به گزارش انعکاس بناب، مراکز تجاری در هر شهری به نوعی نشان دهنده سطح درآمد، پیشرفت اقتصادی و معرف فرهنگ آن جامعه می باشد و جدای از آن، مردم یک شهر با توجه به شرایط امروزی جهت خرید، تفریح و وقتگذرانی نیازمند مکان ها و محیط های تجاری در خور شان خودشان می باشند.
شهرستان بناب امروزه جزو شهرهای مسافرپذیر و قطب اقتصادی منطقه به شمار می آید اما بدلیل ناکارآمدی مدیریت شهری، آنگونه که باید، نتوانسته است از این ظرفیت به نفع ترقی خود استفاده کند
با وجود تمام مشکلات گوناگون در سطح شهرستان، شاهد آن هستیم که به جای بکارگیری منابع مالی در راستای بهبود بخشیدن به اقتصاد شهر و حل مشکلات و مسائل مختلف، هزینهی غیراصولی بالایی صرف میشود که خسارات جبران ناپذیری را بوجود می آورد؛ پاساژ الغدیر نیز جزو همین عملکردهای کارشناسی نشده ی متولیان امر وقت می باشد که علاوه بر حیف و میل بیت المال، مشکلات زیادی را بر دوش برخی کسبه ها گذاشته است.
بنابه درخواست های مکرر شهروندان و کسبه های پاساژ الغدیر، دوربین انعکاس در این محل حاضرشد و از مشکلات ومعضلاتی که کسبه ی الغدیر از آن رنج میبردند، به تهیه ی محتوا پرداخت. حجم بالای معضلات به قدری بود که به اذعان برخی از فروشندگان مستقر در این پاساژ، با ادامه ی این روند، سرنوشت پاساژ الغدیر در آینده ای نزدیک مشابه واقعه ی پلاسکو خواهد بود!
در ورودی پاساژ، آنچه که بیشتر به چشم می آمد کف نامناسب آن جهت تردد بود چرا که بستر لغزنده ه ای داشت و این موضوع خصوصاً در فصول سرد و برفی سال میتواند برای مشتریان و حتی کسبه ایجاد مشکل در تردد کند؛در بدو ورود به پاساژ و طی مسیری با کفپوش های سیاه ، متوجه فضای کم نور پاساژ شدیم،با نگاهی به سقف پاساژ، لامپ های کم نور ، از کار افتاده و نوع به نوع، چهره ناخوشایندی به سقف و فضای پاساژ داده بود؛ در کنارش حفره های ایجاد شده به واسطه تخریب و تعمیر سقف و یا لامپ ها بسیار به چشم می آمد.
به قصد استفاده از پله برقی و بازدید از واحدها، مسیر پاساژ را در پیش گرفتیم. آنچه تامل بر انگیز بود، این بود که پله برقی نه تنها در محیطی تودرتو و خارج از دید مستقیم افراد قرار داشت، بلکه همان وسیله ی اساسی تردد نیز به شکلی تزِئینی از کار افتاده و به حال خود رها شده بود. داستان به همینجا ختم نشد، ناچار به سمت درب آسانسور روانه شدیم اما با اطلاع رسانی یکی از کسبه، فهمیدیم آسانسور نیز از کار افتاده و قابل استفاده نیست!
یکی از کسبه که شاهد وضعیت مذکور بود، حال و روز این پاساژ را اینگونه برایمان توصیف کرد: کف سازی پاساژ، بدون تعبیه ی آب و فاضلاب ساخته شده است اما از همه ی ما هزینه ی حق انشعاب آب را گرفته ند!از سویی ما برای تمیز کردن محوطه وحتی واحدها، دچار معضلی جدی هستیم؛ پاساژ نه تنها به هیچگونه سیستم گرمایشی و سرمایشی تجهیز نشده است، بلکه از همه بدتر، سیستم اطفائ حریق و حسگر نیز برای آن تعبیه نشده است و این یک زنگ خطری بزرگ در ذهن همه ی ما بود، چراکه درصورت بروز احتمالی آتش سوزی در این مکان، هیچگونه امکاناتی وجود نداشت!
قدم زنان به طرف ورودی دیگر پاساژ رفتیم، در همان نگاه اول، ستونهای چرک گرفته با پوششی کنده شده، خودنمایی میکرد. انتقال سیم های درهم پیچیده نیز حاکی از مشکل دیگری بود که یکی دیگر از کسبه دلیلش را نبودن آنتن مرکزی عنوان کرد، موضوعی که بر وخامت چهره ی این بازار افزوده بود، نشت آب پارکینگ به سقف پاساژ، به دلیل نبود مسیر فاضلاب از یک سو، و چکه های ممتد آب ناشی از بارش ها، از روشنایی تعبیه شده ی مرکزی پاساژ بر کف سنگی آن بود که به گفته ی کسبه با تشت و کاملا سنتی به جمع آوری آن میپردازند!
در این میان، چند باب مغازه، به شکلی رها شده و پر از زباله، در کادر دوربین انعکاس واقع شد که جلوه ی بازار را زشت کرده بود،مغازه هایی که از قضا متعلق به شهرداری بود و هیچ استفاده ای از آن نیز صورت نمیگرفت! حال که موضوع به اینجا ختم شد باید گفت از صدها مشکل این پاساژ، تنها نمونه هایی را نامبردیم که متولیان آن اعم از شهردار شهر و مسئولین امر، در خصوص این شاهکار سرشار از نقص باید جوابگو باشند تا مردم شریف دلایل این حجم از عملکرد پر از نقص را بدانند؛ چراکه این کوتاهی ها نه تنها اتلاف بیت المال، بلکه ضرر رساندن به اقتصادف فرهنگ و روحیه ی این شهر است و این ها موضوعاتی نیستند که مورد اغماض واقع شوند.
پریسا سلیمانیان












Wednesday, 25 February , 2026