چند روز قبل برای خرید مایحتاج خانه به یکی از فروشگاهها سر زدیم تا بعد از گران شدن رسمی برخی مواد غذایی حال و روز قیمتها را ببینیم، روغن زیتون خوراکی که تا دو هفته پیش ۱۳ هزار تومان بود را ۱۵ هزار تومان خریدیم و خبری هم از روغن ذرت نبود.
فروشنده مغازه میگفت که دیگر روغن ذرت در بازار موجود نیست و هرچه گشته نتوانسته روغن ذرت پیدا کند، گویی در عرض چند روز مرزهای واردات و تولید روغن ذرت بسته شده و قحطی آمده است!
با عصبانیت عرض کردم: ” جناب قحطی نیامده و برخی از هم صنفهایتان راه و رسم احتکار پیش گرفتهاند تا به وقتش روغنهایی که چند ماهی در انبار و مغازههایشان بوده به قیمت چندین برابر به مردم بفروشند.”
پدرم همیشه شیر را از محلیهای اطراف تبریز میخرد چون اعتقادی به شیرهای پاستوریزه ندارد. دیروز که برای خرید رفته است. دوغ محلی که همیشه ۱۲ هزار تومان میخرید را ۱۵ هزار تومان خریده و آمد. وقتی سوال میکنم که چرا حاضر شدی این قیمت را پرداخت کنی پاسخ میدهد:” چارهای نیست همه چیز گران شده و امروز هم نخرم مجبورم فردا بخرم! مثل زمان جنگ نیست ک خبر بدهی فلان کس گرانفروشی میکند یا بهمان مغازهدار جنس احتکار کرده تا گوشش را بگیرند و حالش جا بیاید.”
همین یک جمله کافی است تا پی ببرم که چرا گرانیها قابل مهار نیست. ما که ندیدهایم اما آنها که دیدهاند تعریف میکنند از برخورد انقلابی واقعی با مفسدین اقتصادی در زمان جنگ و اینکه اگر کسی جرات احتکار به خودش میداد دنبال سوراخ موش بود تا خودش را قایم کند، اما حالا چه؟
محتکران که راست راست راه میروند و گرانفروشان با طلبکاری میگویند:” میخواهی بخر، میخواهی نخر!همینی که هست” شاید همین عدم برخوردها باعث شده تا هشتگ محتکر، انگل اقتصادی در شبکه اجتماعی توئیتر داغ شود و مردم و به ویژه جوانان به امید حرکت مسئولان برخورد با محتکران را راس خواستههایشان بدانند.
شاید اگر مسئولان طی سالهای گذشته برخورد قاطع با متخلفان داشتند و تخم مرغ دزدها را نقره داغ میکردند امروز یکی از چالشهای ما مفسدان اقتصادی نبودند که جیب ملت را به تاراج برده و از آبروی نظام اسلامی خرج میکنند.
انتهای پیام/گروه اقتصادی آناج/فرناز پورعباس











Thursday, 12 February , 2026