به گزارش انعکاس بناب، بعد خروج از فضای انتخاباتی در کشور، بر آن شدیم با دکتر خان محمدی تحلیگر مسائل راهبردی با گرایش تخصصی امنیت ملی و مفاسد اقتصادی، در خصوص ارزیابی فضای سیاسی و اجتماعی کشور؛ ترتیب دهیم، این قسمت بخش دوم گفتگوی خبری ما با این تحلیلگر راهبردی است، که در ادامه توجه […]

به گزارش انعکاس بناب، بعد خروج از فضای انتخاباتی در کشور، بر آن شدیم با دکتر خان محمدی تحلیگر مسائل راهبردی با گرایش تخصصی امنیت ملی و مفاسد اقتصادی، در خصوص ارزیابی فضای سیاسی و اجتماعی کشور؛ ترتیب دهیم، این قسمت بخش دوم گفتگوی خبری ما با این تحلیلگر راهبردی است، که در ادامه توجه شما را به این گفتگو جلب می نماییم.

س: آقای دکتر اجازه بدید پرداختی داشته باشیم به مناظرات؛ اصلاً، کلاً نظرتون نسبت به این مناظرات چی بود؟

ج: خب ببینید، لازمه که مقدمه‌ای عرض کنم تا ورود روشنی به موضوع سؤالتون هم داشته باشم.

مناظرات فی نفسه به‌عنوان یک از روش‌های آگاهی‌بخش به مردم و جهت‌دهی به افکار عمومی و به‌عنوان یک تکنیک در تبلیغات سیاسی و حتّی تجاری در سراسر دنیا یک روش جالب، اثرگذار و میشه گفت کامل هست و البته به عدالت هم نزدیکتره. در همه جای دنیا جنس مناظرات و ماهیّت مناظرات اینه که هر طرف نقاط قوّت خودش رو برجسته‌تر کنه و با کمک گرفتن از عملیّات روانی نداشته‌های طرف مقابل رو به رخ بکشه و سعی کنه در جهت تقویت خودش در قضاوت مخاطب‌ها عاملی شتاب‌زا باشد. حالا، در موضوعات در مناظرات با موضوعات سیاسی هم همین‌طوره و در مناظرات ادبی، علمی و فلسفی و … هم هم‌چنین.

خواهش می‌کنم به مطلبی که میگم با حوصله گوش کنید، مطمئنم کمکتون میکنه …

من همیشه به دانشجوهای عزیزم در کلاس‌های درس این موضوع رو باز می‌کنم که ما به‌طور کلی در جهان دو نوع طرز فکر داریم؛ یعنی آدم‌ها به‌طور کلی دو دسته‌اند: یا خواسته و ناخواسته پیرو مکتب رئالیسم‌اند و یا پیرو مکتب ایده‌آلیسم؛ به‌عبارت ساده‌تر، آدم‌ها کلاً یا واقع‌گرا هستند یا آرمان‌گرا.

بزرگ‌ترین نظریه‌پردازان و رهبران اندیشه‌ی رئالیستی یا واقع‌گرایی میشه گفت توماس هابز و نیکولا ماکیاولی هستند. و مهم‌ترین ویژگی‌های این مکتب یا کلید واژه‌هاش «عدم اعتقاد به اخلاق»، «تأکید بر قدرت و زور»و «بدبینی افراطی در زندگی شخصی و اجتماعی» هست؛ به‌عنوان مثال، همین هابز جمله‌ی مشهوری داره که میگه «انسان گرگ انسان است»؛ یعنی قانون جنگل؛ یعنی القای این‌که اگه نخوری می‌خورنت؛ یعنی این‌که باید حواست باشه اعتماد نکنی؛ یا همین ماکیاولی مشهور که جمله‌ی معروفش اینه که «هدف وسیله رو توجیح می‌کنه»؛ یعنی این‌که مهم هدف فرد یا گروهه به هرقیمت؛ یعنی اگر کسی قربانی بشه یا منافع ملّی به خطر بیافته یا مثلاً در جایی نسل‌سوزی بشه … مهم نیست؛ مهم اینه که به هدف برسی و حفظ قدرت بکنی …؛ همین ماکیاولی یک کتابی داره که در ایران به نام فرمان‌روا یا شهریار ترجمه شده. در این کتاب جایی میگه «فرمانروا لازم نیست آدم باسوادی باشه همین که ادعای باسوادی بکنه و ادای آدمای باسواد رو دربیاره کافیه»؛یعنی باید مردم رو این‌جور فریب داد و همین هم براشون زیاده … دقّت کردین؟! نه اعتقادی به اخلاق دارند و نه به مردم اعتماد قلبی دارند و این‌که کسب و حفظ قدرت بیش‌تر هز هر چیزی برشون مهم‌تره.

خب، در مقابل این‌ها یک طرز فکر دیگه هم هست، به‌نام ایده‌آلیسم یا آرمان‌گرایی.

از بزرگ‌ترین نطریه‌پردازان و رهبران اندیشه‌ی آرمان‌گرایی می‌تونیم از افرادی مثل: وودرو ویلسون نام ببریم که دوره‌ای هم رئیس جمهور ایالات متحده بود. این آقا همان کسی است که اولین بار طرح تشکیل سازمان ملل متحد رو برای مبارزه با جنگ، خشونت و زور، برقراری صلح و پیشرفت در جهان پیشنهاد کرد. یا مثالی الان به ذهنم اومد سهراب سپهری است که اینو میشه از اشعارش و دغدغه‌هایی که دنبال می‌کرد فهمید. مهم‌ترین مشخصه و ویژگی آرمان‌گرایی هم «تأکید بر اخلاق»، «خوش‌بینی در زندگی فردی و اجتماعی»، «تأکید بر پیاده‌سازی صلح در جامعه»و «اعتماد» هست. این‌ها همیشه سعی‌شون اینه که نسبت به همه با دید مثبت، خوش‌بینی و اعتماد نگاه کنند و در مسائل اجتماعی هم این‌جور وارد میشن در عین حال که مرزهای اخلاقی و انسانی رو هم حفظ می‌کنند.

خب، با این مقدمه‌ای که عرض کردم و با این دیدگاه می‌خوام به مناظرات و فضایی که بر آن حاکم بود وارد شوم.

س: بسیار عالی! پس با لحاظ این‌که همه‌ی اون ۶ نفر مورد تأیید حاکمیت بودند، مصداقی تشریح کنید.

ج: بله، بر منکرش لعنت! طبیعیه از کسایی بحث می‌کنیم که نه نعوذ باللّه کافر حَربی‌اند و نه ضد‌انقلاب مُحارب و نه خارجی. خب، از اوّل هم با این ذهنیت وارد شدیم و قابل انکار نیست که این‌ها هرکدوم جزء السابقون نظام و محرم اسرار انقلاب بودند و هستند البته.

س: البته هدف از این چیزی که عرض کردم، تلطیف فضا بود. تا یه تنوعی هم بشه. بفرمایید، خواهش می‌کنم.

ج: خب، الان باید ببینیم کدوم‌یک از آقایون واقع‌گرایانه در مناظره‌ها حاضر شدند و کدوم‌شون ایده‌آلیستی برخورد داشتند. برای همین لازمه به خاطر بیاریم که چه کسی فضای تهمت، بی‌اخلاقی و اثبات خودش با هر وسیله‌ای رو شروع کرد. و چه کسایی به این موضوع دامن زدند. ببینید، آقای قالیباف بدون این‌که برنامه‌ی کارشناسی ارائه کند این موضوع رو شروع کرد.

البته بگم که اطمینان دارم طرف مقابلش هم می‌تونست آغازگر باشه. به‌هرحال، معتقدم در موضع تهاجمی جناب قالیباف متأسفانه انگیزه‌های نفسانی هم دخیل بود؛ یعنی کاملاً یه عطشی دیده می‌شد که این آقا می‌خواد به هر نحو شده اتهام مناظره‌ای دوره قبل که آقای روحانی واژه‌ی «گازانبری» رو بکار برد رو جواب داده و تلافی کرده‌باشه. یا اون بحث ۴ درصدی و ۹۶ درصدی که مطرح می‌شد هم در همین راستا بود یا سعی ایشان برای نشان دادن مستندات برای این‌که در برهه‌های مختلف کاندیداهای طرف مقابل از رانت استفاده کرده‌اند و … کاملاً یک حرکت واقع‌گرایانه بود.

همین‌طور صحبت‌های آقای جهانگیری که با طفره از سؤالات کارشناسی مطرح شده سعی در رقیب هراسی و ارائه تصویری وحشت‌ناک از دولت گذشته و کنایه‌های مصداقی‌ای که به‌طور عینی اشاره می‌کرد هم در این مکتب واقع‌گرایانه جا می‌گیرد. یه سری مسائلی مطرح شد که اگه موردی اشاره بشه و رفع شبهه بشه مخاطبین محترمتون هم راحت‌تر می‌تونند نتیجه‌گیری کنند.

چیزی که خیلی مشهود و محسوس بود این که جناب قالیباف و تیم مقابل (آقای روحانی و جهانگیری) هر آن‌چه که در چنته داشتند و می‌تونستند به اصطلاح، در طبق اخلاص گذارند، ریختند روی دایره؛ یعنی برای کسب قدرت و حفظ موقعیت به هر ابزاری متوسل شدند. و بدون در نظر گرفتن هر گونه حدود اخلاقی و انسانی، ادعاهایی مطرح شد که سعی کنیم بدون هرگونه سوگیری اشاره‌ای داشته باشیم؛ مثلاً این‌که سابقه‌ی اجرایی شما بیش‌تره یا من؟! یا این‌که شما خائن به مردم و مملکتید. و مسائلی از این دست.

آقای روحانی واژه‌گانی رو به زبون می‌آورد و موضوعاتی رو پیش می‌کشید که بنده وقتی از لایه‌های عملیات روانی و زبان بدن (body language) نگاه می‌کردم، تقلای ایشون رو برای حفظ جایگاه به عینه درک می‌کردم؛ مثلاً ایشون تصورشون این بود که اگر مرتباً نظامی‌گری، تفکر پادگانی، سرهنگ بودن و ایجاد فضای ترس و ارعاب نسبت به قدرت‌گیر این‌ها رو تکرار کنه، رأی آوری داره. و به همین خاطر هم شاهد بودیم که به هر بهانه‌ای  و بدون هیچ دلیلی اصرار در تکرار اونها داشت، و در حالی این‌ها رو مطرح می‌کرد که خودش سال‌های دور و قبل‌تر از جناب قالیباف مفتخر به نظامی‌گری بوده و در عقیدتی سیاسی ارتش مسئولیت داشته است. سؤالی که پیش میاد اینه که اگر سرهنگ بودن و نظامی‌گری خطرآفرینه پس سوابق ایشون چی میشه؟ اگه این‌ها بد هستند، پس چرا پروژه‌های متعدد عمرانی قرارگاه سازندگی سپاه رو مرتّباً افتتاح می‌کرد؟ پس چرا در بهره‌برداری پالایشگاه ستاره‌ی خلیج فارس که سرهنگ‌ها نهایی‌اش کردند، حاضر شد؟ چرا اتوبان گرمسار به قم رو که نظامیان کشیدند، به اسم خود زد؟ چرا فازهای مختلف پارس جنوبی رو به اصرار و با دادن امتیاز، به سرهنگ‌ها واگذار کرد؟ اگر تفکر پادگانی بد است، پس چرا حسام‌الدین آشنا که سوابقی مثل مدیر کل اطلاعات و رئیس دفتر وزیر اطلاعات داره رو مشاور ارشد و طراح تیم‌های جنگ روانی‌اش کرده؟ می‌دونید که همین آقای آشنا بود که نماد کلید را طرح کرد و در انتخابات از آن استفاده شد؟ بله، اون کلید مشهور کار این آقاست که الان روشن‌فکر شده! اگه نظامی‌گری برای کشور زیان‌آوره، چرا علی ربیعی که سابقه‌ی معاونت وزارت اطلاعات رو داره، در سپاه خدمت بوده و فردی کاملاً امنیتی است، به‌عنوان وزیر کار مشغوله؟ این آقا حتّی مدرک دکتراش هم از دانشگاه وابسته به نیروهای مسلّحه؛ یا اگر بد هست، چرا کسی که سابقه‌ی مسئولیت در اطلاعات سپاه رو داشته الان به‌عنوان وزیر نیرو مشغوله؟ اگر تفکر پادگانی برای مردم ضرر داره، پس چرا وزیر اطلاعاتش تنها رزومه و سابقه‌اش خدمت در ارتشه؟

خب، این نمونه‌ای از بی‌اخلاقی و کار غیر‌انسانی بود که به کار گرفته‌شد، و باید جواب بدن. و یا این که جناب روحانی گفت: «چرا ربّنای شجریان رو پخش نمی‌کنن»، در حالی که جناب روحانی خوب می‌دانند که شجریان خودش نامه نوشت به ضرغامی و گفت راضی نیست صداش پخش بشه، سندش هم موجود هست؛ یا مثلاً مطرح کرد که فلانی، امام رضا رو خرج نکنیم. بذاریم امام رضا برای مردم بمونه. خب، اگه مایه گذاشتن از ائمّه زشته، پس چرا در ایّام انتخابات، در قم حضور پیدا کرد و با ضریح حضرت معصومه عکس گرفت و پوستر تبلیغاتی برای قشر مذهبی داد بیرون؟ اگه استفاده از ائمّه قبیحه، پس چرا در موضوع برجام برای متقاعد کردن مخالفان داخلی و متدیّنین اومدن اونو مقایسه کردن با صلح امام حسن با معاویه؟ یا با موضوع صلح امام حسین در عاشورا؟ چرا هی خواستند این مذاکرات رو مقایسه کنند و توجیه کنند؟ که البته رهبری هم پاسخ علنی دادند. خب، این‌ها چه توجیهی دارند؟ «مرگ خوبه ولی برا همسایه؟!»

با مقدمه‌ای که خدمتتون توضیح داده‌بودم، ایشون در قالب معتقدین به رئالیسم تقسیم‌بندی می شوند. ما به این روش امتزاج هم می‌گوییم؛ یعنی تلاش و به هر دری زدن و چیزهای مثبت خود و منفی رقیب رو از هر دری گفتن، بدون در نظر گرفتن اخلاق و اعتقادات. خب، این‌که گفته‌ی ماکیاولیه که! نظریه اونه که میگه هدف وسیله رو توجیه می‌کنه. اصلاً، یه مثال دیگه می‌زنم: موضوعی مطرح شده که سند هم براش ارائه کردن که آقای روحانی تِز دکتراش سرقت علمی بوده و از آثار علمیِ شخصی در خوزستان که دست بر قضا، همکار جناب روحانی در مجلس خبرگان هم هست، عیناً کپی کرده. شخصی هم در افغانستان شکایت کرده و هم‌چین ادعایی داره که قبلاً توضیح دادم.

این هم عمل ماکیاولیستی میشه که! عرض کردم که در کتاب شهریارش توصیه می‌کنه که لازم نیست باسواد باشی، عوام‌فریبی کن و ادعای باسوادی کن بر مردمانت. اصلاً، من از شما و مخاطبانتون می‌پرسم این‌ها مشخصه‌های واقع‌گرایی نیست؟! همچین فردی می‌تونه حکم‌رانی رو خوب به‌جا بیاره یا نه؟! مثال عینی زیاده و من رد میشم. امّا، درمقابلِ طرف رقیبشون که به‌شدّت غیریّت‌سازی کرده‌بودند، واکنشش چی بود؟ ببینید، عدم موضع‌گیری یک فرد در همچین مواقعی ناشی از ضعف طرف نیست، خیلی وقتا کسانی هستند که به هر طریق و ابزاری حاضر نیستند صدرنشین شوند، خب برای خودشون توجیهاتی دارن و مرزهایی تعریف کردند. و براشون مهمه که از اصولشون عدول نکنند؛ برای اثبات خوشون تخریب شخصیت نکنند … خب، آقای رئیسی این‌جور ظاهر شدند و ضمن این‌که با تصویری که از وضعیت جاری ارائه می‌دادن و گاهاً برنامه‌ای که به آن اشاره می‌کردن، نشان می‌داد که رئالیستی نگاه می‌کنه، ولی در قامت یک ایده‌آلیست تمام قد ظاهر شد، خودشو وارد این دعواها نکرد و تمایلات نفسانی رو دخالت نداد …  البته یه چیزی بگم، واقعاً در میان کاندیداها فردی که احساس می‌شد با برنامه وارد شده، جناب میرسلیم بود که با اقبال هم روبرو نشد.

در کلّ، باید اشاره کنم که فارغ از این که چه کسی خوب و یا چه کسی بد بود، جوّ حاکم بر مناظرات نه تناسبی با بافت اجتماعی، عقیدتی و ساختار سیاسی جامعه‌ی ما داشت و نه در تراز انقلاب اسلامی بود. معتقدم کاندیداهای محترم از رسالت اصلی خیلی فاصله گرفتند و آن گونه که رهبر معظم انقلاب هم گوش‌زد کردند، در حدّ افتضاح سیاسی پیش رفتند ـ نزدیک به همان شرایطی که در انتخابات گذشته‌ی ایالات متحده، آن‌چه که بین خانم کلینتون و آقای ترامپ رخ داد که با سیاه‌نمایی‌های غیرواقعی و افشای اسرار طبقه‌بندی شده سعی بر ورود به کاخ سفید داشتند که در نهایت نیز مورد تعجب جامعه‌ی جهانی قرار گرفتند.

انتهای پیام/ش