دانشگاه بود،که از ۳۵۰۰ مترمربع به ۱۰۵۰۰مترمربع رسید، یعنی ۷۰۰۰متر مربع فضای فیزیکی افزایش داده شد..

چهارمین مورد، در تابستان ۹۱افتتاح حسینیه ولایت دانشگاه بناب بود، ما در عرض ۴ ماه در ۳۰۰ متر مربع مجموعه ای که به آیات و احادیث مزین شده و یک نمازخانه آبرومند در آنجا ایجاد کردیم.

مورد بعدی افزایش رشته از ۱۲ رشته به ۲۲ رشته بود، بیشتر در مقاطع کارشناسیارشد و دکتری و در کنار آن، تعداد دانشجو در دوره مدیریت اینجانب ، از ۱۰۰۰ نفر به ۲۳۰۰نفر دانشجو افزایش یافت.

 

انعکاس بناب: از شخصیت یک نماینده مجلس بگویید؟

آنطوری که باورم هست و تجربیاتی که از کشور خودمان و هم از کشورهای دیگر دارم، نماینده باید دو ویژگی شاخص و بارز داشته باشد که یکی تعهد است؛ تعهد فقط اجرای فرائض شرعی نیست؛ در سخنرانی ام گفته بودم که نمایندگی حق الناس است، که بعد از سه روز مقام معظم رهبری به همین مورد اشاره کردند، من خیلی خوشحال شدم و دیدم که همسو با ولایتم. این حق الناس را نگه داشتن برابر همان تعهد است.

 ویژگی شاخص و بارز دیگر نماینده مجلس، تخصص است؛ بدون تخصص نمی توانیم مملکت و این کاروان و این کشتی را به سرمنزل سعادت برسانیم؛ تخصص همراه با تعهد برای ما لازم است.

نماینده باید درد پایین ترین طبقات جامعه را درک کند، نماینده باید با عموم مردم باشد نه طیف یا قشر خاصی, ما آن نماینده را می خواهیم که با مردم شهرش بخواب رفته و با مردم بیدار شود. نماینده ای می خواهیم که نانوایی را هم بشناسد، لبنیاتی را هم بشناسد. سطح زندگی عموم مردم را داشته باشد.

کسی می تواند نمایندگی این مردم را بعهده بگیرد که فرزندش مثل فرزند من و شما در این شهر به مدرسه برود. و خانمش هم مثل خانم من و شما در این شهر بگردد و در میان مردم باشد و به زندگی کردن با این مردم افتخار کند نه اینکه سال های سال از شهر و دیارش گریزان باشد و در بهترین شهرها با امکانات آن چنانی زندگی کند. نمایندگی وکالت مردم است نه ریاست بر مردم.

 

انعکاس بناب: معضل بیکاری در جامعه داریم، برای اشتغال جوانان چه برنامه ای دارید؟

کلیات برنامه های ما بر مبنای توسعه پایدار و تفکر سیستمی بنا نهاده شده است. اگر ما بتوانیم دو عنصر توسعه پایدار و تفکر سیستمی را در این شهر آشتی بدهیم. می ت.اند الگویی برای کل کشور عزیزمان ایران نیز باشد.

توسعه پایدار عنصر سازمان دهنده ای است که موجب پایداری منابع محدود که بری زندگی نسل امروز و فردا ضروری است.

توسعه پایدار آینده ای مطلوب و زندگی شایسته برای مردم متصور می شود که در آن شرایط زندگی و استفاده از منابع بدون آسیب رساندن به یکپارچگی، زیبایی و ثبات نظام های حیاتی, نیازهای انسان را بر طرف می کند.

توسعه پایدار راه حل هایی را برای الگو های فانی ساختاری, اجتماعی و اقتصادی توسعه اراِیه می دهد تا بتواند از بروز مسایلی همچون نابودی منابع طبیعی, تخریب سامانه های زیستی, آلودگی, تغییرات آب و هوایی, بی عدالتی و پایین آمدن کیفیت زندگی انسانها جلوگیری کند.

با توجه به اینکه تخصص اصلی اینجانب سیستم های دینامیکی می باشد. ما به مشکلات و معضلات جامعه به صورت سیستم نگاه می کنیم و در مدیریت کلان این مشکلات بعنوان یک سیستم مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.

مثلا معضل بیکاری می تواند همزمان چندین علت داشته باشد. یا افت تحصیلی دانش آموزان و دانشجویان یا اعتیاد خود معلول چندین علت است. صدها مثال دیگری می توان آورد که به عنوان مشکل سیستمی خی باند و تنها با تفکر سیستمی قابل حل هستند.

لذا ما در این برهه از زمان بیش از پیش به تخصص متعهدین نیازمندیم. ما چاره ای جز اعتماد به تخصص همراه تعهد نداریم. اگر می خواهیم زندگی بهتر و شایسته تری برای عموم مردم فراهم کنیم ناگزیر هستیم که مجلس متخصصی داشته باشیم.

زمان شعارهای بدون عمل دیگر گذشته و ما سخت به متخصص مردمی و دلسوز نیاز داریم. قدرت اصلی کشورها دیگر زور بازو نیست بلکه علم و آگاهی است. زمستان ۱۳۹۲ سفر علمی به کشور آمریکا داشتم. آمار جالبی ارایه شد که برای سرپا نگه داشتن کشور آمریکا سالانه به ۱۸۰ هزار نخبه نیاز می باشد. ما باید عقلایی عمل کنیم تا موفق باشیم. شعارهای احساسی ما را از موفقیت دور خواهد کرد. به جوانان باید اعتماد کنیم و علم و تخصص شان را ارج نهیم تا فرزندان برومندی تربیت کنیم. این مملکت باید بدست خود جوانان ساخته شود.

گردش نخبگان و شایسته محوری در شهرستان بناب مغفول مانده است؛ از برنامه های ما برای معضل بیکاری این را باید در نظر گرفت که چگونه باید کار را تولید کنیم؛ تولید کار در جامعه ما توسط نخبه علمی، سیاسی و اقتصادی صورت خواهد گرفت، به این افراد باید ارزش دهیم.

لازم نیست که رفته و سرمایه گذار غیر بومی بیاوریم، در شهر ما اگر عینک هایمان را عوض کنیم می بینیم که همه جور سرمایه گذار داریم. من به شما تولید کننده ای را نشان بدهم که اهل بناب است و در تویسرکان برای ۳۰۰ نفر اشتغال زایی کرده است و می گوید که در بناب مرا تحویل نگرفتند.

من تولیدکننده ای را نشان بدهم که برای اولین بار در ایران، در بخش نانو پلیمر کار کرده است و در مراوده با دنیا است، در تولید رنگ هایی که ماندگاری بیشتری دارند،کفش هایی که فوق رسانا هستند، زبانزد شده و الان در تهران فعالیت دارد و می گوید که در بناب فضای مناسب کسب و کار ندادند.

ما ریشه بیکاری را در دیدگاه مسئولین می بینیم. مسئولان در جذب سرمایه گذاری بومی ضعیف عمل کرده اند، که می توانست بهتر از این باشد. من از تمام کاندیداها می خواهم که به این سوال پاسخ دهند، که:چند نفر نخبه دانشگاهی در بناب می شناسند که در عین نخبه بودن، تولید کننده هم هست.

نخبه دانشگاهی داریم که الان در ترکیه فعالیت می کند که ما به راحتی آن فعالیت را می توانیم به بناب بیاورم. لذا در مبارزه با بیکاری، علاوه بر راهکارهایی که متداول است، حمایت از سرمایه گذار بومی در اولویت ما قرار خواهد گرفت.

 تنها راه نجات از معضل بیکاری این است که به سرمایه ها و به فرزندان خود ارج نهیم و آنها را به شهرستان برگردانیم.

یک مورد هم اینکه شهرستان ما ذاتا کشاورزیست، به طوری که جهت مبارزه با بیکاری ابتدا باید کشاورزی را احیا کنیم؛ و در کنار آن به تامین آب کشاورزان باندیشیم.کانال "آر اس بی" که ۳۰ سال هست منتظر آب این کانال هستیم، کجاست؟ برای چندین بار بهانه نمایندگی شده است، آب کو؟ سدهایی که احداث شده آیا کارشناسانه بوده است؟ مسئولانی که در زمان آنها این سدها احداث شده پاسخ بدهند که آیا کارشناسانه این مشاوره را به دولت داده اند یا غیرکارشناسانه؟

الان کم آبی در روستاهای ما باعث شده که ۱۰ در صد جمعیت روستاها به شهر مهاجرت داشته باشند. ما باید به این مهاجرت از روستا به شهر پاسخ دهیم.

در میدان کارگر دیزج ببینید که آیا کارگر زن بیشتر است یا آقا؟ خانم هایی که صبح ها برای کار در سرما بیرون می آیند، اینها همه از روستاهای اطراف هستند. زمانی که خودش برای ۱۰نفر کار تولید می کرد، الان خودش دنبال کار می گردد.

کشاورزی را نابود کرده ایم. اینها نتیجه تصمیمات گذشتگان می باشد.عملکردی که ما را به این روز انداخته است باز می خواهیم به گذشته برگردیم.

اگر مردم می خواهند به گذشته برگردند،عیب ندارد انتخاب کنند. اگر رو به آینده داریم، مردم به اندیشه و افکار جدید تازه روی بیاورند،آزموده را نیازماییم.

انعکاس بناب: لطفا به سوال کاربر پایگاه خبری ما نیز پاسخ دهید: طرفداران آقای حقیقت دوست در فضای مجازی، عکس آقای خاتمی را پخش کرده و زیر آن از طرف آقای حقیقت دوست نوشته اند که حمایت از شیخ اصلاحات. از آقای دکتر بپرسید که برای حمایت از فتنه گران برنامه دارند و اگر این طور نیست، چرا اجازه داده اند تصاویر این فتنه گر در کانال ایشان پخش شود؟

در کانال ما این تصاویر وجود ندارد ولی در کانال دیگر،کاربران غیر قابل کنترل هستند، بالاخره به فضای مجازی مسئولین محترم واقف اند. عرض کردم ما تمام مسئولان سابق نظام مقدس جمهوری اسلامی که وقت گذاشته اند از زحماتشان تشکر می کنیم؛ ما آن طوری که مقام معظم رهبری فرمودند اعمال و رفتار خوب را تکرار می کنیم از هر کس که باشد و اعمال بد آنها را کنار می گذاریم.که این در واقع سرلوحه کار ماست.

 

انعکاس بناب: یکی از کاربران دیگر سایت ما در مورد دانشکده آب و برق توضیح خواستند و اعلام کردند که اسنادش را هم ارائه دهید؟ موضوع چیست؟

بزرگترین چالشی که از ورود به مسئولیت داشتم و مسئولین وزارتی و محلی هم به این واقف بودند، مشکل فضا بود. تامین زمین برای دانشگاه بناب که سایت فعلی ۵/۳ هکتاری است.

دانشگاه بناب در حد یک هنرستان یا دبیرستان فضا داشت که برای ما یک تکلیف بود که این مشکل را حل کنیم جهت اجرای پروژه هایی که باقی مانده بود. لذا در مورد دانشکده آب و برق مصوبات هیئت دولت را هم می توانم در خدمت شما بگذارم. در آذر ماه ۹۰ شورای عالی اداری که فراتر از هیئت دولت بود، مصوب کرد تمام وزارتخانه ها، مراکز آموزشی خود را باید بردارند به جز آموزش عالی و آموزش و پرورش.

لذا از جمله وزارتخانه هایی که چندین مرکز آموزشی در بناب داشت ،وزارت نیرو بود.که در دستورالعمل آمده بود که این املاک سریعا واگذار یا به فروش برسد. حتی دانشگاه تبریز، دانشکده وزارت نیرو در قراءملک را تملک کرده بود. حتی شهید عباسپور براساس همین مصوبه به دانشگاه خواجه نصیر رفت.

ما بعد از دیدن این مصوبه سریعا با مسئولین وقت مشورت کردیم و شورای اداری استان که در ۱۵ خرداد ۹۱ در بناب برگزار شد که نماینده، استاندار، معاونین و تمام مسئولین و نماینده وزارت نیرو در آنجا حضور داشت.

در این جلسه اولین مصوبه واگذاری دانشکده آب و برق به دانشگاه بناب کلید خورد، براساس این مصوبه پیگیر شدیم و دستور وزیر نیرو روی نامه نماینده الان هم هست.که دانشکده برق ما با ۶۰۰ نفر دانشجو در ساختمان فعلی مستقر شد. در ادامه در جهت واگذاری زمین هایی که در آنجا بود با جهاد کشاورزی استان هماهنگ شدیم که در نهایت با ۷۰ میلیون تومان به دانشگاه واگذار کردند. وزارت نیرو بیست سال بود پول آب و برق و گاز را هم نداده بود که آنها را ما پرداخت کردیم.

آنهایی که ادعا می کنند که در آنجا دانشکده هست، آب و برق آنجا را قطع کرده بودند؛ اداره برق خود شاهد است که خودم زنگ زده و گفتم که برق را قطع نکن. آنجا متعلق به شهرستان بناب است نه به هیچ کس دیگر.

لذا با کمترین هزینه، یک فضای مرده را احیا کردیم که در استان دومین جانمایی را ما در شهرستان بناب ترتیب دادیم. اگر به دانشگاه مراغه نگاه کنید به گوشه ای دور افتاده رفته است، شهید مدنی در کنار جاده، دانشگاه سهند در شهر سهند واقع شده، که دانشجو اصلا نمی خواهد به آنجا برود.

بعد از دانشگاه تبریز بهترین دانشگاه از نظر جانمایی، دانشگاه بناب بود که از سه درب راه داشت که دور برگردان بغل پارک فدک و آرامش و آسایش دانشجویان هم فراهم میشد. بهترین مکان ۴۰ هکتاری که نقشه هایش را هم آماده کرده بودیم اما بنا به صلاحدید یک نفر این طرح برگشت.

وزیر نیرو، وزیرعلوم، استاندار، فرماندار و رئیس دانشگاه موافق، ولی یک نفر موافق نبود که اسمش را نمی گویم. بماند!

 

انعکاس بناب: لطفا اولین چیزی که بعد از این کلمات به ذهنتان خطور می کند، بگویید؟

حقیقت دوست:صادق

شهرستان بناب:زندگی شایسته

دانشگاه بناب:بهترین دانشگاه منطقه

۷اسفند:روز پیروزی مردم

خانه ملت:محل سرنوشت مردم

مسئولان بناب:آرزوی موفقیت

امام خامنه ای:اطاعت

دکتر روحانی:خسته نباشید

 

انعکاس بناب: ممنون از وقتی که در اختیار ما گذاشتید، لطفاً اگر سخن پایانی دارید، بفرمایید؟

زندگی خوب برای مردم آرزومندیم. ما فرزند همین مردم و تعلق ما به اینجاست. و روزهای خوبی برایشان آرزومندیم. فقط و فقط خواهشم این است که از آنجایی که نمایندگی پست مهمی است، پس  در انتخاب حتما دقت داشته باشند. برای تمامی کاندیداها آرزوی موفقیت دارم، ما به نوبه خود رعایت اخلاق و ادب در فضای انتخاباتی را برای خودمان تکلیف کرده ایم و تمام کاندیداهایی که حضور دارند، محترم و در واقع برای ما به عنوان انسانی که جرأت کرده و قدم در این راه گذاشته اند،ارزشمند هستند. لذا امیدوارم آن چیزی که اتفاق خواهد افتاد،به صلاح مردم باشد. انشاالله.

از سایت بسیار فعال انعکاس بناب نیز کمل تشکر را داریم.

موفق و پیروز باشید.

به امید روزهای بهتر و شایسته تر برای عموم همشهریان عزیزمان.


به زودی مصاحبه بعدی ما با کاندیدای دیگر، آقای اکبر نقوی ترتیب خواهد یافت، چنانچه کاربران محترم از این داوطلب سوالی داشته باشند می توانند از طریق نظرات همین صفحه و یا به صورت خصوص از طریق تماس با ما سوالات خود را طرح کنند.

انتهای پیام/ش