بارها و بارها از زبان مبارک رئیس‌جمهور محترم شنیده‌ایم که برجام مورد تأیید رهبری است و حالا که معظمٌ‌له برجام را قبول کرده‌اند، دیگر چرا منتقدین دهان‌شان را نمی‌بندند؟! مثلا همین دیروز حسن روحانی در مراسم افتتاحیه نمایشگاه رسانه و مطبوعات در رابطه با اینکه دیگر نباید از برجام انتقاد کنیم، گفت: «دولت، شورای عالی […]

بارها و بارها از زبان مبارک رئیس‌جمهور محترم شنیده‌ایم که برجام مورد تأیید رهبری است و حالا که معظمٌ‌له برجام را قبول کرده‌اند، دیگر چرا منتقدین دهان‌شان را نمی‌بندند؟! مثلا همین دیروز حسن روحانی در مراسم افتتاحیه نمایشگاه رسانه و مطبوعات در رابطه با اینکه دیگر نباید از برجام انتقاد کنیم، گفت: «دولت، شورای عالی امنیت ملی، مجلس، شورای نگهبان، رأی داده‌اند و رهبر معظم انقلاب هم تأیید کردند؛ اما باز هم نمی‌دانم مشکل کجاست!؟»

علی‌الحساب اگر این روش استدلال‌کردنِ رئیس‌جمهور را بپذیریم، اما در جای دیگر و در مثالی دیگر، «تناقض» همه‌ی وجودمان را فرا می‌گیرد. مثلا اگر بخواهیم این‌گونه وارد میدان سیاست و اجتماع شویم، قطعا می‌توان گفت: حالا که رهبری بارها و بارها درباره‌ی مسائل سال ۸۸ صحبت کرده و «فتنه» را به‌شدت محکوم نموده‌اند، دیگر چرا یک عده مدام به دفاع از فتنه‌گران و حمایت از آنها می‌پردازند و حتی کار را به جایی رساندند که نفر جای‌گزین وزیر مستعفی آموزش و پرورش را از خیل اصحاب فتنه برگزیده‌اند؟

این تناقض نیست…؟ مگر رهبری نگفتند که روی این مسأله حساس‌اند!؟ هر عقل سلیمی می‌پذیرد که این موارد، عین تناقض است.

اما منظور از «اتهام واهی یا ادعای واهی!؟» چیست؟

«اتهام واهی» نامی است که حسن روحانی در رابطه با جرم رهبران جنبش سبز در سال ۸۸ به زبان آورده؛ او روز گذشته با اشاره به رأی اعتماد مجلس دهم به وزرای پیشنهادی دولت، مدعی شد: «[مجلس] طبق قانون می‌توانست رأی بدهد یا ندهد و خوشبختانه رأی داد؛ اما مهم این بود که مجلس دهم در برابر «اتهامات واهی» گوشش بدهکار نیست و این مهم بود، مهم این بود که مجلس دهم با دقت بیشتری به مسائل مهم کشوری و سیاسی می‌نگرد.»

بله؛ درست خوانده‌اید؛ اتهامات واهی عنوان جدیدی است که روحانی به عملِ منتقدانِ جنبش سبز که همان منتقدان دولتش هستند داده که چرا به برخی‌ها تهمت می‌زنید و آنها را فتنه‌گر می‌نامید!؟ همان اتهامی که به جناب دانش آشتیانی نسبت داده شده و روحانی چه بخواهد چه نخواهد، وزیر جدید آموزش و پرورش دولت تدبیر، از جمله حامیان جریان سبز در سال ۸۸ بوده؛ همان جریانی که رهبر انقلاب (همان رهبری که روحانی معتقد است برجام را تأیید کرده) عنوان فتنه‌گر به سردم‌داران آنها داده است!

حالا یافتن و فهمیدن تناقض‌ها آسان‌تر شده؛ روحانی مدعی شد که مجلس هم مانند کابینه‌ی تدبیر و امید، هیچ اعتقادی به مسأله‌ی فتنه ندارد و از این حیث می‌توان پیوند دولت و مجلس را جشن گرفت.

روحانی در ادامه تصریح کرد: «آنچه دستاورد ما از روز سه‌شنبه [روز برگزاری جلسه‌ی رأی اعتماد] بود، تنها استقرار سه وزیر مهم در جایگاه خود در مسیر فرهنگ و نشاط جوانان ما نبود؛ بلکه بالاتر بود، بالاتر نه آنکه دولت و مجلس با هم هستند بلکه از این هم بالاتر بود، بالاتر نه آنکه این سه وزارتخانه معطل نماندند برای مدیریت؛ بلکه از آن هم بالاتر، بالاتر اینکه «اتهامات واهی» گوش شنوایی برای او وجود ندارد. این افتخار ملت، مجلس شورای اسلامی و دولت است.»

یعنی از نظر رئیس‌جمهور، بالاترین افتخار دولت و مجلس در نادیده‌گرفتن مسأله‌ی فتنه می‌باشد؛ همان مسأله‌ای که رهبری آن را خط قرمز انقلاب می‌دانند، اما روحانی آن را «اتهام واهی» می‌نامد و ۵۷ درصد از نمایندگان مجلس نیز به وزیر حامی فتنه رأی اعتماد می‌دهند! چه مصیبتی!

البته ایرادی ندارد؛ مجلس و دولت در مسیر انجام وظایف خود، مستقل و آزادند؛ نه از این مجلس و نه از این دولت انتظار نمی‌رود حتی نیمی از حساسیت رهبری را پیرامون فتنه ۸۸ داشته باشند، بلکه غرض بیان تناقض‌هایی است که روحانی به آنها دامن می‌زند. این‌گونه که معلوم است، روحانی، افکار و اندیشه‌های رهبری را نیز هم‌چون عقاید و اندیشه‌های امام راحل، به بهاری و زمستانی تفکیک کرده و بعد افکار زمستانی ایشان را که از مسأله‌ی فتنه گذشت نمی‌کنند، به موزه فرستاده است.

روحانی، مسئول این ادعاهای واهی است. تاریخ این تناقض‌های آقای حقوق‌دان را در سینه‌ی خود ثبت می‌کند.

منبع:آناج

انتهای پیام/س