نسل ما که روزهای جنگ را ندیده است، تصورش از میدان نبرد، همان صحنه‌هایی است که در فیلم‌ها و سریال‌ها دیده‌ایم؛ بیمارستان‌های صحرایی با مجروحانی که بر روی هم انباشته‌اند، کمبود امکانات، ازدحام، و صدای بمب‌هایی که پناهگاهِ درمان را به قتلگاه بدل می‌سازند. اما گمان نمی‌کردم روزی در صلحِ شهری آرام، همان تصاویر را تجربه کنم.

به گزارش انعکاس بناب، محمد مجنونی، روزنامه نگار گفت: به‌واسطه‌ی سانحه‌ رانندگی پدر، ناچار شدیم به بیمارستان امام خمینی (ره) بناب پناه ببریم؛ جایی که تنها نامِ «بیمارستان» را یدک میکشد. از لحظه‌ی ورود به اورژانس، گویی پا به صحنه‌ای از همان فیلم‌های جنگی گذاشته بودم.

بیماران در هر گوشه منتظر دستی برای درمان بودند، کمبود پرستار و فضا چنان آشکار که برخی بیماران در کنجِ سالن بستری می‌شدند. کسی پاسخگو نبود، مراجعین باید در کشوها دنبال وسایل می‌گشتند و گاهی ناگزیر درمانگرِ بیمارشان می‌شدند.

پس از ساعت‌ها گفتند پدر باید در بخش آی‌سی‌یو بستری شود؛ اما ظرفیت تکمیل بود. گفتند: «بمانید تا فردا، شاید تختی خالی شود.» پس از تماس‌ها و واسطه‌های بسیار، تختی در بخش بستری جراحی فراهم شد، اما بخش مردان تکمیل و ناچار او را در جراحی زنان بستری کردند. البته بیمار ما تنها نبود؛ تمام بخش، ترکیبی از بیماران زن و مرد است.

۵ روز به همین منوال گذشت؛ معاینه‌ها در حد: «حاج آقا، یاخجی‌سان؟» امکانات در حد «بیلمیرم، آختار تاپ» و پرستار ۲ـ۳ نفر برای کل بخش، که وقتشان در گزارش‌نویسی تحویل و تحول می‌گذشت. دعوت از پزشک ارتوپد برای بیمار ما را چند روز فراموشی کرده بودند.

با وجود اخلاق خوب بیشتر پرستاران، اگر اخلاق تند چند نفرشان را به امکانات بیمارستان اضافه کنیم چیزی برای تمجید باقی نمی‌ماند.
هرکس که تجربه این بیمارستان را دارد، نخستین توصیه‌اش این است: «تا دیر نشده، بیمار را از اینجا خارج کنید!»

بیمارستان باید مأمن دردها باشد، نه منشأ مرگ. یکی از مراجعین به خوبی تعبیر کرد که «اینها با عزرائیل سهام مشترک دارند»

عجیب است که دهه‌هاست مردم بناب نمایندگی مجلس را میان دو نفر دست‌به‌دست می‌کنند؛ گویی این انتخابِ تکراری، بی‌تفاوتی به سرنوشت خود و حتی توهین به شعور است. مگر ممکن است نماینده‌ای سال‌ها در مسند باشد و از وضع بیمارستان شهر بی‌خبر بماند؟

آیا مسئولان بهداشت و درمان استان از این وضعیت ناآگاهند؟ مدیران اجرایی این شهر دقیقاً چه می‌کنند؟ اگر از تأمین حداقل خدمات درمانی ناتوانند، آیا بهتر نیست استعفا داده و بخت خود را در شغلی ساده‌تر، شاید در نانوایی، بیازمایند؟

  • منبع خبر : محمد مجنونی - روزنامه‌نگار