میم شین
24 اردیبهشت 1394

روزی بی حساب

وبلاگ " میم شین "  نوشت :   چند روزی می شد که پدر طعامی نخورده بودند در خانه هم طعامی نبود به خانه ی زهراش رفتند طلب غذا کرد و زهراش شرمنده شد که عذایی برای پدر ندارد و پدر رفتند و زهراش غمگین و در خانه به صدا درآمد و قرص نانی و […]