گفتگوی متفاوت انعکاس بناب با دکتر خان محمدی تحلیگر مسائل راهبردی با گرایش تخصصی امنیت ملی و مفاسد اقتصادی، در خصوص ارزیابی فضای سیاسی و اجتماعی کشور؛ به بهانه خروج از فضای انتخاباتی ترتیب داده شده که در ادامه توجه شما را به این گفتگو جلب می نماییم. انعکاس بناب: ضمن عرض سلام و قدردانی […]

گفتگوی متفاوت انعکاس بناب با دکتر خان محمدی تحلیگر مسائل راهبردی با گرایش تخصصی امنیت ملی و مفاسد اقتصادی، در خصوص ارزیابی فضای سیاسی و اجتماعی کشور؛ به بهانه خروج از فضای انتخاباتی ترتیب داده شده که در ادامه توجه شما را به این گفتگو جلب می نماییم.

انعکاس بناب: ضمن عرض سلام و قدردانی بابت قبول دعوت، با توجه به برگزاری انتخابات اخیر ریاست جمهوری لطفا ارزیابی خودتون رو نسبت به آرایش نیروهای سیاسی و اجتماعی جامعه را بگویید؟

دکتر خان محمدی: بنده هم ضمن عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما و مخاطبان بزرگوارتون دارم، اجازه دهید قبل از اینکه از آرایش نیروهای سیاسی و اجتماعی صحبت کنیم به چینش جریانهای فکری، آن هم در مقطع قبل و حین و بعد از انتخابات متمرکز بشیم تصورم این است که مفید واقع شود.

بنده این دو قطبی اصولگرایی یا اصلاح طلبی در جامعه رو قبول ندارم، اصلا چیزی که هست اینکه، نمی خواهیم اینجا موضع سیاسی بگیریم بلکه قصد تحلیل علمی به وضیعت موجود داریم و برای همین ترجیح می دهم بجای واژگان مطرح شده با یک نگاه کارشناسی دو قطبی گفتمان انقلاب اسلامی و گفتمان لیبرال را که در تقابل با هم بودند را بکار ببرم.

انعکاس بناب: خب الان یعنی چه؟! یعنی این دو رقیب اصلی در عرصه انتخابات ریاست جمهوری هر کدام یکی از این دو گفتمان رو نمایندگی می کردند؟

دکتر خان محمدی: طبیعتا بله، توضیح می دهم.

انعکاس بناب: خب ببخشید! سوالی که پیش میاد این است که اول این گفتمان ها شکل گرفتند و بعد این افراد نماد اون جریان شدند یا اینکه این افراد با ادبیاتی که تولید کردند تقسیم بندی های فکری و اجتماعی رو به وجود آوردند؟

دکتر خان محمدی : احسنت! سوال هوشمندانه ای بود! خواهش می کنم اجازه بدهید در حدی که وقت باشد هر یک از گفتمانهای انقلاب اسلامی و لیبرالی رو توضیح بدهم و هم خاستگاه های فکری؛ هر یک از این دو کاندید اصلی(جناب روحانی و رئیسی) رو باز کنم.

ببینید ما با پدیده ای رو برو بودیم به نام حامیان و معتقدین به گفتمان انقلاب اسلامی که مشخصا تشکیلات جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی یا همان جمنا داعیه دار مدیریت صحنه بود. یک گفتمان استخوان دار که از اول انقلاب با غلبه ای که در اصطلاح با غیرت سازی ها و برجسته کردن وجه تمایز با گفتمانهای دیگر همیشه بی قراری ها یا میشه گفت فراز و فرودهایی داشته و البته میشه گفت بیشتر از جریان های دیگر با اقبال مردمی رو برو بوده است و به همین خاطر هم به دفعات توانسته جریان های دیگر را در جامعه به حاشیه ببراند و خودش بر گفتمان مسلط باشد.

البته سوء تفاهم نشود، این توان به حاشیه راندن و مسلط شدن در به ضرب رو یا با ابزار سرکوب و اجباری نیست! یعنی در هیچ جای دنیا این جور نیست که گفتمانی همیشه می تواند در جامعه مسلط باشد که بتواند اصطلاحا خوب خودشو مفصل بندی کند و پرو پیمان باشد، به قول بعضی ها بتونه مرز بندی را شفاف کند و با جریان های رقیب یا همون غیرت سازی که میگم. در این صورت است که می تواند در لایه های مختلف اجتماعی و توده مردم موفق عمل کند و به کلا مسلط بشود بر فضای جامعه خودش.

گفتمان انقلاب اسلامی هم همینطور که گفتم حضور داشته و مشخصه ها و گزاره های بارزی هم دارد که در مجموع به این جریان معنا و مفهوم می دهد، مشخصه ها و ویژگی هایی مثل اعتقاد قلبی بر ولایت فقیه، نظارت علما، محدودیت آزادی در چارچوب شرع، امت گرایی اسلامی بجای ملی گرایی ایرانی، حمایت از مستضعفان و جنبش های آزادبخش و کلا بازسازی جامعه ایرانی با مدل ایرانی و اسلامی.

خب جریان بعدی هم که گفتمان لیبراله، نسخه خام لیبرالیسم غربی هاست هرچند همیشه اصرار دارند برای اینکه متهم نشوند و أنگ نخورن مرزهای خودشونو با آنها مشخص کنند. خلاصه بگم: تلفیق دینداری با دستاوردهای سیاسی، اجتماعی غربیها مهمترین خصوصیت لیبرال های وطنی است! ببینید اینها صراحتا هم می گویند که ضرورتی در اجرای احکام فقهی نمی بینن و با اجباری شدن حجاب همیشه مخالف بودن و خیلی روی دموکراسی اصرار دارند! هر چند آدم های مسلمانی هم هستند.

انعکاس بناب: میشه وارد جزئیات بشوید و مثال های واضح تری بزنید؟ توجیهتون برای این تقسیم بندی چیه؟

دکتر خان محمدی: نباید عجله کنید! من نخواستم سیاسی صحبت کنم و جهت گیری و نگرش خودم رو دخالت بدم، لازم بود یک زمینه ی نظری بگم والبته سعی ام این بود که ساده سازی کنم! خب فرمودید بیشتر وارد جزئیات شوم! موسسین جمعنا با سوابق اجرائی و فکری که از اول انقلاب داشتند سعی کردند یک جریان سازی بکنند و یک بازسازی گفتمانی متناسب با شرایط جدید داشته باشند و به همین خاطر هم پیگیر یکسری دغدغه های اوائل انقلاب و آرمانهای متناسب با سبک زندگی فرد انقلابی بودند و با تشکیل حلقه ها و اتاق های مختلف فکر و کنگره های سراسری و با غربال های متعدد شخصیت های مختلف مطرح شده به دنبال معرفی یک چهره مقبول و البته معتدل بودند که انگیزه عملیاتی کردن مشخصه های این جریان رو هم داشته باشند.

انعکاس بناب: در این گزینه ها ارجحیت با آقای رئیسی بود یا قالیباف؟

دکتر خان محمدی: جناب آقای قالیباف نمی توانست گزینه ایده آلی باشد و به شخصه معتقدم به دلیل عدم جهات دیدگاه ها و تزلزلی در خاستگاه فکری اش است و هر گونه اجماع روی این اقا اشتباه راهبردی است و البته علاقه ای هم به اظهار نظر در خصوص ایشان ندارم! خب گزینه هایی که می توانستند وارد شوند و نشدند کاری باهاشون ندارم ولی از بین گزینه های موجود آقای رئیسی بدلیل کاریزما هایی که بین مشاهیر هر دو جناح عمده داشت می توانست گزینه مناسبی باشد.

انعکاس بناب: در موردجریان مقابلش هم توضیح بدین، اصلا چرا این گفتمان را لیبرالیستی نامگذاری می کنید؟!

دکتر خان محمدی: خب این از روی حب و بغض نیست! وقتی مسائل رو کنار هم می چینیم به این جمع بندی می رسیم، ببینید معاون اول آقای روحانی که البته به عنوان کاندیدای پوششی هم وارد شده بود اولین مستندی که از صدا و سیما پخش می کردند ترجیح داد در کنارش افرادی چون صادق زیبا کلام و سعید لیلاز دیده بشن، خب جناب دکتر زیبا کلام استاد عزیز بنده دوره های لیسانس، فوق لیسانس و دکتری بودند و نسبت به بنده هم لطف دارند! و صراحتا و به دفعات گفته که تک تک سلول های بدن من لیبرال هستند!

سعید لیلاز که اقتصاددانی به شدت طرفدار نظریه های لیبرالی کینز در اقتصاد هست هم همینطور. از طرفی دیگر حسین مرعشی برادر خانم مرحوم هاشمی رفسنجانی که مثل اسحاق جهانگیری از موسسین و اعضای شورای مرکزی کارگزاران سازندگی هست، رئیس ستاد آقای جهانگیری بود و چند سال قبل طی یک مصاحبه گفت من لیبرال دموکرات مسلمان هستم! خب پس این یعنی چه؟! اصلا خودشون اصرار دارند ایجوری معرفی بشن!

انعکاس بناب:  به نظر شما آقای روحانی گزینه ایده آلی برای این گفتمان بود؟

دکتر خان محمدی: اجازه بدید دوباره یک پیشینه بگم خدمتتون، ببنید اول باید خاستگاه فکری جناب روحانی رو تشریح کنم، بنده یک تقسیم بندی دارم که در کلاس های درس برای دانشجویان طرح می کنم اینکه بعد از انقلاب پنج جریان فکری عمده در کشور نقش آفرین بودند و عرض اندام می کردند که عمده ترین و قوی ترین جریان غالب نیز گفتمان اسلام سیاسی فقاهتی بود و همونجور که از اسمش معلومه کسانی بودند که به شدت به پیاده شدن احکام فقهی در جامعه تأکید داشتند.

همین ها بودن که اولین بار در کشور حجاب را الزامی کردند. بر اختلاط دختر و پسر تأکید می کردند و بر اسلامی شدن دانشگاها اصرار داشتند، و حفظ ظواهر شرعی و انقلاب فرهنگی و مسائلی از این دست جزء دغدغه های جدی اونها بود، از جمله گروهای و حزب هایی که در این گفتمان جا میگیرند از مشهورترین آنها جامعه مدرسین حوزه های علمیه و جامعه روحانیت مبارز بودند و هستند، و جالب این است که افرادی مثل ناطق نوری، هاشمی و خود آقای روحانی از اعضای رسمی و ثابت جامعه روحانیت مبارزند. یعنی کسانی که برای هر یک از مواردی که گفتم کلی سخنرانی کردن، توجیه کردن و مناظره راه انداختند و…

همین آقای روحانی خودش در خاطراتش میگه که حجاب رو اون الزامی کرده! اصلا تاریخ شفاهی مستند است در این مورد، اما الان چی؟!الان همین آقا کاملا در جریانی رقیب مقابل تعریف می شود.! ببنید اشتباه نکنید یه وقت شما نگید که امکان داره طرز تفکرها عوض شود! خب بله سلیقه ها میتوانند تغییر کنند، ولی اینجانب از تحول در خاستگاه فکریه، چیزی کاملا متفاوت و متناقص با قبل، اینکه دوستان این آقا هم میگن که این رئیس جمهور اجاره ای هست عدم تعادل فکری و شخصیتی اش رو برجسته تر می کند.اصلا این موضوع یک بحث جدی است.

در روانشناسی اجتماعی و با یک دید خوشبینانه تر در حوزه علوم سیاسی به همچین کنشگر سیاسی (opportunist) یا همون فرصت طلب اطلاق می شود.

بخش دوم گفتگو با دکتر خانمحمدی متعاقبا منتشر میشود.

انتهای پیام/ش