به گزارش انعکاس بناب، دریاچه ارومیه به­عنوان دومین دریاچه شور جهان، در گوشه شمال­غربی ایران قرار گرفته است. حوضه دریاچه به مساحت ۵۲۰۰۰ کیلومتر مربع، ۱۵/۳ درصد از کل مساحت کشور را شامل می­شود. و بیش از ۵ میلیون نفر در حاشیه آن ساکن هستند. پهنه وسیع دریاچه به تعدیل میکروکلیمای منطقه کمک کرده و […]

به گزارش انعکاس بناب، دریاچه ارومیه به­عنوان دومین دریاچه شور جهان، در گوشه شمال­غربی ایران قرار گرفته است. حوضه دریاچه به مساحت ۵۲۰۰۰ کیلومتر مربع، ۱۵/۳ درصد از کل مساحت کشور را شامل می­شود. و بیش از ۵ میلیون نفر در حاشیه آن ساکن هستند.

پهنه وسیع دریاچه به تعدیل میکروکلیمای منطقه کمک کرده و آن را مناسب برای کشاورزی ساخته است. آب مورد نیاز دریاچه از طریق ۱۴ رودخانه دائمی تأمین می­شود و برای حفظ تراز آبی دریاچه ارومیه سالیانه حداقل حدود ۱/۳ میلیارد مترمکعب آب موردنیاز خواهد بود. طی دو دهه گذشته، فعالیت­های انسانی غیرپایدار فشارهای فزایندهای را بر منابع طبیعی حوضه دریاچه ارومیه اعمال نموده است.

تشدید فعالیت­های کشاورزی، توسعه منابع آبی، احداث پل میانگذر بر روی دریاچه ارومیه، افزایش میزان شوری به بیش از ۳۰۰  گرم در لیتر به همراه دوره­های خشکسالی اخیر باعث وخیم­تر شدن اوضاع شده است. با توجه به این­که جمعیت انسانی زیادی در محدوده پیرامون دریاچه ارومیه زندگی می­کنند و معیشت سکونتگاه­های استان­های آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی بیشتر بر کشاورزی و دامداری استوار است، در صورت خشک شدن کامل دریاچه و وقوع بحران­های زیست­محیطی و اکولوژیکی اقتصاد این منطقه با مشکلات بزرگی رو به رو خواهد شد.

هدف این پژوهش، بررسی مخاطرات و آسیب­پذیری طبیعی و انسانی ناحیه پیرامون ناشی از خشک شدن دریاچه ارومیه در دو استان آذربایجان شرقی و غربی بوده است. سؤال­های پژوهش نیز عبارتند از: وضعیت سکونت پیرامون دریاچه ارومیه، چگونه متاثر از آن است؟ خشک شدن دریاچه ارومیه چه مخاطرات طبیعی برای منطقه به همراه داشته و خواهد داشت؟ آسیب پذیری­های انسانی ناشی از خشک شدن دریاچه ارومیه به چه شیوه­های ظاهر می­شوند؟ فرضیات متناظر آن­ها نیز عبارتند از:

  1.  خشکی دریاچه ارومیه سبب کاهش جمعیت و تغییر الگوی سکونت در دو طرف دریاچه شده است.
  2.  خشک شدن دریاچه ارومیه سبب بروز مخاطرات طبیعی مانند از بین رفتن زمین­های کشاورزی، تلف شدن باغات، کاهش مرتع و بادهای حامل نمک شده است.
  3. مهاجرت­های توده­ای، تنش­های قومی، اعتراضات مردمی و بروز بیماری­های صعب­العلاج از جمله آسیب­های انسانی است که در صورت خشکی کامل دریاچه ارومیه بروز پیدا می­کنند.

هم­زمان با کاهش تراز سطح آب دریاچه، بخش­هایی از قسمت­های جنوبی دریاچه خشکید، غلظت  نمک در آب دریاچه بالا رفت و رنگ مناطقی از سطح آب دریاچه به قهوه­ای گرایید که احتمالا ناشی از تغییر متابولیسم دنالیلا سالینا  (Donaliella salina)  تحت تاثیر افزایش غلظت املاح به ارقامی فراتر از ۳۰۰ گرم در لیتر است. شوری شدید سبب کاهش تنوع­زیستی و نیز جرم توده زیستی دریاچه شد. گونه آبزی بومی دریاچه آرتمیا اورمیانا بجز در دهانه رودخانه­ها از تفریخ باز ایستاد و به تبع آن جمعیت گونه­های پرندگانی که از آن تغذیه می­کردند به شکل چشم­گیری کاهش یافت.

فلامینگوهای بزرگ (Phoenicopterus ruber roseus) که در جمعیت­های گاه بیش از ۲۰۰۰۰ جفت در دریاچه حضور داشتند و دیگر گونه­های پرندگان مهاجر شامل پلیکان سفید، کنارآبچرها، کاکایی­ها و پرستوها و مرغابی­ها که در جزایر دریاچه زادآوری می­کردند، ناپدید شدند. گوزن زرد ایرانی و قوچ ارمنی که در جزایر درون دریاچه تکثیر شده بودند نیز از شرایط خشکسالی آسیب دیدند و با خشک شدن اراضی پیرامون جزایر، حفاظت و پشتیبانی از آ ن­ها نامقدور شد.

تنوع­زیستی در تالاب­های اقماری دریاچه کمتر تحت تاثیر خشکسالی قرار گرفت زیرا جریان­های برگشتی آبیاری (در واقع زه­آب­ها) توانست آن­ها را تغذیه کند. این تالاب­ها تا حدود زیادی توانستند نقش پناهگاه را برای پرندگان مهاجر ایفا کنند. آن عده از تالاب­ها که از چنین فرصتی محروم بودند مانند قره قشالق، یا خشک شدند و یا با محدودیت­های شدید روبرو گردیدند. کاهش آب دریاچه ارومیه و خشکی آن باعث ایجاد آسیب­های جدی در زمینه­های طبیعی و انسانی خواهد شد. از جمله می­توان به شوری زمین­های کشاورزی، از بین رفتن باغات، کاهش تنوع­زیستی، مهاجرت جمعیت شهرها، خالی شدن روستاها، تنش­های قومی ناشی از کاهش منابع آبی و خاک مرغوب کشاورزی، از بین رفتن گونه­ های جانوری و پرندگان. خشک شدن دریاچه ارومیه به سلامتی انسانی، تغذیه، حیات جانوری و گیاهی آسیب جدی وارد کرده است و منطقه، با آسیب­پذیری بالا و تهدیدات زیست­محیطی جدی روبه رو خواهد شد.