در ادامه ی سلسله نشست های چهره های شاخص تبریز،نشستی هم شامل حجت الاسلام و المسلمین عباسزاده داماد مرحوم آیت الله ملکوتی(ره)شد .متن اظهارات وی  به شرح ذیل می باشد: برگزیده ی اظهارات: * بیت آیت الله ملکوتی کانون اصلی انقلاب در آذربایجان بود * دسته بندی سیاسی در کشور برای نیل به حقیقت مفید […]

در ادامه ی سلسله نشست های چهره های شاخص تبریز،نشستی هم شامل حجت الاسلام و المسلمین عباسزاده داماد مرحوم آیت الله ملکوتی(ره)شد .متن اظهارات وی  به شرح ذیل می باشد:

برگزیده ی اظهارات:

* بیت آیت الله ملکوتی کانون اصلی انقلاب در آذربایجان بود

* دسته بندی سیاسی در کشور برای نیل به حقیقت مفید است اما برای افتراق و دو دستگی مضرّ

* بنده ترجیح می دهم پذیرش کننده هر دو جناح اصولگرا و اصلاح طلب باشم

* اصولگرایی مقدم بر اصلاح طلبی است ولی از آن جدا نیست

* اگر یک انسان در مواجهه با هر کسی بگوید من با شما هستم قطعا یک نفاق غیر قابل بخشش هست

* حوزویان دستاوردهای تجربی بشر را جدی نمی‌گیرند

* دانشگاهیان گاه از معارف اصیل دینی بهره برداری‌های لازم را نمی‌کنند

* برنامه های کشور باید براساس آمایش سرزمینی باشد

* یک فیلسوف بهتر از هرکس می تواند رسالت تقنین و نظارت بر اجرا را برعهده بگیرد

* امیدوارم آنقدر مقبول باشم که در همه لیست‌ها جای بگیرم

* احاطه ای به کتاب شناسنامه ی تبریز ندارم اما انتشار آن به پنج زبان دنیا در شناساندن تبریز مفید است

 

 در اذهان اینگونه القا شده که در بیت مرحوم آیت الله ملکوتی، تنها دلسوز انقلاب، شخص آیت الله بودند. اما اعضای دیگر بیت نگاه محتاطانه و محافظه کارانه ای داشتند. نظر شما چیست؟

من چنین چیزی تا به حال نشنیده ام و این مسئله واقعیت ندارد. به نظرم همین الان شما با طرح این سوال در حال القا کردن چنین مطلبی هستید و سوال شما دچار پارادوکس و تناقض گویی است. چرا که اگر حضرت آیت الله ملکوتی(ره) به گفته شما دلسوز انقلاب و غیر محافظه کار بوده چگونه ممکن است افراد غیر خودی را در جمع خود جای دهد. اما آنچه واقعیت دارد این است که مجموعه بیت معظم له کانون اصلی انقلاب در آذربایجان و پشتیبانی تمام قد از رزمندگان غیور اسلام در جنگ تحمیلی بوده است. در بیت ایشان حضرت آیت الله آل هاشم سلمه الله و داماد محترمشان حضور داشتند و بقیه جزو مسئولین وقت ادارات و نهادها و ارگان‌ها بودند که با بیت همکاری و تعامل تنگاتنگ داشتند. ضمنا احتیاط در زندگی امر مطلوبی است که دین اسلام نیز بدان توصیه کرده است.

دسته بندی های سیاسی رایج، برای کشور چه لزومی دارد؟ اساسا تقسیم قسمی از افراد به اصلاح طلب یا اصولگرا در منظومه‌ی فکری و عملی شما چه جایگاهی دارد و خود را منتسب به کدام جریان می دانید؟

دسته بندی‌های سیاسی و حزبی می‌تواند برای کشور مفید باشد به شرط این که فلسفه وجودی آن‌ها آشنا شدن با تمام حقیقت باشد. به این صورت که هر جناح از یک زاویه به موضوع نگاه کند تا سر جمع آن‌ها شناخت موضوع از همه جوانب را بدست دهد، نه این که این دسته بندی‌ها را دست مایه اختلاف و دو دستگی و نزاع قرار دهیم و شکافی عمیق بین آن دو درست کنیم و دشمن بتواند به راحتی به وسیله آن نفوذ کند.

اگر از نظر عقلی شهروندان خود را به چهار دسته تقسیم کنیم که برخی اصولگرا و برخی اصلاح طلب و برخی نافی هر دو و برخی پذیرنده هر دو باشند، بنده ترجیح می‌دهم پذیرش کننده هر دو باشم؛ چرا که هر یک از این افراد دغدغه های خود را دارند یکی مراقب پایمال نشدن ارزش‌ها است که کاملا قابل دفاع است و یکی به دنبال انجام اصلاحات که کاملا منطقی است. بنده نیز دنبال اصلاحات اصولگرایانه هستم یعنی به اصول تکیه کنم و به اصلاحات بپردازم تا اصلاح اصولی، که شفا بخش دردها است انجام بگیرد. البته از نظر من اصولگرایی مقدم بر اصلاح طلبی است ولی از آن جدا نیست؛ نظیر انبیا که با اصول خاص ظاهر شدند اما هدفشان از آمدن، انجام اصلاحات بود و هیچیک از آنان برای تآیید وضع موجود نیامده بودند.

 به نظر شما فراجناحی عمل کردن درعرصه ی سیاسی کشور یک دروغ و ریای سیاسی نیست؟

خیر. انسان‌های علمی و مسآله محور نوعا فراجناحی می‌شوند؛ چرا که فقط به ماهیت مسآله می‌نگرند نه به موضع حزبی خاص. البته این که یک انسان در مواجهه با هر کسی بگوید من با شما هستم قطعا یک نفاق غیر قابل بخشش هست.

به عنوان یک استاد دانشگاه در حوزه ی علوم انسانی، چرا تاکنون و بعد از گذشت ۳۷ سال از انقلاب اسلامی هنوز در ساختارسازی و سیستم سازی در حوزه های فرهنگی،اقتصادی و اجتماعی ناتوان هستیم؟

البته باید عرض کنم اگر بگوییم توفیق کامل پیدا نکردیم بهتر است؛ زیرا کارهای خوبی شکل گرفته و یا در حال انجام است و اصولا اینگونه کارها به صورت فوری و فوتی قابل انجام نیست. اما همین کم توفیقی همانطور که اشاره فرمودید عللی دارد از جمله کم کاری حوزویان و دانشگاهیان و این که در هفته وحدت جلسات انسی برگزار می‌شود و مسئله تمام می‌شود.

به نظر من حوزه و دانشگاه نه تنها باید به درک مقابل از هم برسند بلکه باید دست به همکاری جدی بزنند تا تمدن نوین اسلامی در این سرزمین که مهد تمدن‌ها بوده بار دیگر شکل بگیرد. متآسفانه حوزویان دستاوردهای تجربی بشر را جدی نمی‌گیرند و دانشگاهیان گاه از معارف اصیل دینی بهره برداری‌های لازم را نمی‌کنند و تا زمانی که چنین فضایی حاکم باشد کار جدی صورت نخواهد گرفت. 

 چه بازه‌ی زمانی و چه راهکارهای اساسی برای بهبود شرایط موجود و تعالی کشور پیشنهاد می دهید؟

بازه زمانی دادن، کار درستی نیست؛ چرا که انسان باید دائما در حال رشد و پیشرفت باشد. اما از نظر راهکارها به نظرم وضع قوانین شفاف، محکم و قابل دفاع و غیر قابل تفسیر و نیز نظارت بر اجرای دقیق قوانین می‌تواند بسیار کار ساز باشد. جمله ای از علی (ع) هست که می‌فرماید: اوصیکم بتقوی الله و نظم امرکم. در این جمله کوتاه امیر المومنین به خاطر اهمیت زندگی اخروی، ابتدا به تقوی که توشه آخرت است اشاره می کند و سپس به زندگی دنیا پرداخته می فرماید: نظم در امور آباد کننده زندگی دنیوی شماست. لذا ما باید نظم را جدی بگیریم.

تا چه حد به نگاه استراتژیک و ارائه ی راه حل های ملی اهمیت می دهید؟

هر سنگی که به حوض آبی می افتد متناسب با حجم خود و حجم حوض، ایجاد موج می کند و لذا راهکارهای بین المللی بهتر از راهکارهای منطقه ای و منطقه ای بهتر از ملی و ملی بهتر از استانی و استانی بهتر از شهری و شهری بهتر از روستائی جواب می دهد. لذا باید بیشتر به دنبال راه حل های ملی باشیم مگر این که مسآله یک مسآله بومی و منطقه ای باشد که باید به طور ویژه بدان رسیدگی کرد. به هر حال هر موضوعی باید به نسبت اثر گذاری در کشور مورد ملاحظه قرار گیرد. ما باید قوانین بلند مدت بر اساس آمایش سرزمین به صورت علمی تنظیم و به اجرا بگذاریم.

یک فیلسوف اساسا می تواند در قوه ی قانون گذاری و نظارت کشور فعالیت موثری داشته باشد؟

بله همه چیز به فلسفه مربوط می‌شود و ما الان فلسفه‌های مضاف داریم. اتفاقا در عصر غیبت انبیا و امامان این فلاسفه هستند که منشأ جریانات تاریخی می‌شوند. از آنجایی که منطق مقدمه فلسفه است و منطق به مانند ریاضیات ذهن را قدرت می‌بخشد، فیلسوف  بهتر می تواند این دو رسالت تقنین و نظارت بر اجرا را به عهده بگیرد.

در نزدیکی ایام انتخابات اخباری مبنی بر رایزنی حضرتعالی با جریان های مختلف سیاسی شنیده می شود. به نظر شما اصلاح طلبان براساس مبانی فکریشان، شما را در گعده ی جریانی خود قرار می دهند؟

بنده به صورت فرا جناحی وارد عرصه انتخابات شده ام اما بدیهی است که جریان های سیاسی روی افراد مطالعه کرده و برای هدایت افکار عمومی و ارشاد مردم لیستی تنظیم و ارایه خواهند کرد که در پیشگاه خدا و مردم در قبال آن مسئولند. امیدوارم آنقدر مقبول باشم که در همه لیست‌ها جای بگیرم. من در کار برای خدا با خلق خدا مشکلی ندارم. اساساً ورود اینجانب به عرصه انتخابات بر اساس مقبولیت و استقبال عمومی و نظر مثبت افراد موجه و انقلابی هر دو جناح سیاسی بوده است.

 نظر شما درباره‌ی کتاب تازه چاپ شده‌ی شناسنامه‌ی تبریز توسط آقای پولاد چیست؟

 نظر دادن در خصوص یک کتاب مستلزم مطالعه دقیق آن است که من چنین احاطه ای بدان ندارم اما بدیهی است هر اقدامی برای شناساندن شکوه و عظمت شهر تبریز ممدوح و قابل ستایش است؛ و از آنجایی که این کتاب به پنج زبان زنده منتشر شده می تواند در شناساندن تبریز و موقعیت تاریخی و معاصر آن مفید باشد.  

انتهای خبر/ع