به گزارش انعکاس بناب به نقل از آناج: روزهای اول برای آدمی شیرین است و احساسی عمیق در وجود انسان وی را به سمت بروز رفتارهای محبت آمیز پیش می‌برد، سعی در انجام کارهای متفاوتی برای تحکیم رابطه و اثبات عشقش به طرف مقابل دارد. به دنبال تیپ جدید می‌رود و حرف‌هایی از جنس ترحم و درد […]

به گزارش انعکاس بناب به نقل از آناج: روزهای اول برای آدمی شیرین است و احساسی عمیق در وجود انسان وی را به سمت بروز رفتارهای محبت آمیز پیش می‌برد، سعی در انجام کارهای متفاوتی برای تحکیم رابطه و اثبات عشقش به طرف مقابل دارد. به دنبال تیپ جدید می‌رود و حرف‌هایی از جنس ترحم و درد می‌زند تا مورد توجه قرار گیرد. با غفلت از شادی‌های گذشته بیشتر سختی‌هایش را بازگو می‌کند و به دنبال شروعی است که پیش تر در رویاهایش آن را تصور کرده است.

پس از مدتی فرد تمامی نقطه ضعفهای خویش را در لابه‌لای بروز احساساتش در اختیار طرف مقابل قرار می‌دهد و همین امر اهرم فشار آینده را مهیا می‌سازد، در روابط روزهای خوشی نیز برای فرد رقم می‌خورد و احساس لذتی جدید وی را به سمت تجربه‌ی لذت‌های متفاوت‌تر می‌برد. با مرور زمان وابستگی فرد به طرف افزایش می‌یابد و کار به جایی می‌رسد که حتی در صورت بروز مشکل و آگاه شدن از نواقص فردی که تا به امروز آن را همسر رویایی آینده می‌پنداشت نمی‌تواند از او دل بکند.

با گذشت زمان نقاب‌ از صورت‌ها برداشته می‌شود و فرد مقابل دیگر نمی‌تواند آدم روزهای اول باشد، با شروع اختلافات، آشفتگی‌های روحی و روانی فرد آغاز و از اجتماع دور می‌شود. اما دیگر خاطرات و افراط در روابط وی را آزار می‌دهد. وقتی تمامی باورهای آدمی زیر سوال می‌رود دیگر به دنیا و آدم‌هایش بی‌اعتماد می‌شود.

تمامی انسان‌ها به دنبال جلب توجه دیگران هستند و در سنینی خاص بیش از گذشته نیاز به محبت و داشتن همدم را احساس می‌کنند، اینکه پدر و مادر بهترین همدم برای دختران و پسران هستند تنها از بعد اجتماعی صحیح است و طبیعتا والدین نمی‌توانند جای همسر را پر کنند.

اما برای یافتن همسر آینده باید در خیابان‌ها دنبال آن گشت؟ زمانی که طرفین محرم یکدیگر نیستند و یکدیگر را حتی در زبان هم همسر خطاب نمی‌کنند چگونه می‌توانند برای یکدیگر همسری کنند؟ دختری که با نگرش اینکه در آینده پسر مورد علاقه‌اش وی را به همسری برخواهد گزید تن به رابطه می‌دهد تا چه حدی از روحیات طرف مقابل و قصد او مطلع است؟

روابطی که پر از آشفتگی، اظطراب، ترس و عدم اطمینان است قطعا در برابر ازدواج و تحکیم رابطه بی ارزش است، فارغ از مشکلات روحی و مالی که برای طرفین رابطه ایجاد می‌شود زمانی که این رابطه‌ها به دلایل مختلف خدشه‌دار می‌شود دیگر عفت و حیا رنگ می‌بازد و ترس تجربه‌ی دوباره تلخی گذشته جوانان را از ازدواج دور می‌کند. برخی حتی به سبب تجربیات گذشته از بستن پیمان زناشویی واهمه دارند و از این مطمئن نیستند که طرف مقابل هم قبلا رابطه‌هایی با جنس مخالف داشته است یا نه.

عده‌ای از جوانان بیش از حد به روابط نامشروع نگرش مثبت دارند و می‌گویند: ” برخی‌ها نیز در دانشگاه و خیابان با یکدیگر دوست شدند و رابطه هم برقرار کردند اما ازدواج هم کردند”

فارغ از اینکه چنین ازدواج‌هایی تا چه حدی پایدار است اما در پاسخ باید گفت: ” خیلی جوانان هم با یکدیگر رابطه جنسی هم برقرار کردند اما به ازدواج ختم نشد؛ چه بسا دخترانی بودند که عفت‌شان خدشه دار شد و چه پسرانی بودند که تیغ هوس خود را خوردند”

در اینکه ابتدای روابط شیرین است و انسان از اینکه فردی دیگر به وی ابراز محبت و عشق می‌کند لذت می‌برد، هیچ شکی نیست؛ اما آیا به پایان‌های تلخ و بعضا جبران ناپذیر این روابط هم فکر کرده‌اید؟!