رقیب روحانی در انتخابات سال ۹۶ همچون علامت سوالی میباشد که یافتن آن بدون ارائهی نشانه غیرممکن است و هیچکس نمیداند نامزد نهایی جناح اصولگرا برای تصدی پست ریاست جمهوری کیست. اینکه اصولگرایان نام کاندیدای مدنظر خود را علنی نمیکنند و از هماکنون به سراغِ جدالهای انتخاباتی نمیروند معایب و محاسن خاص خود را دارد […]
رقیب روحانی در انتخابات سال ۹۶ همچون علامت سوالی میباشد که یافتن آن بدون ارائهی نشانه غیرممکن است و هیچکس نمیداند نامزد نهایی جناح اصولگرا برای تصدی پست ریاست جمهوری کیست. اینکه اصولگرایان نام کاندیدای مدنظر خود را علنی نمیکنند و از هماکنون به سراغِ جدالهای انتخاباتی نمیروند معایب و محاسن خاص خود را دارد اما در کنار این امر ابهاماتی نیز پدید میآید که تنها بر تعداد گمانهزنیها میافزاید.
احتمال دارد ۹۲ اینبار در قالب متفاوتتری تکرار شود و بار دیگر عدم اتفاق کاندیداهای اصولگرا، عرصه را برای استمرار حاکمیت جناح رقیب بازتر نماید. سهسال قبل تصمیمات غیرعقلانی و ایجاد نفاق بین کاندیداها منتهی به ارائهی یک تفکر در شکلهای متعدد شد و سرانجام آن چیزی جز تقسیم آراء و باختِ سیاسی نبود.
آدم عاقل از یک سوراخ دوبار گزیده نمیشود و اگر قرار باشد در انتخابات سال ۹۶ مردم شاهد چندین کاندیدا باشند که از قضای روزگار همهی آنها خود را اصولگرای تمام عیار مینامند، با وجود ضعف روحانی نسبت به سابق، بازهم جریان اصولگرا بازندهی نهایی انتخابات خواهد بود.
جرأت امثال عارف به مراتب بیشتر از برخی اصولگرانمایان است. در یازدهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری تمام رقبای روحانی خود را مقبولتر میدانستند و با توهم پیروزی صددرصدی حاضر به کنارهگیری نمیشدند اما محمدرضا عارف علیرغم اینکه شانس بیشتری نسبت به روحانی داشت، صحنه را ترک کرد تا هم اصلاحطلبان به رئیسجمهور فعلی رأی دهند و هم گفتمانِ جدیدی با ماهیتِ اصلاحطلبی برای جذب آراء خاکستری و حتی قشر اصولگرا بر سرِ زبانها بیفتد.
عدم تحقق وعدههای روحانی و تنگتر شدن سفرههای مردم نسبت به قبل، تا حدِ زیادی از آراء روحانی کاسته است لذا احتمال اینکه اکثریت مردم خردادماه سال ۹۶ پروژهی عبور از روحانی را محقق نمایند زیاد است اما این امر درصورتی جامهی واقعیت به خود میپوشد که اصولگرایان یک نامزد انقلابی معرفی کنند. شخصیتی که اصولگرایان به روی ترازو میگذارند باید قابل دفاع باشد و هنگامی که در مناظرهها صحبت حقوقهای نجومی و اختلاسها به میان میآید، روحانی از ارائه نمونه و تسویه حساب عاجز بماند.
بیشک در انتخابات آینده شعارهایی مثل حل مشکلات اقتصادی در عرض ۱۰۰ روز و نشان دادن کلید برای ایجاد هیجان کاذب کارساز نخواهد بود و مردم به کسی رأی خواهند داد که برنامهای معقول را برای برونرفت از بحران مورد قضاوت قرار دهد.
اصولگرایان اگر میخواهند با تکرار اشتباهات گذشته چندین نامزد را در مناظرهها حاضر نمایند و در نهایت هیچیک از آنها انصراف ندهند، همان بهتر که اصلاً گزینهای معرفی ننمایند و با قبول شکست، خود نیز به روحانی رأی دهند! تصمیم رقبای روحانی سرنوشتساز است و کوچکترین خطا میتواند به حاکمیت دولت اعتدال قوت بخشد تا همچون گذشته عدهای جریانسازی رسانهای کنند و با راضی ساختن مردم به ادامهی حیات سیاسی تدبیر و امید، خسارتهایی دیگر را رقم بزنند.
به اصولگرایان توصیه میشود هرچه سریعتر تکلیفشان را با خود و مردم معلوم نمایند تا شائبهی عدم اتحاد سیاسی این طیف ایجاد نگردد و آنهایی که از دور به موضوع مینگرند، نگویند دعوای «من میخواهم رئیسجمهور شوم» بین آقایان جاری است.
منبع:اناج
انتهای پیام/س










Sunday, 29 March , 2026