به گزارش انعکاس بناب به نقل گروه اجتماعی آناج خشونت گفتاری و رفتاری یکی از آسیبهای اجتماعی است که بنیانهای جامعه را به طور جدی تهدید میکند. زمانی که در یک رابطه تعارضی میان دو نفر، که یکی از آنها که قدرت و اقتدار بیشتری دارد، از اقتدار برای پیش بردن امیال خود بدون توجه به امیال فرد دیگر استفاده کند، خشونت صورت گرفته است. جامعه […]
به گزارش انعکاس بناب به نقل گروه اجتماعی آناج خشونت گفتاری و رفتاری یکی از آسیبهای اجتماعی است که بنیانهای جامعه را به طور جدی تهدید میکند. زمانی که در یک رابطه تعارضی میان دو نفر، که یکی از آنها که قدرت و اقتدار بیشتری دارد، از اقتدار برای پیش بردن امیال خود بدون توجه به امیال فرد دیگر استفاده کند، خشونت صورت گرفته است.
جامعه شناسان و آسیب شناسان اجتماعی یکی از عمدهترین آسیبهای اجتماعی در جامعه امروز ایران را در کنار عواملی مانند اعتیاد، روسپیگری، سرقت، قتل و خودکشی، نزاع و درگیری میدانند.
پدیده نزاع و درگیری در جامعه، از آن دسته آسیبهایی است که با ایجاد اخلال در روابط اجتماعی، فضایی آکنده از بغض، کینه و دشمنی را در میان افراد به وجود میآورد که این امر با زمینهسازی برای ایجاد نزاع و تنشهای بعدی، جامعه را از نظر مادی و معنوی متضرر میسازد.
کارشناسان اجتماعی یکی از عوامل مهم ایجاد درگیری و نزاعهای خانوادگی و فردی را فشارها و معضلات اجتماعی مانند فقر، بیکاری، ناکامی، جامعه پذیری نامناسب، ضعف اعتماد به قانون و رواج خشونت توسط رسانهها میدانند. این نوع فشارهای اقتصادی – اجتماعی موجب عدم موفقیت فرد در دستیابی به اهدافش در زندگی میگردد و همین امر میتواند زمینه را برای گرایش به آسیبهای اجتماعی مختلف فراهم سازد. زیرا جامعه آنان را ترغیب میکند تا به دنبال تحقق اهدافشان باشند بدون آن که ابزارها و امکانات لازم را برای این کار فراهم سازد.
جوانی که بیکار است نمیتواند دارای جایگاه اجتماعی و هویت مستقل اقتصادی باشد و طبیعتا نیاز طبیعی استقلال طلبی و غرور خویش را در برابر دیگران متزلزل میبیند و تنشهای درونی حاصل از این فشارها هر لحظه میتواند درگیری با دوستان و خانواده و اطرافیان را رقم بزند.
سرپرست خانواری که توانایی تهیه جهیزیه چند ده میلیونی دخترش را ندارد به عنوان فردی نالایق و پدری ناتوان همواره قدرت خود را در برابر ایفای نقش پدری متزلزل مییابد، نخبهای که با داشتن هوش سرشار و خلاقیت ستودنی خود را در عملی کردن گوشهای از طرحهایش عاجز میبیند و به هر دری میزند تبدیل به دیوار میشود، موج کینه و نفرت از نرسیدن به رویاهایش طومار استعدادهایش را در هم میپیچد و اینها همه و همه یک چیز را رقم میزند و آن بیاعتمادی به قانون و همه ارزشهایی است که جامعه خود را بر پایه آنها استوار میداند.
بیاعتمادی به قانون یعنی ناامید شدن از همه ارزشها و هنجارهای یک جامعه، در این جامعه فقط منتسبین مسئولین و یا چاکران درگاه موفق میشوند به راحتی موسسات اقتصادی و بانکی را به نام خود ثبت کنند و دختران وزیرانند که نبض واردات و صادرات در دستهایشان منظم میزند، نه ورشکسته میشوند و نه غصه وام بانکی و امثال اینها را دارند.
حال اگر در کنار این عومل اقتصادی و اجتماعی، عوامل فرهنگی مانند بیتفاوتی نسبت به گسترش فرهنگ بیدینی و ترویج خشونت از طریق ماهوارهها را اضافه کنیم و از طرفی رسانه ملی را آماج تاخت و تاز قرار دهیم و از آن اعتماد زدایی کنیم معلوم است که این آش به دهان چه کسانی مزه خواهد نمود.
اینها همه و همه در کنار هم یعنی ترویج فرهنگ خشونت، احساساتی که بایستی تبدیل به گفتمان عقلانی انتقاد از مسئولین کوتاهی کننده در اجرای قانون اساسی تبدیل شود، تبدیل به چاقوهایی میشوند و در قلب جوانان مردم فرو میروند، این چاقوها و پنجه بکسها حرفها برای گفتن دارند و فریاد اعتراض به وضعیت بیکاری لجام گسیخته و فقر اکثریتی و زندگی شاهانه برخی مسئولین و وزرای میلیاردی آنهاست.
اگر ما از مسئولین دولتی این انتظار را نداشته باشیم که مردم را به زور به بهشت ببرند یا بزور روسری سر دخترانمان کنند یا وارد خانههایشان شوند و دیشها را جمع آوری کنند اما همه عقلا این انتظار را دارند که با عمل به قانون اساسی فضای آرام اخلاقی و دینی را در جامعه رواج دهد و با سمپاشی فرهنگی، اخلاقی و عقیدتی دشمنان از طریق تقویت و حمایت صدا و سیمای جمهوری اسلامی مقابله نمایند و الا شعار صلح و آرامش و نشاط اجتماعی نه فشارهای اجتماعی برطرف میشوند و نه این شعارها برای مردم کار و زندگی و معیشت میشود.










Wednesday, 25 February , 2026