بندهای توافق (یا بهتر بگویم قطعنامه) حاصله که در سایتها منتشر شده است و متاسفانه ترجمه های ناقص و عوامفریبانه ای از آن در اختیار عامه مردم قرار گرفته است، هیچ تناسبی با نمایش ابهت و قدرت و پیروزی مذاکرات ندارد.
بندهای توافق (یا بهتر بگویم قطعنامه) حاصله که در سایتها منتشر شده است و متاسفانه ترجمه های ناقص و عوامفریبانه ای از آن در اختیار عامه مردم قرار گرفته است، هیچ تناسبی با نمایش ابهت و قدرت و پیروزی مذاکرات ندارد.
به گزارش خبرنگار انعکاس بناب عباس فتحی زاده کارشناس مطالعات راهبردی طی یادداشتی نوشت: توافق هستهای دکتر ظریف وزیر امور خارجه ایران با گروه موسوم به ۱+۵ طی این هفته پس از حدود ۱۰ سال رفت و آمد و کش و قوص سیاسی و مذاکره بر سر حقوق مسلم ملت ایران در موضوع هسته ای و تحریمهای مختلف غرب علیه ایران، مسئله ای است که این روزها موضوع بحث محافل سیاسی و غیر سیاسی شده است. نکته اصلی که در این میان همه از آن غافل هستیم عملیات روانی بسیار وسیع و سنگین دشمن از بندبند و لحظه لحظه مذاکرات و نتایج آن است که در رنگها و سبکهای مختلف تحت قالبهای پیچیده تاکتیکی عملیات روانی در حال اجراست. هدف تمامی این عملیاتها انهدام نظام حکومتی ج.ا.ایران است که در مراحل مختلف خود تا به امروز گاه موفق و گاه با شکست سنگین روبرو بوده است. یکی از اقدامات پروپاگاندای رسانه ای جبهه دشمن در مسیر عملیات روانی، طرح مسئله پذیرش یا عدم پذیرش توافق انجام شده توسط دولت از سوی امام امت حضرت آیت الله خامنه ای است. هدف اصلی از این نوع طرح مسئله های دلسوزانه دشمن، ایجاد شکاف و فاصله بین ملت، دولت و ولایت فقیه بوده و هدف بالاتر این استراتژی، تضعیف موقعیت و مقام و جایگاه معنوی و قانونی رهبری در بین اقشار مختلف مردم است که نشانه گیری این سلاح خطرناک و خاموش بیشتر به سمت جمعیت حزب الله و انقلابی و جمعیت خاکستری جامعه است.
دو شکل از پذیرش به شکلی سیاه یا سفید محتمل است که ایشان یا قبول میکنند و یا قبول نمیکنند. با شناختی که از رفتار دشمن در بین کارشناسان مسائل سیاسی وجود دارد، در هر دو حالت شبهه ای را وارد خواهند کرد که اولا: "مگر رهبری از جریان مذاکرات بی اطلاع بود؟" و یا " ایشان که مطلع بودند پس چرا هیچ اقدامی برای ممانعت از توافق ننگین نکرند؟"
صفحه اول سایت رسمی سی.ان.ان با مقایسه دو تصمیم به صلح بزرگ ایران طی عمر انقلابی خود چنین نشان داد که پذیرفتن توافق لوزان از سوی حضرت امام خامنهای همانند نوشیدن جام زهر قطعنامه صلح با صدام از سوی حضرت امام خمینی(ره) خواهد بود. مسئله مذاکرات هستهای و تحریمهای غرب علیه ایران همیشه از سوی تحلیلگران مسائل راهبردی و سیاسی به شکلهای مغرضانه و یا تحت تاثیر عملیات روانی دشمنان نظام بوده و اظهار نظرهای غیر کارشناسانه متعددی در این خصوص ارائه شده است.
در این نوشتار سعی کرده ام به طور خلاصه ابعادی از اشتراک یا افتراق جام زهر صلح حضرت امام را با جام زهر صلح امروز مورد بررسی قرار دهم.
جام زهر حضرت امام در دهه ۶۰
تمام کارشناسان مسائل نظامی و نظریه پردازان جنگ بر این نکته هم عقیده اند که هرکشوری که مورد تجاوز نظامی واقع شود چهار حق و هدف را بر خود فرض می داند و برای رسیدن به این اهداف وارد جبهه جنگ تدافعی و کشتار نظامی می شود که عبارتند از:
متوقف ساختن متجاوز
دفع تجاوز و متجاوز
تنبیه متجاوز
اخذ غرامت از متجاوز
یک بررسی مختصر از اوضاع درگیریها و عملیاتهای مختلف نیروهای مسلح ج.ا.ایران در طول ۸ سال دفاع مقدس، حتی با نگاه غرض ورزی نیز نشان می دهد که ایران در دو هدف ابتدایی که سخت ترین و اصلیترین اهداف از ورود به یک جنگ تدافعی هستند، کاملا موفق بوده و نه تنها متجاوز را دفع کرده بود بلکه در مناطق مختلفی از خط نبرد همچون فاو وارد اراضی دشمن نیز شده و به تصرف درآورده بود.
طبق کنوانسیون های صلح و مفاد منشور سازمان ملل، رسیدگی به تنبیه متجاوز باید در مجاری بین المللی مورد رسیدگی قرار گیرد و شواری امنیت سازمان ملل موظف به اجرای بندهای تنبیهی مورد توافق و تصویب است. آنچه که از قطعنامه های متعدد صادره از سوی شورای امنیت در سالهای پایانی جنگ قابل استنتاج بود این بود که این شورا به دنبال تنبیه متجاوز نیست و جامعه صلح بین الملل بیشتر به دنبال نجات صدام از باتلاق جنگ بود. لذا در چنین شرایطی که جامعه بین الملل با کشور متجاوز همسو و همراه بوده و تمامی قطعنامه های صادره برای نجات صدام صادر می شد، ج.ا.ایران در طولانیتر کردن جنگ هدفی جز تنبیه متجاوز به دست رزمندگان خود نداشت. از اینروست که عملیاتهای انجام شده در سالهای پایانی دفاع مقدس عملیاتهایی هستند که مسئله آزادسازی اراضی اشغالی در آنها خیلی مطرح نیست و مسئله اصلی گوشمالی عنصر شرور غربی ها در منطقه و نمایش قدرت اتحاد مردم در برابر ابرقدرتهای متحد با صدام بود. در چنین شرایطی که ایران به هدف اول و دوم خود دست یافته است و در صدد اثبات متجاوز بودن صدام است، کارشکنی های برخی از دوستان داخلی و همصدایی آنان با عملیات روانی دشمن در داخل، حضرت امام را مجبور به قبول شرایط قطعنامه در شرایطی کرد که برتری جنگ با رزمندگان اسلام بود ولی قطعنامه صادره هیچ نشانه ای از معرفی صدام به عنوان متجاوز جنگ نداشت.
در چنین اوضاعی بود که بیماردلان داخلی به دنبال خط دهیهای رادیوهای بیگانه و منافقین سوالاتی را مطرح کردند که:
شما که می خواستید صلح کنید پس چرا این همه سال جنگیدید؟
چه ضرورتی بود که این همه مردم را به کشتن دادید؟
در همان سالهای اول پس از آزادسازی خرمشهر هم عراق به دنبال صلح بود چرا قبول نکردید و جنگ را ۸ سال طول دادید؟ و …
اینها همان مسائلی بود که پیروزی قاطعانه رزمندگان اسلام را در اهداف اول به فراموشی می سپرد و به مردم نمایشی از شکست و جام زهرآگین را نشان می داد درحالیکه جام زهر حضرت امام نشانه شکست نبود بلکه نشانه عدم دستیابی تمام و کمال به هدف سوم و فرار دشمن از تنبیه به دست ملت انقلابی ایران بود. البته سالها بعد با معرفی صدام به عنوان متجاوز جنگ، ایران به این هدف خود نیز دست یافت و هنوز در مجامع حقوقی بین الملل، حق درخواست غرامت جنگ برای ایران محفوظ است، ولی با توجه به شرایط پیش آمده در عراق و روی کار آمدن دولتی شیعی و همسو با اهداف و ایدئولوژی انقلابی ج.ا.ایران، پرونده غرامت جنگی فعلا مسکوت مانده است.
جام زهر حضرت امام در دهه ۹۰
بندهای توافق (یا بهتر بگویم قطعنامه) حاصله که در سایتها منتشر شده است و متاسفانه ترجمه های ناقص و عوامفریبانه ای از آن در اختیار عامه مردم قرار گرفته است، هیچ تناسبی با نمایش ابهت و قدرت و پیروزی مذاکرات ندارد.
تعطیلی غنی سازی در فردو و تبدیل آن به یک لابراتوار فاقد هرگونه کارآیی،
کاهش سانتریفیوژها از خط قرمز ۲۰ هزار سانتریفیوژ نسل هفتم و هشتم به کمتر از ۶ هزار سانتریفیو نسل اول،
تغییر کاربری رآکتور آب سنگین اراک به یک نیروگاه (که هزینه های آن مطلقا به صرفه نیست)
توافق به ادامه برخی از این مفاد به مدت ۵ سال ، برخی به مدت ۱۰ و ۱۵ سال و برخی مادام العمر،
ذکر کلمه تنها سایت غنی سازی، (به این معنی که در آینده نیز ایران هیچ گونه حق گستر و توسعه ندارد و این تعهد الی الابد است)
توافق برای عدم تجاوز از غنی سازی ۴ درصدی و ….
اینها مفادی است که شیران بیشه مذاکرات دیپلماتیک و اساتید علوم بین الملل پس از ۲ سال مذاکره با دشمنان قسم خورده به آن دست یافتند و موج شادی و پیروزی را در میان مردم وارد ساختند. در کنار این مسائل ، سخنان اوباما در روز هفدهم فروردین پس از حصول توافق، و در حمایت از امنیت اسرائیل به عنوان اولویت اول آمریکا جالب بود. ایشان هنوز گزینه های نظامی و تحریمها را علیه ایران روی میز دارند و اعتقاد دارند اگر چیزی علیه امنیت اسرائیل در توافقات باشد هنوز قابل بررسی است.
شرایط کنونی با شرایط قطعنامه دفاع مقدس قابل قیاس نیست. در آن روز ایران در شرایط پیروز میدان نبرد بود و حتی رزمندگان از قبول صلح به گریه افتادند. امروز تمامی تاسیسات هسته ای تعطیل شده و دانشمندان هسته ای ایران کنار گذاشته شده اند. بازگشت به شرایط دو سال پیش هم مدت زمان زیادی را می طلبد هرچند جناب رئیس جمهور علنا اعلام کرده اند که هسته ای ایران هیچ وقت به شرایط دو سال گذشته قابل بازگشت نیست.
حال در چنین شرایطی که مردم از پایین آمدن چند ریالی دلار و طلا خوشحالند و هنوز منتظر گره زدن مشکلات به مذاکرات هستند، و از سویی نگران حیثیت ملی و زحمات و خونهای ریخته شده در پای داشته های انقلاب هستند، نمی توان از ۱۰۰% جامعه انتظار داشت که همانگونه فکر کند که مقام معظم رهبری فکر می کنند. ایشان بارها و بارها هم در سخنرانیهای عمومی و هم در تجمع ها و دیدارهای خصوصی به آقایان تذکر داده اند و مخالفت خودشان را با مذاکره با گرگها نشان داده اند. ولی زمانی که علی(ع) حکمیت و صلح با معاویه را قبول کرد به معنای رضایت و قبول قلبی ایشان نبود بلکه قبول اجباری شرایط تحمیلی از سوی ملتی بود که خود را از علی فراتر دانستند و ابوموسی اشعری را انتخاب کردند که قائل به صلح بود و اعتقاد داشت امت اسلام از جنگهای پیدرپی خسته اند نه آنکه مالک اشتر را که به اعتقاد اشعث کندی "جنگ طلب" بود.
امروز نیز اگر سید علی مجبور به پذیرش قطعنامه و مفاد آن بشود به معنی رضایت از این مسئله نیست. به یقین نوشیدن زهر صلح امروز بسیار تلختر از زهری خواهد بود که حضرت امام خمینی برای پذیرش صلح با دشمن شکست خورده نوشید.
سخن آخر
از همین الان زمزمه های مهرآمیز اشعث کندی و عمروعاص در میان قشرهای مختلف مردم شروع به خزیدن کرده است: "اینها که میخواستند به این ارزانی هستهای را تحویل دهند پس چرا اینقدر مردم را با تحریمها آزار دادند؟" و یا "چه کسی تا بحال دیده که یک ریال از هسته ای سودی برای مملکت حاصل شده باشد؟" و یا "رهبری دیگر نمی تواند در مقابل تصمیم و توافق مردم برای آرامش مخالفت کند". غافل از آنکه این مردمی که فعلا سکوت کرده و رفتار نمایندگان خود را صبورانه زیر نظر دارند در زمان مناسب همچون یوم الله ۹ دی به یکباره میخروشند و قدرت تفکر و بصیرت خود را به رخ همه می کشند.
ولی قهرمانان مذاکرات این ملت در برابر قدرتهای حیلهگر جهان فراموش نکنند که اگر چنین توافق به قول اوباما "توافق خوب" صورت بگیرد از فردا روز دیگر هیچ یک از کشورهای انقلابی پیرو انقلاب اسلامی ایران جرات تبعیت از ایران را نخواهند داشت چرا که الگوی مقاومت آنها که ایران باشد به سادگی رضایت به برچیده سازی یکی از بزرگترین دستاوردهای جوانان انقلابی خود داد و عقب نشینی کرد. دیگر از بحرین و یمن و جوانانی که امید به مقاومت همیشگی، سرسختانه و انقلابی در برابر استکبار داشتند انتظار مقاومت نخواهد بود. شاید صدای شکسته شدن استخوانهای انتفاضه غزه و حزب الله نیز به زودی شنیده شود.
شعار و نگاه جالبی است که: "زمان زمان گفتگو، تعامل و دوستی با استکبار است نه رویارویی با دشمن قوی و خطرناک" ولی یادمان باشد که:
مردم ایران پیرو مردی هستند که حتی برای شکستن تحریم یک روزه آب هم مذاکره و صلح نکرد.
انتهای پیام/ش










علی
تاریخ : ۲۰ - فروردین - ۱۳۹۴
به یقین همین طور است که گفتید…مردم همانند یاران کربلا ایستاده اند ولی مسئولین مانند اشعث و عمر سعد و ابن عباس به دنبال منافع شخصی خود هستند و زهر و خنجر را برای امام خود به هدیه می آورند….نمونه دیگر این عدم احساس مسئولیت آقایان را در برخورد قاطعانه با تجاوز جنسی به دو نوجوان ایرانی در بازگشت از سفر حج در فرودگاه جده می توان یافت…هنوز آقایان منتظرند ببینند دیگر چه می شود
arash
تاریخ : ۲۰ - فروردین - ۱۳۹۴
واقعا عالی بود. درود بر رهبر فرزانه ایران
صلاح مملکت خویش را خسروان دانند
فتحی زاده
تاریخ : ۲۵ - فروردین - ۱۳۹۴
از نظر لطف دوستان تشکر می کنم و ان شالله در فرصتهای آتی نیز بتوانیم ابعاد تاریک و نامعلوم توافقات هسته ای را برای همشهریان و هموطنان مورد واکاوی قرار دهیم
خاک پای مردم ایران
فتحی زاده