خانواده‌ی پر جمعیتی را تصور کنید که با مشکلاتی هم‌چون بیکاری فرزندان، گرانی، مشکلات معیشتی، اقساط گران‌قیمت وام‌ها، اجاره خانه، خرید جهیزیه، مخارج تحصیل فرزندان و بسیاری دیگر از فشارهای اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کند. عقل اقتصادی ایجاب می‌کند اگر پدر خانواده توانست به لطف تلاش‌های شبانه‌روزی خود و همسرش مبلغ قابل توجهی به […]

خانواده‌ی پر جمعیتی را تصور کنید که با مشکلاتی هم‌چون بیکاری فرزندان، گرانی، مشکلات معیشتی، اقساط گران‌قیمت وام‌ها، اجاره خانه، خرید جهیزیه، مخارج تحصیل فرزندان و بسیاری دیگر از فشارهای اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کند. عقل اقتصادی ایجاب می‌کند اگر پدر خانواده توانست به لطف تلاش‌های شبانه‌روزی خود و همسرش مبلغ قابل توجهی به دست آورد، آن را صرف مهم‌ترین نیازهای خانواده نماید و از ولخرجی و یا حتی هزینه‌کردن برای نیازهای دست چندم و غیر ضروری خودداری کند.

فرهنگ عمید واژه اقتصاد را «دانش بررسی روش‌های کسب درآمد، مصرف کالاها و خدمات، روابط بازرگانی و سازمان‌دهی امور مالی برای بهره‌برداری بهینه از منابع تولید ثروت» معنا کرده و لغت‌نامه معین معنای «رعایت اعتدال در دخل و خرج» را برای این لغت ارائه کرده است.

اقتصاد در امور مملکت‌داری نیز تابع همین تعریف است و کسی معنای دیگری برای اقتصاد بیان نکرده که در کلیات، مغایر با این تعاریف باشد. اتفاقاً رعایت اعتدال در امور اقتصادیِ کشوری مانند ایران که با صدها مشکل اقتصادی روبه‌روست به شدت احساس می‌شود و باید بودجه و درآمدهای دولتی، صرف تأمین نیازهای فوق‌العاده ضروری مردم شود. این نیازها آن‌قدر زیادند که نگارنده از نگارش آنها خودداری می‌کند و البته مخاطب محترم نیز می‌داند که در این دوره و زمانه عمده‌ترین نیاز مردم چیست؟

کیست که افزایش بیکاری، گرانی، مشکلات معیشتی و اوضاع اسفناک مسکن به‌ویژه مسکن مهر را حس نکند؟ آیا تعطیلی کارخانه‌ها و رکود حاکم بر بازار و صنایع شوخی است یا واقعیت؟ آیا افزایش نرخ دلار تا مرز ۴۰۰۰ تومان، سه برابر شدن میزان نقدینگی و افزایش بدهی دولت به بانک‌ها طنز است؟ و چگونه امکان دارد با وجود چنین مشکلات بزرگی در نظام اقتصادی کشور، رئیس‌جمهور محترم از رشد ۷٫۴ درصدی اقتصادی در شش ماهه‌ی نخست امسال خبر می‌دهد و روزنامه‌ی دولت نیز آن را تیتر اول خود می‌کند؟

حالا با وجود چنین شرایطی، دولت مبلغ ۱۶٫۶ میلیارد دلار را صرف خرید ۸۰ فروند هواپیمای مسافربری کرده و رسانه‌های حامی دولت نیز آن را دستاورد بزرگ دولت قلمداد کرده‌اند. با نرخ دلار دولتی، این رقم چیزی حدود ۵۳ هزار میلیارد تومان می‌شود که واقعا رقم سرسام‌آوری است. فهم اندازه‌ی رقم‌های بالا زمانی ساده‌تر می‌شود که آن را با سایر اعتبارات مقایسه کنیم. مثلا بودجه عمرانی دولت در سال جاری ۵۹ هزار میلیارد تومان و بودجه پیشنهادی فرهنگی کشور در سال آینده کمی بیشتر از ۱۰ هزار میلیارد تومان است.

همچنین بودجه اختصاص یافته برای هزینه‌های عمرانی کشور در سال آینده ۶۰ هزار میلیارد تومان و بودجه پیشنهادی برای آموزش و پرورش ۳۱ هزار میلیارد تومان می‌باشد.

اکنون به راحتی می‌توان سنگینی قرارداد ۵۳ هزار میلیارد تومانی دولت جهت خرید ۸۰ فروند هواپیمای مسافربری را درک کرد، یعنی ۹۰ درصد کل بودجه عمرانی دولت در سال ۹۵، یا ۱٫۷ برابر کل بودجه آموزش و پرورش کشور در امسال!

با مطالعه‌ی بودجه‌ی در نظر گرفته شده برای بخش‌های مختلف اعم از سلامت، بهداشت و درمان، آموزش عالی، محیط زیست، صنعت و معدن، انرژی و … این پرسش به ذهن انسان متبادر می‌شود که مگر خرید این همه هواپیمای مسافربری در شرایط کنونی لازم است؟ آیا بهتر نبود دولت بخشی از این رقم فوق نجومی را به حوزه‌ی مسکن تزریق می‌کرد و یا آن را صرف ایجاد اشتغال و پایین‌آوردن نرخ بیکاری (که در این دولت ۳۰ درصد نسبت به زمان روی کار آمدنش افزایش یافته) می‌نمود؟

کسی با خرید هواپیما مخالفتی ندارد، اما آیا بهتر نبود به‌جای خرید ۸۰ فروند هواپیما، تعداد معقولانه‌تری هواپیما خریداری می‌شد و مابقی رقم قرارداد صرف نیازهای اصلی خانواده‌ی ۸۰ میلیون‌نفری ایران می‌گشت؟

منبع:آناج

انتهای پیام/س