معاون مطبوعاتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در جمع خبرنگاران استان قزوین سخنانی را مطرح کرد که نشان میداد یا خبرنگاران را به رسمیت نمیشناسد یا اینکه تناقض میگوید.
معاون مطبوعاتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در جمع خبرنگاران استان قزوین سخنانی را مطرح کرد که نشان میداد یا خبرنگاران را به رسمیت نمیشناسد یا اینکه تناقض میگوید.
به گزارش انعکاس بناب به نقل از صبح قزوین، حسین انتظامی در سفر یکروزه خود به استان قزوین شب سه شنبه طی نشستی در سالن اجتماعات استانداری که عنوان آن دیدار معاون مطبوعاتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با اصحاب رسانه و فعالان کانونهای تبلیغاتی استان قزوین بود، به بیان مطالبی در خصوص این حوزه پرداخت.
در این برنامه مهدی احمدی مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی قزوین اظهار کرد: سایه معاون مطبوعاتی وزیر بر همه عرصههای رسانهای کشور مستولی شده است.
وی بر لزوم آموزش حرفهای اصحاب رسانه تأکید داشت اما طبق معمول تنها انتظارات مطرح میشد و حرفی از رفع مشکلات قشر خبرنگار به میان نمیآمد.
البته آقای مدیرکل اعلام کرد که در صورت رعایت چند اصل مهم در رسانههای استان این ادارهکل با تمام وجود در عرصه حمایت از آنان حضور پیدا میکند اما باز هم فقط بیان انتظارات بود و راهکاری از رفع مشکلات بیمه و حقوق و معیشت و قراردادهای نانوشته خبرنگاران عنوان نشد.
احمدی گفت که در فعالیت رسانهها باید پیشرفت و توسعه فرهنگی استان نصبالعین قرار گیرد و اصل امانت رعایت شود زیرا گاهی امکان دارد تیترهایی غیر از سخن یک مسئول از قول وی منتشر شود و این کار میتواند فضا را تخریب کند.
در هر صورت چیزی از حل مشکلات اولیه خبرنگاران مطرح نشد و هرچند اگر هم عنوان میشد چگونه باید خبرنگاران آن را میپذیرفتند؛ در صورتی که معاون وزیر نیز در سخنان خود مواردی را بر زبان آورد که هویدا میشد هدف از برپایی این نشست رفع مشکلات خبرنگاران و فعالان کانونهای تبلیغاتی نیست؛ همان طور که در دیگر بخشهای برنامه نیز این موضوع به چشم میخورد.
احمدی این را هم گفت که نباید به ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان یک ابزار نگریسته شود بلکه باید خانه آرامش تصور شود؛ همچنانکه وی در ابتدای فعالیت خود در این استان در جایگاه مدیریت این ادارهکل قول داده بود ساختمان غیاث آباد را به خانه دوم هنرمندان و خبرنگاران تبدیل کند.
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی قزوین گفت که به این ترتیب هر گونه دغدغه خبرنگاران از سوی این ادارهکل به عنوان واسطه پیام به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتقل میشود؛ البته شاید این نشست را هم نوعی ابزار ارتباطی میدانستند که با واسطهگری ارشاد زمینه را برای انتقال دغدغههای خبرنگاران به وزارت ارشاد فراهم میکرد؛ حال آنکه در نشست یاد شده هیچ فرصتی برای بیان دغدغهها به خبرنگاران داده نشد.
در این برنامه درافشانی، سرپرست روزنامه ایران در استان قزوین که از پیش به عنوان نماینده رسانهها پشت تریبون قرار گرفت موارد زیادی را با سرعت از روی برگههای سخنرانی که از قبل آماده کرد بود قرائت کرد اما اینکه به واقع چند تن از اصحاب رسانه استان وی را به عنوان نماینده خود قبول داشتند جای تأمل داشت.
گرچه این شخص از اعضای شورای مرکزی خانه مطبوعات استان قزوین بود و از سوی خانه مطبوعات نماینده اصحاب رسانه تلقی میشد اما این نماینده شدن به واسطه انتخاباتی بود که چند ماه پیش برگزار و منجربه انتخاب تعداد زیادی از افراد مربوط به رسانههایی با یک طیف فکری و جریان سیاسی خاص شد؛ انتخاباتی که به اذعان مدیرکل ارشاد قزوین در این نشست، تاکنون عده زیادی از افراد خواستار برگزاری مجدد آن شدهاند.
البته شخصی هم که به نمایندگی از کانونهای تبلیغاتی مشغول سخنرانی شد، یکی از افراد همان طیف، تفکر و جریان سیاسی خاص بود.
گویا این برنامه در مجموع ابزاری برای خودنمایی و بزرگ جلوه دادن این طیف بود؛ چنانکه مجری بی هیچ مقدمه و دلیل خاصی به تقدیر از سایتهای اصلاحطلب قزوین پرداخته و تنها از مدیران دو سایت محلی تشکر کرد؛ اما نامی از دیگر سایتهای استان به میان نیامد؛ آنانی که زحمت و بار اصلی اطلاعرسانی را به دوش میکشند.
مدح و تمجید مجری از مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز دیدنی و شنیدنی بود؛ آنجا که وی را برخوردار از سیاست نیکو، ادب، نظم و هماهنگی میخواند و از خوب تدبیر کردن مدیرکل، حذف شعار، بزرگواری و نیز ممانعت از انجام کارهای موازی و تکراری سخن سر داده بود.
این نشست اصلا انگار به عده خاصی تعلق داشت؛ به گونهای که تنها قشری که صدایشان شنیده نشد و حرفی از آنان نبود و حق سخن گفتن و بیان دغدغههای خود را نداشتند خود خبرنگاران و اعضای کانونهای تبلیغاتی بودند.
در این میان نوع سخن گفتن معاون وزیر هم گواهی برای تأیید این ادعا بود؛ آنجا که در سخنان خود هیچ حرفی از خبرنگاران حقالتحریر نزد و بیان کرد که تمام خبرنگاران پایه حقوقی برابر با پایه حقوق قانون کار دارند.
این ادعا در جمعی که بخش اعظم آنها خبرنگاران حقالتحریر و برخوردار از حقالزحمههایی به مراتب کمتر از پایه حقوق اداره کار دارند، حکایت فردی بود که در روز روشن منکر وجود خورشید میشود.
از همین رو بود که یکی از خبرنگاران روزنامه همشهری حاضر در برنامه در میان کلام انتظامی معاون وزیر نادرستی حرف وی را در حضور جمعیت به وی یادآوری و بیان کرد که ما با حقوقی در حدود ماهانه ۳۰۰ هزار تومان کار میکنیم و نه طبق قانون کار.
این خبرنگار همچنین عنوان کرد که ما از بیمه بهرهمند نیستیم زیرا بیمه شدن ما در گرو دریافت حقوق و مزایا بر اساس قانون کار است و از همین رو رسانه متبوع، از بیمه کردن ما خودداری میکند.
شاید جالبترین نکته این نشست آنجا بود که معاون وزیر در پاسخ به وی اعلام کرد: پس از بازگشت به تهران مدیران رسانه یاد شده را بازخواست میکنیم تا پاسخ بدهند چرا خبرنگاری که در شهرستان فعالیت میکند نباید از بیمه و حقوق و مزایای مطابق با قانون کار بهرهمند باشد؟
و این نکته بدان معناست که یا معاون وزیر از چنین رویهای در رسانههای استانی و وضعیت خبرنگاران آن بیاطلاع است یا هدف وی رفع مشکلات این قشر نبوده است؛ چه اگر این گونه بود با وجود سابقه مطبوعاتی و مدیریت خود ادعای بیخبری از وجود این شرایط را نداشت.
در هر صورت امکانپذیر نیست که شخصی که مدیرکل ارشاد در ابتدای سخنانش سایه وی را بر تمام عرصه رسانههای کشور گسترده خوانده بود، از این نوع فعالیت بیخبر باشد و در واقع میتوان گفت گه این سخن و رفتار حسین انتظامی در تناقض با سوابق مطبوعاتی وی است.
توهین به نوع ارتباط مردم با مسئولان
البته معاون وزیر در لابهلای سخنانش و به گفته خود «داخل پرانتز» گریزهایی هم به دولتهای پیشین میزد و کارهای آنها را زیر سئوال میبرد.
مانند وقتی که رفتارهای مسئولان پیشین دولت و در پی آن نامهها و تقاضاهای مردم از آنان و بروز رفتارهای به ظاهر بزرگمنشانه از جانب این مسئولان برای حل مشکلات مردم را اقدامی پوپولیستی خواند.
این حرکت موجب شد تعدادی از خبرنگاران با بیان اینکه مردم برای حضور مقام معظم رهبری در شهرها نیز همچون پروانه گرده ایشان جمع شده و ابراز ارادت میکنند؛ این صحبتهای انتظامی را نه تنها توهین به مردم و دولتهای پیشین بلکه توهین به رهبری دانسته و هنگام خروج معاون وزیر از محل سخنرانی انتقادات خود را مطرح کنند.
یا آنجا که وعدههای ناگهانی رئیس جمهور پیشین را در هنگام سخنرانی در مراسم و سفرها مورد توجه قرار میداد که شوکه شدن مسئولان زیردست برای عملی کردن آن وعدهها را در پی داشت.
معاون وزیر میگفت که رئیس جمهور فعلی این گونه نیست و برای وعدههایش از قبل برنامهریزی و هماهنگی میکند؛ همانگونه که برای اعلام خبرهای خوش در روز خبرنگار امسال از قبل دستورات لازم را به دستگاهها و وزارتخانههای مربوطه اعلام کرده بود.
اما بخش پایانی و تقدیرهای این نشست هم در نوع خود جالب بود؛ به گونهای که در نشست معاون مطبوعاتی وزیر با افرادی با عنوان «اصحاب رسانه و فعالان کانونهای تبلیغاتی»، از کارمندان ادارهکل ارشاد تقدیر میشد و از فردی که اعضای بدن فرزندش را پس از مرگ مغزی وی بر اثر سانحه تصادف به افرادی اهدا کرده بود و کارت اهدای عضو داشت.
گرچه اقدامات هر یکی از این افراد در جایگاه خود قابل تقدیر است اما ارتباط آن با نشست اصحاب رسانه جای سئوال داشت.
و جالبتر از آن شیوه تقدیر از اصحاب رسانه بود که به جای در نظر گرفتن معیارهای سنجش مناسب، صرفا با انتخاب یک شماره از سوی مسئولان حاضر در نشست از سه تن از اصحاب رسانه به پاس زحمات آنان تقدیر به عمل آمد.
در مجموع گویا از ابتدا مشخص بود که این نشست هیچ خروجی و ثمره مثبتی برای اصحاب رسانه ندارد و گرد آوردن حضار که در میان آنها تعداد افراد غیر از اصحاب رسانه و کانونهای تبلیغاتی نیز کم نبود، تنها برای بزرگ جلوه دادن فعالیتهای ادارهکل ارشاد، خانه مطبوعات و نیز استفاده از خبرنگاران به عنوان سیاهی لشکر بود؛ چنانکه مجری نیز به دلیل «آبروداری حاضران پیش معاون وزیر» از آنان تشکر میکرد.
این صحبتها درد و دلهای بیشتر خبرنگاران حاضر در این جلسه بود که شاید تشنه انتشار این مطالب باشند ولی نمیتوانستند این مطالب را بیان کنند.
امید است آقای معاون وزیر که قانون سوییسیها آن هم پیش از تأسیس آمریکا را به رخ کشیده و رتبه فساد اداری در کشور را بالا و در نتیجه عدم اجرای این قانون در کشورمان میدانست پاسخگوی خبرنگارانی باشد که در محافل اینچنینی که به نام آنها نیز برگزار میشود احساس غریبی میکنند.
انتهای پیام/










Thursday, 12 February , 2026