به گزارش خبرنگار انعکاس بناب، این گفتگوی تفصیلی را با نماینده سابق شهرستان بناب، جناب آقای ضیااله اعزازی ترتیب داده ایم که در ادامه توجه شما را به این گفتگو جلب می نماییم. قبل از ورود به متن مصاحبه لازم است ذکر کنیم، مصاحبه با تمامی کاندیداهای احتمالی صورت خواهد گرفت و بی طرفانه قصد […]

به گزارش خبرنگار انعکاس بناب، این گفتگوی تفصیلی را با نماینده سابق شهرستان بناب، جناب آقای ضیااله اعزازی ترتیب داده ایم که در ادامه توجه شما را به این گفتگو جلب می نماییم.

قبل از ورود به متن مصاحبه لازم است ذکر کنیم، مصاحبه با تمامی کاندیداهای احتمالی صورت خواهد گرفت و بی طرفانه قصد داریم با این گفتگو ها به مردم کمک کنیم تا گزینه مناسب خود را در ۷ اسفند ۹۴ به صندوق بیاندازند، تا اینکه شاهد انتخاب فردی اصلح برای شهر عزیزمان بناب باشیم.

بدون مقدمه وارد مصاحبه می شویم و ابتدا تشکر می کنیم از جناب آقای اعزازی که وقت گرانبهای خود را در اختیار ما گذاشتند.

انعکاس بناب: آقای اعزازی خواهشمندیم ابتدا خودتان را معرفی کرده و در مورد سوابق کاریتان بگویید؟

اینجانب ضیااله اعزازی هستم متولد ۱۳۴۴، ابتدا افتخار می کنم که بگویم با کارگری و قالی بافی در شهر بناب تربیت و پرورش یافته ام. در دوران دفاع مقدس از نیمه دوم سال ۵۶ با مسائل انقلاب توسط برادر بزرگ ترم آشنا شدم؛ توسط ۲ یا ۳ کتاب مرحوم دکتر شریعتی که در دسترس بود با مسائل انقلاب آشنا شدم. بعد از انقلاب اولین تشکلی که در آن فعالیت کردم در محله خودمان انجمن اسلامی تشکیل دادیم. در سال ۵۸ آن روز انجمن های اسلامی در محله ها تشکیل می شد که توسط سپاه مدیریت می شد و هنوز از بسیج و پایگاه خبری نبود. در محله‌ای که ما ساکن بودیم (دیزج) انجمن اسلامی تشکیل شد. کم کم فعالیت خود را در مسجد شروع کردیم. اولین فعالیت مان در مسجد هم مراسمات دعا و جلسات قرآن و … بود. دوران هشت سال دفاع مقدس و یاد و خاطره بسیجیان ما؛ مخصوصاً مرحوم نادر نریمانی از اولین افرادی که در دیزج به ما آموزش اسلحه می داد. از آن جا فعالیت ما شروع شد. و بعد زمانی که بسیج در سال ۶۱ تشکیل شد من عضو بسیج شدم.

روزها معمولاً قالی بافی و شب ها درس می خواندم. از سال ۶۲ قالی بافی را کنار گذاشته و به مدرسه روزانه دبیرستان شهید بهشتی بناب رفتم. همزمان در آن جا عضو پایگاه بسیج محله خودمان بودم و کم کم بسیج دانش آموزی شکل گرفت و در بسیج دانش-آموزی هم به عنوان مسئول بسیج دانش آموزی دبیرستان و به عنوان مسئول انجمن اسلامی دبیرستان فعالیت کردم. در دوران هشت سال دفاع مقدس بود که دوره نظامی بسیج دانش آموزی شکل یافت که ما اولین دوره بودیم که سپاه یک ماه ما را به آموزش بسیج دانش آموزی برد.

در آن روزها با توجه به نیاز مملکت و زمان شدت یافتن جنگ بود. برای آن که جوان ها بیشتر آشنا شوند و مقدمات آموزش نظامی ببینند ما مربی آموزش نظامی شدیم. و در مدرسه ها ساعت ورزش را حذف کرده و کلاس آموزشی نظامی گذاشتند. من هم مسئول مربی ها بودم و هم خودم به کلاس می رفتم و خودم درس آموزش نظامی می گفتم و هم خودم در دبیرستان درس می خواندم و مسئول انجمن اسلامی دبیرستان بودم،  در محله هم مسئول پایگاه بودم، در عین حال هم در حال  و هوای جبهه بودم. هر آن احساس می کردم و دنبال فرصتی بودم که به جبهه بروم. البته چونکه اخوی های بزرگتر در جبهه بودند مسئولیت خانواده با من بود، اما با این حال هر از گاهی در عملیاتها شرکت می کردم و در سال ۶۵ در منطقه فاو در ۵ خرداد ماه مجروح شدم.

photo_2015-11-29_19-20-35 photo_2015-11-29_19-20-45

در آن روزها سپاه بناب پذیرش و گزینش نداشت. بعد از استخدام شدن در سپاه پاسداران به دوره تخصصی ارزیابی و سازماندهی سپاه رفتم و پس از اتمام دوره در مراغه بعنوان مسئول ارزیابی و سازماندهی سپاه ناحیه مراغه مشغول شدم. در سال ۶۸ ازدواج کردم و به جمع متأهلین پیوستم. بعد از ازدواج از سپاه استعفاء دادم.

بنا به اصرار مسئولین وقت به اداره بهداشت و درمان استخدام شدم. در اداره بهداشت و درمان مراغه به عنوان مسئول گزینش و مسئول حراست مشغول به کار شدم. از سال ۶۸ به استخدام اداره بهداشت و درمان در آمدم، مسئولیتهای مختلفی به من محول گردید. تا اینکه در انتها پس از شرکت در انتخابات دور هشتم مجلس شورای اسلامی به مجلس هشتم راه یافتم و بحث را برمی چینیم که اگر صحبت کنم مسائل حاشیه ای زیاد می شود رفتیم و نماینده شدیم و بعد از نمایندگی الان در خدمت شما هستیم.

انعکاس بناب خدمتگذار را چگونه معنی می کنید؟

اجازه بدهید با فرمایش حضرت امام (ره) به سؤال شما پاسخ دهم که فرمودند: اگر به من خدمتگذار بگویید از رهبر گفتن بهتر است. این نشان میدهد که کلمه خدمتگذار کلمه ای مقدس است، یعنی خدمت بدون منت؛ یعنی خدمت بدون چشم داشت. اگر این توفیق را آدم پیدا کند که بدون منت خدمت کند و بدون درخواست خدمت بکند؛ حتماً بعد از خدمت پشیمان نمی شود.

انعکاس بناب: آقای اعزازی برخی روستائیان بناب از اینکه نمایندگان مجلس به آنها کم توجهی می کنند، معترضند، نظرتان در این مورد چیست؟

البته اجازه بدهید این را این طور مطرح کنم: نه در روستاها بلکه در کلیات جامعه ما یک سری اخباری دریافت می کنیم و می شنویم که واقعاً احساس می کنیم که بین مردم و مسئولین کمی فاصله افتاده است و این به شهر و روستا ربطی ندارد و تمام اقشار مختلف این طورند. احساس می کنند آن طوری که مسئولان (این ها همه احساس اند تأکید می کنم، به اصطلاح این طور نیست که مسئولان ما کلاً به مردم بی توجهی می کنند، اعتقاد داریم نظام جمهوری اسلامی و مسئولان، خدمتگذار مردم اند). این احساس ها آمده و باعث شده مردم احساس کنند که کم توجهی می شود و یک مقدار به شأن و منزلت اجتماعی شان خوب توجه نمی شود. یک فضایی که الان این طور در مملکت ما ایجاد شده است یک مقدار از آن ها از طرف جریانات سیاسی نشأت می گیرد.

مثلاً دعواهای جناحی و سیاسی باعث شده که همدیگر را تخریب و اهانت و توهین می کنند، یا مثلاً برای این که این جریان سیاسی، آن جریان سیاسی را زیر سؤال ببرد بعضاً مشکلات را سیاه نمایی و برجسته میکنند، این ها طبیعتاً باز خوردش به مردم برمی گردد و بین مردم بی  اعتمادی به مسئولان ایجاد می کند که مثلاً می گویند هر که می آید و می خورد و هر کس می آید و برای خودش کار می کند. این از کجا ناشی می شود؟ این از این ناشی می شود که این جریانات و این همه انتخابات برای این که خودش را بین مردم خوب جلوه دهد، شروع می کند فرد قبل خودش را تخریب می کند و عملکرد آن فرد را زیر سؤال می برد، به قدری سیاه نمایی می کنند که انگار قبل از این فرد در مملکت هیچ اقدامی نبوده و بعد از آمدن این فرد همه چیز اتفاق افتاده است، اینگونه مسائل باعث می شود که بین مردم این احساس ایجاد شود که این دعواها و مخصوصاً این پرونده های فساد اقتصادی که در کشور مطرح می شوند، می آیند و این ها را بزرگ تر جلوه می دهند و بعد نمیتوانند جمع و جور کنند و به همین خاطر در روحیه مردم این احساس ایجاد می شود که این مسئولان انگار به خودشان مشغولند و به دعوا مشغولند و به موقعیت و به منافع خودشان مشغولند و ما فراموش شده ایم.

انعکاس بناب: راهکار شما برای صمیمیت بین مردم و مسئولان چیست؟

صداقت، مسئولان ما با مردم با صداقت صحبت کنند، واقعاً اگر اشتباه هم داشته باشند با مردم در میان بگذارند، صادقانه بگویند که از دست من برنیامد، من اعتقاد دارم اگر با مردم صادقانه برخورد کنیم اعتماد سازی کردیم. من چند روز قبل در یکی از روستاها با جمعی از اهالی محل آن روستا جلسه داشتم، به آنها شفاف گفتم که من در سال های نمایندگی خود آن طور که باید به مردم خدمت می کردم نکردم، و این یک واقعیت است، آدم باید صادقانه به مردم بگوید که مردم نتوانستم و از دستم برنیامد و توان نداشتم. مسئولان ما اگر صادقانه با مردم برخورد کنند بین مردم مشکلی پیش نمی‌آید.

انعکاس بناب: وظایف یک نماینده مجلس را توضیح دهید. وظیفه اصلی نماینده، تصویب قوانین و نظارت بر اجرای صحیح قوانین است. ولی متاسفانه در جامعه ما برخی افرادی که می خواهند به هر قیمتی نماینده مردم شوند، به میدان می آیند و خارج از وظیفه به مردم قول می دهند، و زمانی که خارج از وظیفه قول داده شد، بین مردم یک سری مطالباتی ایجاد می شود. من خودم اولین بار که نماینده شدم سعی می کردم که زیاد به بحث وظیفه نماینده پرداخت کنم و از کانال وظیفه نماینده مردم، مشکلات را حل کنم که بهترین کانال و مطمئن ترین کانال است. شاید بپرسید چطور؟ ببینید اکثریت مردم مثلاً من چون قالی بافی کردم می فهمیدم که قالیبافان بیشتر مشکل بیمه داشتند. بالاخره اگر قانون بیمه این ها را تحت پوشش قرار دهد، می توانند از مزایای بازنشستگی و از کارافتادگی استفاده کنند.

ما آمدیم در مجلس طرحی را دادیم به نام طرح بیمه قالیبافان که تصویب هم شد. و این نه تنها در حوزه انتخابیه من بلکه در کل کشور و هر کجا قالیباف بود، بیمه شدند. این بهترین شیوه بود. نماینده می تواند مشکلات را برای حل کلاً به این قالب بیاندازد و در حالت کلی و اساسی حل کند. برخی افراد در دوران انتخابات و قبل از آن مسائلی را طرح می کنند که مردم هم فکر می کند هر کاری را باید نماینده انجام دهد، مگر هر کاری را باید به نماینده بگوییم و هر صحبتی را باید با نماینده حل نماییم، در آن موقع اگر یک نفری به نماینده دسترسی نداشته باشد، آن نفر باید کارش لنگ باشد! اما اگر نماینده بگوید که وظیفه من تصویب قوانین و نظارت بر اجرای صحیح قوانین است آن موقع ما می توانیم آن مشکلاتی را که جامعه هست (مشکلات تحصیلی، ازدواج، مسکن، اشتغال و مشکلات کشاورزی و دامداری) به بهترین وجه لمس کنیم. من مثال بگویم، شما دامداری را فرض کنید، شیر دامداران را به چه قیمتی می خرند؟

آیا واقعا با کسر هزینه های علوفه و سایر هزینه های نگهداری امروز دامداری مقرون به صرفه است؟ نه تنها مقرون به صرفه نیست اما با این حال موقع فروختن شیر او خوشحال می شود. واقعا دامداران و کشاورزان ما زحمت زیادی میکشند اما چرا نباید از انها حمایت شود. ما باید بیاییم در مجلس قانونی بنویسیم که از دامداران حمایت کنیم، به نظر من به جای این که یارانه را به کارخانه بدهیم، به یک دامدار دهیم، تصور کنید چه تحول عظیمی در بخش دامداری اتفاق می افتد، به خدا قسم ارزش دارد. اینها را چطور باید تقویت کنیم. هدف انقلاب اسلامی ما خودکفایی است. من کودک بودم قبل از انقلاب یادم هست که از هلند به ایران پنیر وارد می کردند. خوب ما باید الان پنیر را تولید و صادر کنیم چون استعداد و زمینه ها و زیرساخت را داریم. مملکت ما مستعد است به مسائل کشاورزی و دامداری، ولی به طور کلی برنامه نداریم.

انعکاس بناب: جنابعالی قبلاً، نماینده مردم بناب بودید، آیا احساس می کنید کاستی هایی وجود دارد که دوباره می خواهید به میدان بیایید؟ یا هدف دیگری دارید؟

به هر حال چند سالی است که در این مملکت تجربه کسب کرده ایم، الان احساس می کنم که من یک پتانسیل هستم برای این مملکت، این تجربیاتی که کسب کرده ام حیف است که دیگران از این تجربیات محروم بمانند. حیف نیست واقعاً !!! چه من و چه افرادی که چند سالی است با آزمون و خطا در این مملکت بزرگ شده اند و تجربه کسب کرده اند، بالاخره این ها حیف است که بروند و کنار بنشینند و منتظر بمانند که عمرشان تمام شود.

آن روزی که توانمندتر از من و با تجربه تر از من بیاید من کنار می روم. شاید کسی بیاید و بگوید که من ۴ دوره نماینده شده ام و تجربه کسب کرده ام، شاید تجربه بیشتری دارد ولی آیا در این چهار دوره توانسته واقعاً وظیفه ای که داشته به شهرش، به استان، به کشور، با خودش ارمغانی بیاورد و کاری بکند!. مثلاً من ادعا می کنم قانون بیمه قالی بافان را من تصویب کردم یا مثلاً بنده قانونی که در توسعه برنامه پنجم تصویب شد در رابطه با دانشجویان خارج از کشور که ما بتوانیم بچه های ما بعد از مدتی که در خارج از کشور تحصیل کرده اند زمینه را مساعد کنیم بیایند به داخل کشور و ادامه تحصیل دهند، مزایایی دارد که پیشنهاد من بود که الان قانون شد، و الان کل کشور از این استفاده می کند. اینها قسمتی از عملکرد دوران نمایندگی من در مجلس هشتم بود که فکر کنم به درد هموطنان و همشهریان عزیز بخورد.

آیا آن عزیزی که چهار دوره نماینده شده در چهار دوره این مقدار کار کرده یا نه !!

منظورم این است که ما باید هوشیار باشیم، عملکردها و کارنامه ها را با دقت تمام تحلیل کنیم.

مدتی پیش یکی از معلمان عزیز نزد من آمد و گفت که معلم ها را در بخشهای اداری آموزش و پرورش در کارگزینی و … مشغول به کار می کنید، فوراً به ذهنم خطور کرد که چطور می شود ما یک قانون تصویب کنیم که در آموزش و پرورش نیروهای آموزشی که کوله باری از سابقه آموزشی و تجربه تدریس می باشند آنها را در قسمتهای اداری، بایگانی و … مشغول کنیم. با جذب نیروی متخصص اداری، مالی، حراستی و … هم قسمت اداری آموزش و پرورش پیشرفت می کند و هم اساتید معزز آموزش و پرورش از تدریس فاصله نمی گیرند. چرا باید یک معلم، مسئول حراست یا مسئول اداری شود و بعد از چهار سال کار اجرایی و دور بودن از مطالعات علمی دوباره به تدریس برگردانده و دوباره به تدریس مشغول شود، این کارهای اجرایی معضلی برای اساتید شده است. این طرح به ذهنم آمد که انشاءالله این دوره دوباره با حمایت مردم به مجلس راه پیدا کنم که در آن جا این مسائل را دوباره از راه قانون حل کنم.

انعکاس بناب: به نظر شما شخصیت و روحیه یک نماینده مجلس چگونه باید باشد؟

ساده  زیستی؛ پاک دستی، عدم چشم داشت طمع در بیت المال، حضرت آقا فرمایشی دارند که می فرمایند: با دستمال کثیف نمی شود شیشه را تمیز کرد. نماینده باید خودش فدایی باشد، و به دنیای خودش فکر نکند و به فکر خود و خانواده اش و اطرافیانش نباشد، به فکر مال اندوزی نباشد، خودش کارخانه نزند، از شهرام جزایری ها پول نگیرد، اطرافیانش ویژه خوار نباشند و الی ماشاءالله …

Untitled-3

انعکاس بناب: برخی کاندیداها و نمایندگان در ادوار گذشته و هم اکنون وعده های استخدامی به مردم و حامیانشان می دهند که گاهی عملی شده است، نظرتان در این خصوص چیست؟

چند روز قبل در تلگرام نوشته بودند که اعزازی به ۳۰ هزار نفر قول داده بود که استخدام کند. برایم جالب بود. این که مردم در مشکل اند واقعاً نمی شود کتمان حقیقت کرد. همان طور که مستحضرید هرکسی که بخواهد نماینده شود حامیان او اول از همه بعد از موفقیت، توقع حمایت دارند، که حق هم دارند. چه کار کنند؟ کجا بروند؟ و با چه کسی صحبت کنند؟

خواهی نخواهی این جوان بیکار شده است، تحصیل کرده بیکار مانده است! اما کاندیدا در این موارد باید چه کار کند؟ اگر کاندیدا می خواهد به هر قیمتی نماینده شود و همه را استخدام کند، مجبور است به همه بله بگوید که باید هم این را بکند تا رأی بیاورد، چه نماینده بشود یا نشود.

به نظر شخصی من اگر بنده ایشاالله نماینده شوم وظیفه دارم که به جوان جامعه فکر کنم. ولی اما چطور فکر کنم؟ آیا بروم آن فردی که واجد شرایط است نگذارم جذب اداره شود و آن فردی را که دوست من است ببرم جذب کنم؟ آیا اینگونه باید باشد؟ نه؛ در این صورت ظلم کرده ایم. زمینه را مساعد می کنم، برنامه ریزی می کنم، و برای اشتغال وقت میگذارم. به هر نحو ممکن سعی و تلاش می کنم که مشکلات مردم را حل کنم. نه تنها در حوزه انتخابیه بلکه در کل کشور.

ما در مجلس هشتم چند مورد از این قوانین را تصویب کردیم. از جمله آموزش یاران نهضت سوادآموزی که به کمیسیون آموزش و تحقیقات ما در مجلس مربوط می شود. برای حق التدریس ها مسیر را باز کردیم برای مربیان بهداشت مسیر باز شد برای مربیان مهد کودک ها و پیش دبستانی هم همینطور. این غلط است که همه از اعزازی انتظار داشته باشند که مستقیماً آنها را سر کار بیاورد. بلکه اعزازی با فکرش کار می کند.

من چند روز قبل هم در جلسه ای گفتم، دوره قبل۲۰ نفر در ستاد خودم در سطح کارشناس و فوق لیسانس فعالیت داشتند که ۱۶ نفر آنها جذب کار شدند و قانونی هم بود و بدون پارتی بازی و ویژه خواری انجام پذیرفت. مردم هم به همین دلیل به من اعتماد دارند. قبل از من تمام تحصیل کنندگان نه انسجام داشتند و نه نماینده وقت به آنها توجه می کرد و نه به ارتقای جوانان تحصیل کرده تدبیری کرده بودند، به جرأت می گویم من دست جوان تحصیل کرده را گرفتم، و سر کار فرستادم، این ها همه مستند است و می توانم ثابت کنم.

انعکاس بناب: در بحث شایسته سالاری چه حرفی دارید؟

قطعاً الان شایسته سالاری حرف اول را می زند، شما ببینید مدیرانی که توسط بنده در نهادهای مختلف، دانشگاهها در پستهای ریاست فعالیت می کردند، جزو نخبه های شهرمان بودند و دانشگاههای بناب در دوره بنده حقیر جزو درخشان ترین دوران شهرستان بود، هم از لحاظ بودجه ای و هم از لحاظ مصوبات رشته ای در تحصیلات تکمیلی کارشناسی ارشد و دکتری.

انعکاس بناب: هم اکنون مشکلات اساسی شهرستان بناب را در چه چیزی می بینید؟

الان در زمان فعلی مشکلاتی که حس می کنم، ناهماهنگی است؛ الان به هر اداره ای که می روی، مدیر هیچ امنیت شغلی ندارد چرا؟ در هر اداره ۳ رئیس عوض شده در عرض ۳ سال، من وقتی که نماینده بودم مردم می گفتند که اعزازی زیاد رئیس عوض می کند، در زمان من رئیس وجود داشت که ۲۰ سال بود که رئیس بود، که در زمان من هم ماند و کار کرد، شاید من میل و علاقه داشتم که این فرد ای کاش نبود، ولی می دیدم که واقعاً توانمند بود و کار می کرد چه اشکالی دارد که از تجربه خود استفاده کند.

از اساسی ترین ادارات ما بهداشت و درمان بود که ۳ رئیس عوض شده که چهارمی هم امروز و فردا برکنار می شود. آموزش و پرورش که ۳ رئیس عوض کرده و پیام نور ۳ رئیس عوض کرده است، در اداره صنعت و معدن و تجارت ۳ رئیس عوض شده است که اگر به هر اداره نگاه کنی یک مورد رئیس در هر سال عوض شده است. چرا باید جایگاه مدیریت در ادارات اینگونه تضعیف و متزلزل شود!!

طبیعی است که یک مدیر با مشاهده این اوضاع انگیزه خود را از دست می دهد. خوب، طبیعی است که فکر می کند که آن فرد رئیس چطور به مردم جواب می دهد. با این وضعیت متزلزل کسی که به پست ریاست انتصاب شده به افراد قبل خود نگاه می کند و می بیند که در موت کوتاهی برکنار شده اند. انتصاب یک رئیس نباید عجولانه باشد که بعد از انتصاب سریعاً شخص مورد نظر را برکنار کنیم؛ انتصاب باید کارشناسی شده و از روی فکر باشد. و به این مسایل بصورت سهل انگاری نباید پرداخته شود؛ مدیریت جامعه به عهده همین روسای ادارات است، یک رئیس اداره مسئولیت بزرگی دارد، ماحصل کل نظام را همین رئیس اداره اجرا می کند. مقننه اش، قضاییه اش و همه خلاصه می شود در این رئیس اداره، رئیس اداره ای که کل سیاست های نظام را اجرا می کند، در آن اداره و خروجی از آن بیرون می رود، اگر بیایید همین رئیس اداره را عوض کنی و بیایید در کوچه و بازار بگویید که اگر خوشتان نمی آید این را هم عوض کنم، به نظرتان چگونه می شود؟ اساسی ترین مشکل شهر ما عدم احساس امنیت شغلی به خصوص در صف کارکنان دولت و مدیران است. مسایل دیگر هم جای خودش که همه مردم می گویند پس میدان معلم چرا درست نمی شود، که چند سالی است که مانده است و مردم مدام به من می گویند که چی شد و من هم به آن ها می گویم که من در زمان مسئولیت های خودم پاسخگو هستم الان که در مسئولیت نیستم.

انعکاس بناب: در مورد اختلافات گذشته (بناب ـ مراغه ـ قوم¬گرایی ـ روستایی و شهری) چه نظری دارید؟

من به رقبایم دوست می گویم، بعضی از دوستانم می گویند که اعزازی این اختلافات را آورده است. به هیچ عنوان به این حرف‌ها من اعتقادی ندارم. چطور بگویم که برای برخی افراد برنخورد. اجازه دهید یک خاطره انتخاباتی بگویم؛ قبل از انقلاب در زمان شاه من یک دوستی در یکی از روستاهای ملکان داشتم که یکی از روزها میهمان این دوست شدیم، اگر لازم باشد اسمش را هم می گویم، قبل از انقلاب ۲ کاندیدا برای نمایندگی داشتیم به نامهای مرحوم آقای خلیل حیدرزاده منتصب به بناب و آقای ذهتاب که اصالتاً مراغه ای بود ولی در بناب اهل تبریز معرفی شده بود.

در ملکان که دوست ما سر صندوق بود می گوید من و برادر زنم به همراه نماینده بخشدار هر ۳ سر صندوق بودیم و رأی ها را جمع آوری می کردیم. ارباب هم یک نفر را دم در گذاشته بود تا سجل ها را از مردم بگیرد تا بدون دخالت مردم رأی ها را به نام شخص مورد علاقه ی ارباب و با نام مشخص در صندوق بیندازند.

بعد از شمارش آرا معلوم میشد، ارباب طرفدار که بود، دیدیم که همه به نام ذهتاب فرد آمده است. البته من طرفدار ذهتاب فرد نبودم، پس قبل از انقلاب ما دعوای بناب ملکان نداشتیم. این حرفها مستند است (آن آقا هم الان زنده است). من به نماینده بخشدار گفتم : اجازه بده ما در عوض کار اینها ۴۰۰ تا از این رأی ها را که به نام ذهتاب فرد بودند بیرون بیاندازیم و ۴۰۰ تا رأی به نام آقای حیدرزاده به صندوق بیاندازیم تا لااقل برابر شوند.

ما این کار را کردیم که از خوش حادثه آن دوره، حیدرزاده رأی آورد. که آخرین دوره انتخاباتی قبل از انقلاب بود. ارباب که این شرایط را دید به مسئول پشت در گفت چه کسی این کار را کرده است، او گفت که حتماً فردی که پشت صندوقه یعنی من. بعد از اجرای انتخابات، من رفتم به تهران پیش آقای حیدرزاده و جریان را گفتم، او هم گفت برو من پیگیری می کنم. دوباره برگشتم دیدم باز همان شرایط است مجدد پیش نماینده در تهران آمدم؛ مرحوم حیدرزاده گریه کرد و گفت : توان مقابله ندارم، برو خودت یه کاری بکن. من هم پنج شش ماه فراری ماندم که انقلاب شد و تمام. از این مطالب می فهمیم که قبل از انقلاب در این انتخابات به کاندیدای ملکان و بناب حساسیتی نبود (با خود بخشدار این اتفاق افتاد). حال کدام دست ها بودند که ملکان و بناب را به هم زدند؟ که بناب و ملکان از هم متنفر شد، چرا؟ چون به بازار بناب ۱۳ هزار نفر برای خرید می آمدند، چه کسی این کار را کرد که مشخص بود؟

از طرف دیگر با یک فرودگاه یک عمر ما را به دنبال خود کشاندند که اعتقاد دارم، اصلاً این فرودگاه فنی نیست و قابل استفاده نیست. کارشناسان شرکت هواپیمایی کشوری اعتقاد دارند که نشست و برخاست هواپیما در این محل به ضرر کادر هواپیما و مسافرین می باشد. چقدر حوضه استحفاظی بناب را کوچک کردند.

اصلاً معتقد نیستم به بحث شهری و روستایی و قومیت گرایی. الان تمام کشورهای اروپایی پول خود را یکی کرده و مشترک از یورو استفاده می کنند. می گویم الان ما هم می خواهیم این طور باشیم ولی به شبکه تلگرام که نگاه کنیم کلی توهین به شهری و روستایی و حاشیه ای میشود!

همین چند روز پیش در تلگرام نوشته بودند : امید اعزازی همین روستایی های (خر) هستند خودم در تلگرام با چشم خودم دیدم. آن قدر فشار کشیدم که چرا باید چنین توهینی شود مگر روستائیان عزیز ما جدا از شهر هستند. یک پیام صوتی به دنبال این پیام توهین آمیز گذاشتم و گفتم : عذرخواهی می کنم از رأی دهندگان به من و از هواداران و طرفدارانم. اگر شما به من رأی نداده بودید، امروز این اهانت را به شما نمی کردند.

همین توهین کنندگان متاسفانه دانشگاه دیده اند، فرهنگ دیده اند، در خارج درس خوانده اند و دانشمندند اما نمی دانم چرا ادب ندارند، ای کاش از ادب من به این افراد و از سواد آنها به من بدهند.

انعکاس بناب: اولین کلمه ای که بعد از گفتن این عناوین به ذهنتان می رسد بگویید؟

اعزازی : خدمتگذار

بناب : مهربانی

بسیجی : ایثار

جانباز : حضرت ابوالفضل عباس(ع)

فتنه : نفس طغیانگر

۷ اسفند : انشاءالله روز پیروزی حق بر باطل

امام خامنه ای : به به، صفا، صمیمیت، توانمندی، شایستگی، مدیریت

خانه ملت : هیچ چیز نمی توانم بگویم.

روحانی (منظور رئیس جمهور) : فردی خیلی زرنگ

انعکاس بناب: در پایان اگر سخن خاصی دارید بفرمائید؟

تشکر از شما و انشاءالله از تمامی همشهریان عزیز می خواهم که اگر این مطالب را ببینند، بخوانند و بشنوند از تمامشان می خواهم که اولاً دعا کنند که این مملکت را به طرفی ببریم که خیر و صلاحمان آن طرف است. انشاالله انتخابات ۷ اسفند خیر و برکت باشد برای مردم ما و نظام ما و انشاءالله توفیق پیدا کنیم که راه شهداء و امام را ادامه دهیم.

متعاقباً فیلم این مصاحبه را هم منتشر خواهیم کرد.

Untitled-2

———————-

گفتنی است، گفتگوی بعدی ما به زودی با حجت الاسلام باقری بنابی خواهد بود، چنانچه کاربران محترم در این خصوص سوالاتی داشته باشند می توانند از طریق «تماس با ما» سوالات مد نظر خود را ارسال نمایند.

انتهای پیام/ش